تبلیغات
فرهاد جابرشیرازی
@jaber.farhad

رهبری در دیدار با مردم انقلابی تبریز (28بهمن1391)

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 28 بهمن 1391-12:29 ب.ظ

                                        مثل روز روشن بود ...

        بخشی از بیانات رهبرمعظم انقلاب در دیدار امروزشان با مردم انقلابی تبریز

* قضیه بد و نامناسبی که در مجلس پیش آمد، ملت را ناراحت کرد و بنده حقیر نیز هم خود در قبال قضیه احساس تاثر کردم و هم به خاطر ناراحتی مردم ناراحت شدم.

 آقا در رابطه با حرکت احمدی نژاد در مجلس فرمودند :

 رئیس یک قوه به استناد اتهام ثابت نشده ای در دادگاه، دو قوه دیگر را متهم کرد که کار بد، نامناسب، تضییع حقوق اساسی مردم و خلاف شرع و اخلاق و خلاف قانون بود/ آرامش وامنیت روانی و اخلاقی جزو حقوق اساسی مردم است.

آقا در رابطه با پاسخ لاریجانی در مجلس فرمودند :

* دفاعی که رئیس محترم قوه از خود در قبال تهمتی که زده شده بود، کرد، قدری زیاده روی بود و لزومی نداشت.

آقا در مورد اقدام نماینده های مجلس(استیضاح وزیرکار)و بعض از حرفهای نماینده ها فرمودند :

* اصل استیضاح وزیر در ماه های پایانی دولت، آنهم به علت و دلیلی که مربوط به آن وزیر نیست، بدون توجیه، بی فایده و غلط بود. در داخل مجلس نیز برخی افراد حرفهای نامناسبی بر زبان آوردند که این رفتار نیز غلط و نامناسب با نظام جمهوری اسلامی بود.
 
آقا در مورد جریان 22 بهمن قم فرمودند:
 
* این نصیحت و گله‌گذاری امروز نباید موجب شود که عده ای راه بیفتند و علیه افرادی به عنوان «ضد ولایت و ضد بصیرت» شعار بدهند.  بنده با کارهایی که در قم اتفاق افتاد و یا قبل از آن در حرم امام اتفاق افتاده بود مخالفم/ بارها به مسئولین تذکر دادم که جلوی این کارها را بگیرند.  اگر این افراد واقعا حزب اللهی هستند این کارها را که به ضرر کشور است انجام ندهند/احساسات و خشم خود را برای جای لازم نگه دارید.
 
اما جمله ای که توجه من را جلب کرد :
 
                                       بنده " فعلاً " نصیحت میکنم
 
 
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مسئولین کشور به دنبال مُچ گیری ...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 15 بهمن 1391-06:41 ب.ظ

امروز در مجلس شوراء اسلامی حرف هایی شنیدیم و تصاویری دیدیم که حقیقتاً تاسف بار بود ! مسئولین قوا به دنبال مُچ گیری و ایجاد دور جدید اختلافات هستند . مردم نظاره گر همه چیز هستند و این حرکت زننده و بچه گانه را فراموش نخواهند کرد .

  مشکلات کشور چیست و آقایان به دنبال چه هستند ؟ مثل اینکه آقایان سوراخ دعا را گم کرده اند !!!

                           پخش فیلم فاضل لاریجانی در مجلس توسط احمدی نژاد



نوع مطلب : سیاسی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پنجاه و هفتمین سالگرد شهادت نواب و فدائیان اسلام

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 23 دی 1391-06:34 ق.ظ

     27دی ماه ، پنجاه و هفتمین سالگرد شهادت سید مجتبی نواب صفوی و یارانش

                   وصیت نامه شهید سیدمجتبی نواب صفوی

                                                        هوالعزیز

                                               بسم الله الرحمن الرحیم

به نام مقدس آخرین وصی و قائم آل محمد پیشوای غایب جهان و بشر وجود منزه امام زمان اعلی منزلت والا پایگاه مهدی عجل الله تعالی فرجه و حقق آمالنا و فیه آمین رب العالمین

برادران مسلمانم در سراسر دنیا، دوستان ثابت قدم خدا و محمد و آل محمد (ص) السلام علیکم و رحمة الله و برکاته ان الدنیا قد ادبرت و ان الاخره قد اقبلت. همانا دنیا از ما رو گردانده و آخرت به ما رو کرده است، آنچه از عمر ما گذشت و فانی شد از دنیا بود و آنچه بسوی ما رو کرده و بسویش شتابان می‌رویم آخرت است. پس بکوشید از ابناء این گذشته فانی نبوده از ابناء آن آینده حتمی باشید و خود را برای آن سرای جاوید آماده نمایید.       سیدمجتبی نواب و صفوی

(آه من قله الزاد و بعدالسفر) امیر المومنین وجود اقدس علی (ع) که جهانی پر از عشق و معرفت خدا بود و جهانی معرفت باید تا به شخصیتش کمی پی برد و جهان، وجود همانندش را پس از پسرعموی کرامش صلی الله علیه و آله ندیده و نخواهد دید، از قلت توشه و دوری و هیبت این سفر می‌نالید، بیایید و از خواب خرگوشی برخیزید و بپرهیزید از اینکه به بازی آزمایشی دنیا فریب خورده و آلوده شوید و تمام براهین استوار و آیات منیره خدا و حقایق نوربخش جهان را که بسوی خدا و معاد از راه انبیاء عظام علیهم السلام و محمد و آل محمد (ص) رهبری می‌کنند فراموش کنید.

(ندایی در رویا رسیده که گویا رفتنی هستم) آه، آه، حاشا و کلا خدا نخواهد که من و شما در زمره خاسرین و بدبختان قیامت و اصحاب جحیم شمرده شویم. آه، بشری که تاب مشقات آسان و زودگذر دنیا را نداشته در مصیبت کوچکی متزلزل و عاجز گردیده بی‌تاب می‌شوی چگونه تن ناتوان و زبون را مهیای آن آتشی می‌کنی که از غضب قهار خدای آتش و آب مشتعل گردیده است.

آه، عجبا این بشر ضعیف که با این سرعت ورود و خروجش از این آزمایشگاه دنیا طی گردیده هم آغوش خاک تیره می‌گردد با اینکه برای اصطبل و رباط هم معتقد است که باید از سوی صاحبش قانون و دین و مقصودی باشد چگونه قانون و نظام دین و مقصود خدای جهان و نماینده و نماینده عزیزش وجود اقدس پیغمبر اسلام حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله توجهی نکرده محیط فکر و زندگی خود را از طویله و اصطبل هم تنزل داده خود را برای همیشه در آتش جهل و شهوت پستش که افروزنده آتش غضب خداست می‌سوزاند؟ (اولئک کالانعام بل هم اضل) اینان مثل حیواناتند بلکه گمراه‌ترند.

آه، ای برادران، شما برای اتمام حجت حق و کسب رضای رحمان و طاعتش و برای نجات و تبرئه خود در پیشگاه عظیم خدای عزیز (و معذره الی ربکم) حق را بگویید و تبلیغ کنید و این بیچارگان را از بیچارگی فردا خبر دهید. و انذار نمایید و عدم رضای خودتان را نسبت به معاصی و نافرمانیها و تبهکاریها و طغیانهای آنها اعلام دارید (اما شاکرا و اما کفورا) یا هدایت پذیر گردیده و یا کفران می‌کنند. خدای عزیز از طاعتشان بی‌نیاز بوده از معصیت آنها هم حکومت بی‌زوالش زیانی نبیند و جهنمش وسیع بوده (تقول هل من مزید) میگوید آیا سرکش و عاصی بیشتری هستی؟ و الفاظ و فلسفه‌های پوچ و مظاهر رنگین و قدرتها و ژست‌ها و لباسهای فریبنده دنیا در آنجا ذلیل و پوسیده گردیده و دردی دوا نمی‌کند و به کاری نمی‌خورد.

آه از این غیبت طولانی، آه، برادران،‌ من دیدم و دیده هر عاقلی می‌بیند که محبت خدا از هر محبتی شیرین‌تر و اطاعت فرمانش از اطاعت شیطان و شهوت و نفس گرامی‌تر و پرهیز از عذاب آینده جاویدی که انبیاء برای بدکاران وعده کرده‌اند از پرهیز معصیتهای زودگذر دنیا عاقلانه‌تر و امید به رحمت و نعمت و لذت الهی حتمی و بی‌آلام بهشت از امید به ذلت فانی و خیالی احتمالی دنیا پابرجاتر و استوارتر می‌باشد و گردانیدن عنان وفا و عاطفه و محبت و غیرت بسوی آفریننده عزیز وفا و غیرت و محبت و غیرت نزدیکتر و صحیح‌تر و به حق و به جا بوده و پروانه شمع محبت او گردیدن و در راهش سوختن و به دریای رحمت و لطفش پیوستن سعادتی است که در زیر آسمان علم و عقل و وجود شهیرش فوق هر عنقا و همایی است که در خاطرها خطور کند و در تصور اندیشه کنندگان بگنجد.

آه به راه او خواستم که دنیا را در برابر حقایق اسلام تسلیم نموده اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده احکام منور اسلام را اجرا نموده حیات نوینی با نشر اشعه معارف اسلام بر پیکر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوه‌گر سازم و اگر هزار سال هم بر این منوال پرچم فداکاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش بدوش ناتوان خویش می‌کشیدم عاقبت مرگ بوده باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا می‌بوده باشد تا برای قلب شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد و الا هیچ، و خدا از اینها همه بی‌نیاز بوده و می‌باشد (نیته المومن خیر من عمله) و نیت مومن بهتر از عملش بوده خدا به نیت پاک لطف می‌کند و بس.

امید است به لطفش نیت پاکی و عشق سرشاری نسبت به ذاتش مرحمت فرموده به فضلش با ما رفتار فرماید. الحقنا الله بالحسین وجده و امه و ابیه و اخیه و ولده آمین رب العالمین.

فراموش نکنید که راه راست از هر کجا کج شد بیراهه و به سوی هلاکت است. و پس ای پیغمبر، راه از خانه اوصیاء او علی و یازده فرزند عزیزش تا امام زمان بوده که زنده و غایب است (و بملا الله الارض به قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا) که به اتفاق احادیث مسلمین (شیعه و سنی) خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌کند بعد از آنکه پر از ظلم و جور شود، انشاء الله.

خداحافظ، بر شما وفاداران راه خدا همگی سلام. تهران،

به یاری خدای توانا. برادر شما سید مجتبی نواب صفوی

 

و پنجاه و هفت سال گذشته است ، سید مجتبی در قبرستان وادی السلام قم  آرام گرفته است .  اما به علت بی توجهی دوستداران سید مجتبی و مسئولین شهر قم ، مقبره نواب رو به ویرانی است و به محلی برای حلقه های معتادین و ... تبدیل شده است !!!!

 

 

 

 



دنبالک ها: پنجاه و ششمین سالگرد شهید سیدمجتبی نواب صفوی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 26 شهریور 1391-06:00 ق.ظ

در پاسخ به توهین به پیامبرعظیم الشان اسلام

نوع مطلب : عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهترین و بدترین عضو بدن انسان

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 18 شهریور 1391-06:03 ق.ظ

 امیرالمؤمنین (ع) آن را این چنین توصیف و تشبیه كردند:

                      «جِرمش صغیر وجُرمش كبیر است.»

 

نیز از روی دلسوزی به فرزندشان محمّد حنفیّه فرمودند:

 

«فرزندم! بدان كه آن، همانند سگ درّنده‌ای است، ‌اگر آن را آزاد بگذاری تو و دیگران را زخمی خواهد كرد و نعمت را از تو دور كند و گناهان را به سوی تو می‌آورد. آن را محكم نگهدار و او را زندانی كن و مواظب‌اش باش همانند نگهداری و مواظبت كسی كه طلا و نوشته‌های با ارزش خود را نگهداری می‌كند،»

 

در هفتمین فراز از دعای امام عصر(عج)چنین می خوانیم: «و سدّد و السنتنا بالصّواب و الحکمة؛    خدایا! زبان های ما را به درست گویی و حکمت استوار فرما.»                                       زبان انسان

در این فراز از یکی از مهم ترین ارزش ها، و عالی ترین خلاقیت های سرنوشت ساز که مربوط به زبان است سخن به میان آمده، که به راستی اگر این دعا در زندگی انسان تحقق یابد، او به بزرگترین عامل رشد و ترقی و نورانیّت دست یافته، و سازنده ترین وسیله را برای پیمودن مدارج تکامل در اختیار گرفته است. از این فراز، دست کم سه مطلب استفاده می شود:

1ـ کنترل و نگهداری زبان از هرگونه انحراف و باطل گویی.

2ـ عادت دادن زبان به درست گویی و سخن حق و مفید و آموزنده؛

3ـ وسیله قرار دادن زبان برای آموزش دانش و حکمت ها و آگاهی های سودمند و تکامل بخش. هرکدام از این سه موضوع موجب استواری زبان شده، و آن را وسیله مفید و افتخارآمیز و زاینده برای رشد و تعالی خود و دیگران می سازد. و عدم وجود هر کدام از این ویژگی ها برای زبان، خسارت بزرگی در مسیر روند تکاملی انسان بوده و باعث شکست او در عرصه های معنوی، اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی خواهد شد. با توجه به اینکه زبان در حقیقت نماینده روح و روان و نشان دهنده چگونگی حالات روحی انسان است، و کلید در گنج انسانیت می باشد، تا آنجا که علمای اخلاق و عارفان سیر و سلوک، مسأله کنترل زبان و استفاده بهینه از زبان را نخستین منزلگاه دانسته، که بدون آن نه سیری هست و نه سلوکی. برای توضیح هر یک از سه ویژگی مذکور نظر شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:

1ـ کنترل زبان

کنترل زبان پایه نخست اصلاح زبان است، و آن به معنی مراقبت جدی و شدید برای نگهداری زبان از هرگونه انحراف، و خطاگویی است. هرگاه زبان، رها و لق و هرز باشد، بزرگترین بلا برای انسان خواهد شد، و محصول آن جز فتنه، گناهان بزرگ و انحرافات ویرانگر و خانمان برانداز نخواهد بود، و این که در روایات اسلامی از سکوت تمجید بسیار شده، این سکوت همان عاملی است که موجب کنترل زبان می شود، و به اصطلاح ترمزی در زبان ایجاد می کند، و چنین سکوتی غیر از تسلیم در برابر ظلم است که مردود می باشد و به راستی که زبان بی ترمز، همچون اتومبیل بدون ترمز است که در پیچ و خم های خطیر باعث خطرهای سنگین و غیرقابل جبران خواهد شد.

و از آنجا که زبان مهم ترین وسیله ارتباط انسان ها با یکدیگر و اطلاع رسانی و مبادله افکار و اندیشه ها است، می توان آن را از فعال ترین عضو بدن یاد کرد، زبان بیش از هر چیز دیگر بر انسان حاکمیت دارد، و همیشه در اختیار انسان است از این رو اگر افسار گسیخته باشد، خطرات آن با خطرات هیچ یک از اعضاء دیگر قابل قیاس نیست، آفات و گناهان کبیره ای که از زبان برمی خیزد، بسیار است که می توان آن را به گفته بعضی به صدها رسانید مانند: تهمت، دروغ، غیبت، سخن چینی، گواهی به باطل، خودستایی،اشاعه فحشاء و نشر اکاذیب، بیهوده گفتن، ناسزا گویی، خشونت با زبان، اصرار بی جا، تکدی گری و چاپلوسی با زبان، مسخره کردن، و آزار رسانی به دیگران با زبان، نکوهش دیگران، کفران نعمت با زبان، تبلیغ باطل و تشویق به گناه، وعده دروغ، بدزبانی، نهی از معروف و امر به منکر با زبان و...

محقق و فقیه بزرگ فیض کاشانی در کتاب ارزشمند المحجّة البیضاء، تحت عنوان آفات اللسان (خطرهای زبان) بحث مشروحی نموده، و به نقل از غزالی در احیاء العلوم، بیست نوع از گناهان و آفت های زبان را بر شمرده ، ولی حق این است که آفات زبان بیش از این موارد است و بعضی سی نوع از گناهان زبان را برشمرده اند، ولی باید گفت این موارد سی گانه قسمت عمده آن است، و گرنه گناهان زبان از ریز و درشت شاید به بیش از صد نوع برسد. و بعضی از گناهان نیز به طور غیرمستقیم از زبان سرچشمه می گیرد و می تواند رابطه ای با زبان داشته باشد، مانند: ریا، حسادت، تکبّر، قتل نفس، زنا و روابط نامشروع و...بر همین اساس از رسول خدا(ص)روایت شده فرمود: «انّ اکثر خطایا ابن آدم فی لسانه؛(1) قطعاً بسیاری از گناهان انسان از ناحیه زبان او است.» و نیز فرمود: «در روز قیامت بیشترین گرفتارها آنان هستند که بیهوده گو بوده و زبان لق و بی کنترل داشته اند.»(2)

و نیز فرمود: «خداوند هیچ یک از اعضاء انسان را مانند زبان عذاب نمی کند»، زبان عرض می کند:«خدایا چرا مرا بیش از سایر اعضاء عذاب می کنی؟ خداوند می فرماید: از ناحیه تو سخنی خارج شد و به مشرق ها و مغرب ها رسید، و باعث ریختن خون بی گناه و غارت اموال، تجاوز ناموسی گردید. به عزّت و جلالم سوگند تو را به گونه ای عذاب کنم که هیچ یک از اعضاء دیگر را آن گونه عذاب نکرده باشم.»(3) و نیز فرمود: «نجاة المؤمن فی حفظ اللّسان؛(4)نجات و رستگاری انسان با ایمان در کنترل زبان است.» و از امام صادق(ع) نقل شده فرمود: «از حکمت های داود(ع) این بود که، خردمند کسی است که به زمان خود آشنا باشد، و به کار خویش سرگرم بوده، و زبانش را کنترل نماید. و امام باقر(ع) در تعریف شیعه فرمود: «شیعیان ما لال(مراقب شدید زبان) هستند.»(5)

در این راستا سخن بسیار است، از جمله سخن معروف لقمان حکیم است که بسیار سخنی حکیمانه و کامل می باشد، او می گوید:«من در عمر طولانی خودم با چهارصد پیامبر ملاقات و خدمت کردم، و از همه گفتار و نصایح آنها چهار سخن را برگزیدم: 1ـ هنگامی که در نماز هستی، حضور قلبت را حفظ کن 2ـ هنگامی که بر سر سفره هستی، گلویت را (از مال حرام) حفظ کن 3ـ هنگامی که به خانه دیگری رفتی چشم خود را (از نگاه به نامحرم) حفظ کن 4ـ هنگامی که در بین انسان ها رفتی زبانت را حفظ کن.»(6) با توجه دقیق به گزینش لقمان، به اوج اهمیت کنترل زبان پی می بریم، که به راستی سخن بسیار حکیمانه و عمیقی است، و از ارکان کلیدی چهارگانه برای سیر و سلوک عرفانی و اخلاقی خواهد بود.

در اینجا برای تکمیل این بخش نظر شما را به دو نکته جلب می کنم:

1ـ دوستی داشتم در نزاعی با همسرش، همسرش سخن رکیکی به او گفت او جواب رکیک تر داد، همسر ادامه داد او نیز با کنترل زبانعدم کنترل زبان ادامه داد سرانجام دوستم عصبانی شد و پایه قلیانی را که در کنارش بود برداشت و به سوی همسرش پرت کرد، آن پایه به سر همسر خورد، ضربه مغزی شد و در نتیجه به قتل رسید.ضارب را دستگیر نموده پس از مدتی محکوم به اعدام شده و اعدام گردید، و چند کودک بی سرپرست به جای گذاشت. به راستی اگر آنها زبانشان را کنترل می کردند، به چنین خطر جبران ناپذیری گرفتار می شدند؟! آری زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد.

2ـ مرحوم آیت اللّه شیخ محمد تقی ستوده(متوفی 1420 هـ.ق) استاد عالیقدر حوزه علمیه قم می فرمود: «من وقتی که افراد اصرار می کنند و موعظه ای می خواهند، می گویم: زبان! زبان! باید مواظب زبانتان باشید، خیلی انسان باید سنجیده حرف بزند مرحوم خوانساری (آیت اللّه العظمی سید احمد خوانساری، متوفی 1405 هـ.ق) طوری بود که اگر پنجاه سال با ایشان می نشستی، درباره کسی یک کلمه نمی گفت، یا خود را بر کسی ترجیح نمی داد... ایشان خیلی بر زبانش مسلّط بود. زبان حفظش لازم است، چون جرم زبان سنگین است امیرمؤمنان(ع) درباره زبان می فرماید: «جرمه صغیرٌ و جرمه ثقیلٌ؛(7) حجم و جسم زبان، کوچک است، ولی جرم و گناه آن بزرگ است.»

هشدارها و تعبیرهای معنی دار امامان(ع)پیرامون آفت و خطر زبان نیز طریق دیگری است که ما را برای کنترل آن تأکید می کند. مانند این که امام علی(ع) فرمود: «زبان کلب عقور(سگ گزنده) است، اگر آن را رها کنی می گزد.»(8) و در سخن دیگر فرمود: «زبان حیوان درّنده است که اگر کنترل نشود می درد.»(9) و نیز فرمود: «زبان تیری است که به خطا می رود(در هدف گیری خطا می کند) بنابراین مراقب آن باشید که شما را صید نکند.»(10) و امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه خداوند خواست بنده (ناشایسته اش) را رسوا کند، رسوایی او را در هرزگی زبانش قرار می دهد.»(11)

و امام علی(ع) فرمود: «انسان باید به زبانش افسار بزند، زیرا زبان عضو سرکش و چموشی است، خداوند تقوای هیچ بندهای را مفید نمی داند، مگر این که زبانش را کنترل کرده و افسار بزند.»(12)

از اهمیت کنترل زبان همین بس که مطابق روایات بسیار، از پیامبر(ص) و امامان(ع)، هنگامی که هر روز صبح فرا می رسد زبان به تمام اعضاء بدن نظر می افکند، و می گوید: صبح شما چگونه است؟ آنها در پاسخ می گویند: «اگر تو ما را به حال خود بگذاری حال ما خوب است.»سپس زبان را سوگند داده چنین می گویند: «خدا را خدا را! رعایت حال ما را بکن. چرا که ما به وسیله تو دارای پاداش و عذاب می شویم.»(13) از جمله

امام صادق(ع) فرمود: «ما من یومٍ الّا و کلّ عضوٍ من اعضاء الجسد یکفّر اللّسان یقول نشدتک اللّه ان تعذّب فیک؛(14) روزی نیست جز آن که هر عضوی از اعضاء تن در برابر زبان فروتنی کنند، و بگویند: تو را سوگند به خدا مبادا به سبب تو مشمول عذاب شویم.»

مجازات سخت عدم کنترل زبان

قبلاً در مورد کیفر شدید آنان که زبانشان را کنترل نمی کنند به مطالبی اشاره شد، برای آگاهی بیشتر در این راستا نظر شما را به چند روایت زیر جلب می کنم:

1ـ رسول خدا(ص) فرمود: «کسی که پرچانگی کند، خطا و لغزش او فراوان می شود، و کسی که خطاء و لغزشش فراوان گردد حیاء او کم می شود و کسی که حیائش کم گردد، پرهیزکاریش کم می شود، و کسی که پرهیزکاریش کم گردد قلبش می میرد و داخل دوزخ می شود.»(15)

2ـ روزی پیامبر(ص) در موعظه خود به مردم فرمود: خدا بیامرزد بنده ای را که از گفتارش سود ببرد، و یا سکوت کند تا سالم بماند، زبان بیش از هر چیز دیگر بر انسان حاکمیت دارد. آگاه باشید تمام سخنانی که از انسان صادر می شود، به زیانش است، مگر یاد و ذکر خدا،امر به معروف و نهی از منکر، و اصلاح بین مؤمنان.یکی از اصحاب به نام معاذ بن جبل گفت: «ای رسول خدا! آیا سخن گفتن هم چنان چیزی است که انسان بر اثر آن عذاب شود؟» پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: «و هل یکبّ النّاس علی مناخرهم فی النّار الّا حصائد السنتهم...؛(16) آیا چیزی جز درو شده ها (و محصول) زبان انسان را از ناحیه صورت به دوزخ می افکند؟ پس هر کس می خواهد از عذاب در امان باشد و سالم بماند مراقب زبان و گفته هایش باشد.»

استاد آیت اللّه مکارم شیرازی در شرح این جمله می نویسد: «معلوم می شود گناهانی که به سبب آنها انسان با صورت به جهنّم می رود، سینه یا پا و یا دست نیست، بلکه دست آوردهای زبان است.شاید چنین عذابی برای این باشد که وقتی کسی را به سبب گناهی به آتش دوزخ می افکنند، با آن عضوی که گناه کرده می اندازند، و لذا چون با زبان گناه کرده، با صورت او را به دوزخ می افکنند تا اول زبانش بسوزد زیرا همین زبان آتش ها را برافروخته و به انسانها توهین و اذیت ها کرده است. باید هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم از خدا بخواهیم تا ما را از شرّ زبان حفظ کند، و شب هم وقتی به بستر می رویم، از گناهانی که به خصوص با زبان انجام شده استغفار کنیم، زیرا واقعاً انسان به سبب زبان در خطر عظیمی است.»(17)

3ـ امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «زلّة اللّسان اشدّ من جرح السّنان؛(18) کیفر لغزش زبان سخت تر از زخم و جراحت نیزه است.»

4ـ نیز فرمود: «پای انسان بر اثر ضربه ای که خورده خوب می شود، ولی ضربه زبان سرها را بر باد می دهد.»(19)

5 ـ نیز فرمود: «ربّ کلمةٍ سلبت نعمة؛(20)چه بسا یک کلمه (از زبان بی کنترل)موجب محرومیت از نعمتی خواهد شد.»

6ـ یکی از گناهان بزرگ زبان غیبت کردن است. از عذاب غیبت کننده همین بس که پیامبر(ص) فرمود: «کسی که مؤمنی را غیبت کند خداوند نماز و روزه او را تا چهل شبانه روز قبول نمی کند، مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.»(21)

نیز فرمود: در شب معراج گروهی را دید که با ناخن های خود صورت هایشان را می خراشند و مجروح می کنند. به جبرئیل گفتم این ها کیستند؟ گفت: این ها کسانی هستند که بر اثر عدم کنترل زبان، به غیبت و ریختن آبروی مردم پرداختند.»(22)

ولی کنترل زبان از غیبت به قدری ارزش دارد که پیامبر(ص) فرمود: «ترک الغیبة احبّ الی اللّه عزّ و جلّ من عشرة آلاف رکعةٍ تطوّعاً؛(23) ترک غیبت در پیشگاه خداوند متعال از انجام ده هزار رکعت نماز مستحبی محبوب تر و بهتر است.» آری آنچه که موجب ترک غیبت می شود، کنترل زبان است، و به راستی کنترل زبان چه نعمت بزرگی است که موجب آن همه الطاف و پاداش های ویژه الهی می گردد.

بر همین اساس وقتی که از امیرمؤمنان علی(ع) سؤال شد: «زیباترین آفریده های خداوند چیست؟ فرمود: سخن گفتن، و سپس سؤال شد زشت ترین مخلوفات خدا چیست؟ فرمود: سخن گفتن. سپس فرمود: با زبان و سخن گفتن، چهره ها سفید و نورانی می شود، و با همین سخن گفتن چهره ها سیاه می گردد.»(24) این مطلب ما را به یاد لقمان حکیم می اندازد، که مولایش روزی به او گفت: امروز برترین غذا را برایم فراهم کن، لقمان زبان گوسفندی را تهیه نموده و پخت و

نزد مولایش گذاشت. مولا در روز دیگر به او گفت: امروز بدترین غذا را برایم فراهم کن.لقمان باز زبانی تهیه نموده و پخت و نزد او نهاد.او پرسید: یک غذا چگونه هم بهترین و هم بدترین خواهد شد؟ لقمان گفت: زبان اگر به حق حرکت کند برترین عضو است و گرنه بدترین عضو خواهد بود.

7ـ حضرت علی(ع) فرمود: «من خاف النّاس لسانه فهو من اهل النّار؛(25) شخصی که مردم از گزند زبان او بترسند، آن شخص اهل جهنّم است.»

2ـ عادت دادن زبان به درست گویی

در فراز مذکور از دعای امام عصر(عج) چنین آمده: «خدایا زبان های ما را به صواب (درست گویی)استوار ساز.» واژه صواب در موردی گفته می شود که چیزی با حق اصابت کند، و هیچ گونه باطلی به آن راه نیابد. بنابراین مسأله استواری زبان به صواب به این است که آن را به درست گویی و حرف حق زدن عادت دهیم، به گونه ای که هرگز به ناصواب و به باطل گویی حرکت نکند، چنین کاری نخست بستگی به کنترل زبان از انحراف دارد، که بحث آن گذشت، دوم این که زبان را به راستی و درستی و حق گویی عادت دهیم به گونه ای که جز درستی به چیزی حرکت نکند. ما وقتی که به قرآن واژه قَول مراجعه کرده و دقت می کنیم می بینیم به ما می آموزد که سخن گفتن آدابی دارد، و باید حساب شده و سنجیده باشد، گاه می فرماید: «ولیقولوا قولاً سدیداً؛(26) و سخنی استوار و درست بگویند.» «و قولوا قولاً سدیداً؛(27) و سخن استوار و درست بگویید.»این دستور همان است که در دعای امام عصر(عج) آمده «و سدّد السنتنا؛زبان های ما را استوار گردان.» و گاه می فرماید: «قولاً معروفاً؛(28)سخن نیک و زیبا بگویید.»

و گاه می فرماید: «قولاً کریماً؛(29) بزرگوارانه و مهرانگیز سخن بگویید.» و گاه می فرماید:«قولاً لیّناً؛(30) نرم و با ملاطفت سخن بگویید.»و گاه می فرماید: «قولاً میسوراً؛(31) با نرمش و مهربانی با آنها سخن بگو.» و گاه می فرماید:«قولاً بلیغاً؛(32) با سخن شیوا و زیبا با آنها حرف بزن.» از این تعبیرات فهمیده می شود که باید زبان در سخن گفتن در موارد و جاهای گوناگون، به طور کامل مراقب باشد، و آداب را بشناسد و رعایت کند تا به آفات گرفتار نگردد.

و حتماً باید زبان را به آداب خوش کلامی و زیبا سخن گفتن، که یک نوع هنر است عادت داد، چنان که در روایت آمده: پیامبر(ص) سوار بر مرکبی بود، شخصی افسار آن را به دست گرفته بود و می کشانید، در این هنگام آن شخص از پیامبر(ص) پرسید: «بهترین کارها چیست؟»پیامبر فرمود: «اطعام الطّعام و اطیاب الکلام؛(33) بهترین کارها غذارسانی به مردم، و خوش گویی و زیبا سخن گفتن است.»

امام سجاد(ع) در بیان حقوق اعضاء، در مورد حق زبان می فرماید: و اما حق زبان آن است که او را از دشنام و زشت گویی برحذر داری، و به نیک گفتاری عادت دهی، و او را آمیخته با ادب به حرکت درآوری، و افسار آن را جز در موارد منافع دین و دنیا نگهداری، و از پرچانگی بازداری، و از بیهوده گویی دور نمایی... زیبایی عقل و خرد به نیک زبانی و درست سخن گفتن بستگی دارد.»(34)

باید توجّه داشت که اصلاح زبانی و عادت دادن آن به نیک گویی بستگی به تفکّر و تدبّر دارد، یعنی انسان قبل از سخن گفتن، اندکی فکر کند تا سنجیده و آگاهانه و خردمندانه سخن بگوید. برای تحقق این موضوع باید به خطرات زبان و پیامدهای آن توجه جدی کند، و مسأله سکوت را برای مهار زبان رعایت نماید، و کم گویی را از صفات خود قرار دهد، و نتیجه سخن را با ترازوی عقل و خرد ارزیابی نموده آنگاه تصمیم به سخن بگیرد. بر همین اساس پیامبر(ص) فرمود: «انّ لسان المؤمن وراء قلبه... و انّ لسان المنافق امام قلبه...؛(35) زبان مؤمن در پشت قلب او قرار دارد، هنگام سخن گفتن نخست می اندیشد، سپس آن را با زبانش امضاء می کند، ولی زبان منافق در جلو قلب او است، یعنی هنگام سخن گفتن، بدون اندیشه آن را با زبانش امضا می کند.»

علامه مجلسی(ره) می گوید: «بعضی از اصحاب رسول خدا(ص) سنگی را به دهانش می گذاشت، هرگاه می خواست سخن بگوید به اندازه بیرون آوردن سنگ از دهانش فکر می کرد که آیا سخنش برای خدا و در راه خدا و مورد خشنودی خدا است، و بسیاری از اصحاب و تربیت شدگان

پیامبر(ص) هنگام سخن گفتن همچون شخص غرق شده نفس می کشیدند(یعنی در فشار بودند که درست سخن بگویند) و همچون افراد بیمار سخن(را با آرامش) می گفتند، چرا که سخن درست سبب نجات انسان از هلاکت است. خوشا به سعادت کسی که به شناسایی عیوب و درستی گفتار توفیق یافته، و به ارزش سکوت(کنترل زبان) و نتایج درخشان آن آگاهی یافته است.» علامه مجلسی در ادامه سخن درباره ربیع بن خثیم (خواجه ربیع که در مشهد مقدس مدفون است) می نویسد: وی هر روز صبح کاغذی را نزد خود می نهاد، و تا شب هر سخنی می گفت در آن کاغذ می نوشت. وقتی که شب فرا می رسید آن سخنان را محاسبه می کرد تا ببیند چقدر نیک وچقدر بد بوده است، سپس می گفت: «آه و وای! آنان که سکوت کردند و زبانشان را نگهداشتند نجات یافتند، ولی دیگران زیان کردند.»(36)

3ـ زبان یا برترین وسیله برای آگاهی بخشی

سومین ویژگی زبان که از دعای امام عصر(عج) استفاده می شود، استواری زبان به آموختن و حکمت آموزی است. یعنی زبان استوار و الهی زبانی است که علاوه بر کنترل از گناه و علاوه بر درست گویی، وسیله ای برای تبیین حقایق و آموزش و پرورش و آگاهی بخشی و اطلاع رسانی صحیح گردد. واژه حکمت در اصل از ماده حَکَم (بر وزن حرف) به معنی منع است، و از آنجا که علم و دانش و تدبیر که از معانی حکمت است، انسان را از کارهای خلاف باز می دارد، به آن حکمت می گویند. حکمت دارای معانی بسیار و مفهوم گسترده است، از جمله: معرفت،شناخت اسرار، آگاهی از حقایق و وصول به حق از نظر گفتار و عمل و تلاش، و نیز به معنی نور الهی آمده که انسان در پرتو آن از تاریکی گمراهی ها، و از وساوس شیطان نجات می یابد، و به طور کلی حکمت بر دو گونه است: 1ـ حکمت نظری2ـ حکمت علمی. حکمت به قدری ارزشمند

است که خداوند می فرماید: «ومن یؤتی الحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً؛ به کسی که دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است.»(37)

امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «قلب خود را با موعظه زنده بدار، و به وسیله نور حکمت نورانی کن»(38) و نیز می فرماید: «حکمت گمشده مؤمن است، آن را اگر چه از ناحیه منافقان باشد دریافت کن.»(39)

کوتاه سخن آن که به فرموده حضرت عیسی(ع): «به حق به شما می گویم که خورشید وسیله روشنی هرچیز است، و حکمت مایه روشنی هر روح و روان است، و پرهیزکاری سرلوحه هر حکمت است.»(40)

نتیجه این که طبق دعای امام عصر(عج)باید زبان را علاوه بر درستی، به حکمت استوار ساخت.

توضیح آن که: زبان از بزرگترین نعمت های الهی است، واز شگفت انگیزترین اعضای بدن می باشد که نقش به سزایی در سلامتی و امکانات کاربردی انسان را دارد، و در میان فواید زبان، از همه مهم تر سخن گفتن آن است که با حرکات سریع و پیاپی و منظّم و جست و خیز زبان در جهات ششگانه انجام می گیرد، و استعداد انسان به تکلّم به وسیله زبان از عنایت های خاص الهی است، و این مطلب با مقایسه با آدم لال به خوبی روشن می شود. بنابراین طبق قانون لزوم شکر نعمت ها، باید شکر نعمت زبان را به جا آورد، و شکر کامل آن به این است که آن را کنترل نموده و به درست گویی و تعلیم و آموزش ارزش ها عادت داد. قابل توجه این که نقش زبان به قدری در اصلاح ایمان و استواری قلب بسیار است که پیامبر(ص) فرمود:«لایستقیم ایمان عبدٍ حتّی یستقیم قلبه، و لایستقیم قلبه حتّی یستقیم لسانه؛(41) ایمان کسی استوار نمی شود مگر این که قلب او استوار و استقامت یابد، و قلب او استوار نیابد مگر این که زبانش استوار گردد.»

برای تکمیل این مطلب، نظر شما را به این سخن جالب پیامبر(ص) جلب می کنم: آن حضرت فرمود: «خداوند و فرشتگان و همه مخلوقات حتی مورچه در لانه اش، و ماهی در دریا بر معلّم و گوینده درس های نیک صلوات و درود می فرستند.»(42)

نیز فرمود: «معلم و آموزگار نیکی ها مشمول استغفار همه موجودات زمین، و ماهیان دریا و زندگان فضا و همه اهل آسمان ها و زمین است.»(43)روشن است که ابزار مهم آموزش کارهای نیک، زبان است. نتیجه این که باید از زبان برای تعلیم حکمت و آگاهی بخشی اکثر استفاده را نموده تا به پاداش های عظیم رسید.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

44. المحجة البیضاء، ج 5، ص 194.

45. همان، ص 207.

46. اصول کافی، ج 2، ص 115.

47. همان، ص 114.

48. همان، ص 116 و 113.

49. المواعظ العددیه شیخ حرّ عاملی، ص 142.

50. ستارگان حرم، ج 12، ص 62.

51. بحارالانوار، ج 71، ص 287.

52. همان، ص 29.

53. غررالحکم؛میزان الحکمة، ج 8، ص 498.

54. بحارالانوار، ج 78، ص 228.

55. نهج البلاغه، خطبه 176.

56. اصول کافی، ج 2، ص 115.

57. همان.

58. همان.

59. نهج البلاغه، حکمت 349.

60. بحارالانوار، ج 77، ص 178.

61. انوار هدایت، ص 73.

62. غررالحکم.

63. بحارالانوار، ج 71، ص 287.

64. همان، ج 75،ص 259.

65. تنبیه الخواطر، مجموعه ورّام، ص 93.

66. بحارالانوار، ج 75،ص 261.

67. تحف العقول، ص 154.

68. سفینة البحار، ج 2، ص 510(واژه لسن).

69. سوره نساء، آیه 9.

70. سوره احزاب، آیه 70.

71. سوره بقره، آیه 235.

72. سوره اسراء، آیه 23.

73. سوره طه، آیه 44.

74. سوره اسراء، آیه 28.

75. سوره نساء، آیه 63.

76. بحارالانوار، ج 71، ص 312.

77.تحف العقول، چاپ جدید، ص 448.

78. المحجة البیضاء، ج 5، ص 195.

79. بحارالانوار، ج 71، ص 284.

80. سوره بقره، آیه 269.

81. نهج البلاغه، نامه 31.

82. همان، حکمت 80.

83. تحف العقول، ص 618.

84. بحارالانوار، ج 68، ص 287.

85. کنزالعمّال، حدیث 28736.

86. بحارالانوار، ج 2، ص 17.



نوع مطلب : اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عسلی که از سبدخرید حذف شده است !

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 9 شهریور 1391-06:03 ق.ظ

عسل که واژه ای با ریشه عربی است به ماده شیرین تخمیر شده ای گفته می شود که زنبور عسل آن را تولید می کند . قرآن کریم از تاثیر شفادهندگی عسل سخن می گوید و همچنین از حضرت رسول خدا(ص) روایت شده که می فرمایند:

"مردم به چیزی همانند عسل شفا نیافته اند که آن شفای همه دردهاست." عسل زنبور

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز می فرماید:

"عسل شفای همه بیماریهاست و هیچ بیماری نیست ، مگر اینکه بلغم آن را کاهش می دهد و به قلب جلا می بخشد."

بوعلی سینا بزرگترین پزشک مسلمان در قرن چهارم در کتاب" قانون "در طب می نویسد:

عسل اندرون را تقویت ، نیرو را زیاد و اشتها را بازمی کند.

همچنین در جای دیگری کاربرد آن را به صورت نان عسلی وآرد گندم بر روی زخم توصیه می کند و می گوید عسل در به هم آوردن زخمهای چرکین کمک می کند.

مصرف عسل شاید قدمتی به درازای حیات انسان داشته باشد.

قدیمی ترین اسناد پزشکی با قدمت حدود 3500 سال قبل از میلاد که در مصر کشف شده نشان می دهند که عسل برای درمان زخمهای گوارشی، کلیه، چشم و دیگر اندامها استفاده می شده است.


نحوه تولید عسل

زنبورابتدا شهد گلها یا گیاهان را مکیده ودر چینه دان خود با بزاق مخلوط می کند و با چندین بارفرو بردن و بیرون آوردن آن را در کندو به زنبورهای جوان تحویل می دهد.  رنبور عسلزنبورهای جوان نیزکه غدد آنزیم ساز آنها به حداکثر رشد رسیده، شهد را دهان به دهان می چرخانند و پس از مخلوط کردن با بزاق دهان و فرو بردن و بیرون آوردن از چینه دان عسل ساز خود و گرفتن قسمتی از آب ، آن را تبدیل به عسل می کنند.

این عسل در حجره های موم مانند برگردانده می شود . سپس زنبورها با بال زدنهای مکرر آب آن را تبخیر کرده و در نتیجه عسل پخته شده روی آن را با یک ورقه موم سفید می پوشانند. مقدارمختصری از عسل را خود زنبورها مصرف می کنند و بقیه حاصل زحماتشان را ما انسانها استفاده می کنیم.

جالب اینکه دانشمندان معتقدند زنبور به هنگام ساختن عسل آنچنان ماهرانه عمل می کند که خواص درمانی و دارویی گیاهان کاملاً به عسل منتقل شده و محفوظ می ماند.

رنگ عسل بر حسب آنکه زنبور بر چه گل و ثمره ای نشسته و از آن بهره گیری کرده تفاوت می کند.


ترکیبات عسل

1- عسل مهمترین منبع مواد قندی طبیعی است و تا کنون 15 نوع قند در آن کشف گردیده که از مهمترین آنها می توان به فروکتوز( قند میوه) به نسبت 40% و گلوکز ( قند انگور) به نسبت 30% و ( قند نیشکر) به نسبت 40% اشاره کرد.

2- عسل به لحاظ داشتن برخی از مواد تخمیری در تبادلات غذایی و کمک به هضم غذا در میان خوراکی ها بالاترین مرتبه را دارد ، مهمترین مواد تخمیری موجود در عسل عبارتند از: آمیلاز، که مواد نشاسته ای را مبدل به قند و اینورتاز، که قند معمولی را به قند انگور و قند میوه مبدل می سازد و نیز کاتلاز، پروکسیداز، ولیپاز.

3- عسل دارای ویتامین های بسیار است که از جمله مهمترین آنها ویتامینB6 , B5 , B2 , B1 ، ویتامینA , E , K , C است. هر چند مقدار این ویتامین ها در عسل زیاد نیست ولی کافی و مفید است. البته مقدار این ویتامینها بستگی به نوع شیره ای دارد که زنبور از گلها می گیرد.

4- عسل دارای انواع پروتئین، اسیدهای آمینه، اسیدهای آلی مثل اسید فورمیک، مشتقات کلروفیل مقداری آنزیم و محرک های حیاتی و رایحه های معطر است.

5- املاح معدنی در عسل فراوانند از جمله: کلسیم ، سدیم، پتاسیم، منگنز، آهن ، کلر ، فسفر، گوگرد و ید.

بسیاری از محققین تاکید دارند که عسل دارای عوامل قوی ضد میکروب است.


موارد استفاده عسل در پزشکی

از عسل در موارد گوناگون به صورت خوراکی و یا به صورت موضعی در درمان بیماریها در طب اطفال، بیماریهای گوارشی، بیماریهای تنفسی، بیماریهای چشمی، بیماریهای زنان و زایمان، بیماریهای گوش و حلق و بینی، بیماریهای قلبی، بیماریهای کلیه و دستگاه عصبی استفاده شده است. شیوع انواع میکروبهای مقاوم به آنتی بیوتیک اخیرا منجر به ارزیابی مجدد روشهای درمانی باستانی از جمله عسل شده است . تحقیقاتی که امروزه بر روی عسل انجام شده ، بر یافته های گذشتگان صحه گذاشته است.

عسل محتوی آنزیم هایی است که ممکن است در فرآیند ترمیم با تحریک ایجاد بافت کمک نماید.

عسل مایع ورمی(یا چرک) را جذب می کند واز این طریق زخم را تمیز می نماید. همچنین عسل درد و تحریک را کاهش می دهد و بوی نامطبوع را از بین می برد.



نوع مطلب : تغذیه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکس/سه خوردوی بمب گزاری شده در نزدیکی سالن اجلاس سران عدم تعهد

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:سه شنبه 7 شهریور 1391-03:38 ب.ظ

در نزدیکی محل برگزاری شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران ، سه خوردوی بمب گزاری شده دیده شد.

شانزدهمین اجلاسیه سران کشورهای غیر متعهد

 


عکس ها را در اینجا ببینید

نوع مطلب : عکس  سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سئوال و جواب درباره ازدواج موقت

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 5 شهریور 1391-06:24 ق.ظ

سئوال:

ازدواج موقت با شروط انجام می‌شود، وگرنه «استغفر‌الله» هیچ فرقی با زنا ندارد. پس نباید از آن تفسیر غلط کرد. چرا بزرگش می‌کنید؟ اصالت با ازدواج دائم است.

ایکس – شبهه: البته که اصالت با ازدواج دائم است و ازدواج موقت شروطی دارد، چنان چه ازدواج دائم دارد. اما شروطی که خداوند کریم وضع کرده است و نه آن چه به نظر ما خوش می‌آید. تفسیرش هم همان تفسیری است که به ازدواج دائم و موقت صدق می‌کند و نه هر تفسیر به رأیی که دیگران بپسندند.                                      ازدواج موقت

ازدواج دائم نیز اگر فقط همان یک خط خطبه از طرف زن و یک کلمه «قبلتُ» از طرف مرد (که به هر زبانی و بدون شاهد نیز می تواند جاری شود) نباشد، هیچ فرقی با زنا ندارد. در ادیان، مکاتب و حتی سنت‌های قومی و قبیله‌ای دیگر نیز ازدواج به جز همان یک خطبه‌ای که از طرف مقام مذهبی یا رسمی و یا توسط خودشان بیان می‌گردد، هیچ فرقی با زنا ندارد.

 

در کشورهای غربی مثل امریکا و اروپا که مع‌الاسف به نام دموکراسی جنسی زنا رواج یافته و از سنین 9، 10 یا حداکثر 13 سالگی به بعد رواج دارد و امری عادی تلقی می‌شود، فرق است بین زندگی یا ارتباط بدون ازدواج و یا با ازدواج و فرقش نیز همان یک جمله عقد است که در هر مذهب و مکتبی به تناسب قوانین خود بیان می‌دارند.

 

اما همان خطبه (به ویژه در اسلام)، طرفین را در حریم الهی وارد کرده و آنها را به تکالیفی موظف نموده و تعاریفی برای سایر رفتارها و حقوق فردی و اجتماعی ایجاد می‌نماید. به عنوان مثال در احکام اسلامی، بر اساس همین یک خطبه [اگر چه برای یک ساعت باشد]، مهر واجب می‌گردد، نفقه اولاد بر عهده‌ی پدر قرار می‌گیرد، ازدواج با پدر، مادر، خاله، عمو، عمه و دایی حرام می‌شود، عده طلاق یا جدایی معلوم می‌گردد، حق ارث تبیین می‌شود و ... .

 

پس، این جمله‌ی ضد تبلیغی که «تنها تفاوت ازدواج موقت با زنا، فقط یک خطبه است»، بسیار غیر منطقی است، چون اساساً تنها تفاوت ازدواج و زنا در تمامی دنیا و همه ادیان و مکاتب همین یک خطبه است، که البته چه در ازدواج دائم و چه موقت، به «نیت» طرفین بر می‌گردد و نه به ظاهر ادای جملات. یعنی چنان چه در احکام الهی بیان شده، طرفین حتماً باید قصد إنشاء (تحقق ازدواج) داشته باشند. یعنی حتماً زن باید خودش را به ازدواج مرد درآورد و خود را همسر وی بداند و مرد نیز باید این ازدواج را قبول کند.

 

در مورد تبلیغ نیز اگر دقت کنیم اذعان خواهیم نمود که مقوله ازدواج موقت (و حتی ازدواج دائم)، بسیار بیش از آن که مورد دفاع باشد، مورد حمله و ضد تبلیغ است(؟!) و قابل توجه آن که این ضد تبلیغ بسیار هدفمند و سازماندهی شده نیز انجام می‌پذیرد.

شما تا کنون چند فیلم، سریال، گزارش، مقاله علمی یا شعار تبلیغاتی در تبلیغ ازدواج موقت دیده یا شنیده‌اید؟

 

اما حتی در نظام جمهوری اسلامی نیز ازدواج موقت به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و آشکار یا پنهان، در فیلم‌ها، سریال‌ها، تریبون‌ها وبلاگ‌ها و ... مورد حمله است! تا آنجا که اگر گفته شود فلانی دوست دختر کسی شده است، ننگ و عاری محسوب نمی‌گردد و فسق و فسادی به نظر نمی‌آید، اما اگر گفته شود که ازدواج موقت کرده، به چشم بدی به او نگاه می‌کنند؟!

 

باید دقت شود که در بررسی یک مدل در روابط اجتماعی (به ویژه زن و مرد – بالاخص در اسلام)، نباید ذهن فوری متوجه رختخواب شود، با خنده‌های هوس آلود طرح شود و یا با بغض و چند شعار ژورنالیستی رد و تکذیب گردد. بلکه تمامی آثار مثبت و منفی، عواقب، نقش در ساختار فرهنگی، اقتصادی و حقوق مدنی و ... آن باید مورد توجه قرار گیرد.

 

اگر یک صد هزارم توجه و تبلیغی که غرب برای توجیه و رواج زنا، همجنس‌گرایی، رابطه جنسی با حیوانات و سایر ناهنجاری‌های جنسی داشته و دارد، جهان اسلام نیز به مسئله ازدواج دائم یا موقت داشت، اکنون شاهد این مشکلات عدیده نبودیم.

 

دقت شود، اگر چه در این هجمه و بمباران ضد تبلیغ علیه اسلام و احکام اسلامی، تبلیغ ازدواج موقت نه تنها قبحی ندارد، بلکه بسیار هم لازم است، اما آن چه تا کنون انجام گرفته، فقط دفاع از یک حکم الهی بوده است و به هیچ وجه به منزله تبلیغ آن نیست، بلکه به منزله جلوگیری از تکفیر آیات الهی و احکام اوست که جایگزینش حتماً الحاد و فساد و فسق می‌باشد.

 

احکام اسلام، همه حکم الله است و تصمیمات و اعتبارهای شخصی یا ذوقی نیست که رواج رد یا تکذیب آنها به همین سادگی جایز شمرده شود. هیچ فرقی بین احکام خدا در تحریم ربا، تحریم زنا، وجوب نماز و روزه یا وجوب تزویج برای برقراری رابطه جنسی زن و مرد وجود ندارد.

 

حمله، ضد تبلیغ، تکذیب و رد احکام ازدواج، طلاق، حضانت و ...، به ویژه در محافل یا رسانه‌های رسمی، دولتی و فراگیر، همان قدر خلاف و نکوهیده است که تکذیب یا ضد تبلیغ علیه نماز و روزه خلاف و نکوهیده است. اما به اذهان چنین القا کرده‌اند که حکم نماز الهی و مقدس است، اما با احکام مربوط به ازدواج و خانواده هر کاری می‌توانند بکنند!

 

تذکر:

 

البته نکات مهم دیگری نیز در این روند وجود دارد که قابل توجه است. بر اثر تبلیغات سوء، چنین به اذهان القا شده که تا بحث جواز ازدواج موقت پیش می‌آید، سریعاً مرد جوان متأهلی را مطرح می‌کنند که همسر جوان خود را رها کرده و به دنبال خوش‌گذرانی و زن بارگی رفته است(؟!) و هیچ اشاره نمی‌کنند که اگر زنی (به اصطلاح خودشان) مردان متأهل را اغوا می‌کند و اگر مردی نسبت به همسرش بی وفایی می‌کند، بدون ازدواج موقت هم این کار را می‌کنند.

 

چنان چه شاهدیم متأسفانه در جامعه ما نیز رواج یافته است و تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم در جهت عادی سازی این ناهنجاری پیش می‌رود.

پس، به هیچ وجهی بروز رفتارهای غیر منطقی، هوسرانی مرد متأهل، جلوه‌ها و کرشمه‌های زنانه و هنجارشکنی، به علت حلیت ازدواج موقت نیست، بلکه به علت ضعف ایمان، عقل، بصیرت، عشق، وفا و ... می‌باشد، که بدون ازدواج موقتش رایج‌تر و جاری‌تر است.

 

اگر در احکام بیان شد که خوردن گوشت حلال (چه به لحاظ حیوان و چه ذبح شرعی) بلا مانع است، نمی‌توان فوری چند مبتلای به نقرس، عوره، چربی خون، فشارخون و ... را مثال آورد و گفت: این نتیجه حلیت گوشت حلال در اسلام است. خیر. این ابتلائات نتیجه‌ی اسراف، شکم‌بارگی، بی‌بصیرتی و عدم توجه به تغذیه سالم است.

 

چه کسی گفته که مرد متأهل، بدون هیچ نیاز و ضرورتی همسر خود را رها کند و ازدواج موقت نماید و یا زنان (به حلال و حرام) در جذب مردان متأهل بکوشند؟!

 

اما در این جامعه، مردان جوان یا غیر جوان بسیاری وجود دارند که امکان ازدواج ندارند، زنان بسیاری نیز وجود دارند که به واسطه مرگ همسر و یا طلاق، بیوه و مجرد شده‌اند و در حال حاضر هیچ امکان ازدواجی هم برای آنان وجود ندارد. چه باید بکنند؟ ریاضت مضر به روح، روان، جسم و اخلاق؟ خودارضایی؟ یا زنا؟

 

بدیهی است که اگر هیچ راه مشروعی وجود نداشته باشد، خودارضایی و زنا جایگزین می‌گردد.

 

به قول شهید آیت الله مطهری:

«زن گندم نیست که بگوییم اضافه اش را به دریا می ریزیم، او نیز یک انسان است با تمامی نیازهای یک انسان. لذا خودش را زینت کرده و در خیابان به شوهران شما عرضه می‌کند».

 

و این همان است که دشمنان خدا و دین به دنبال آن هستند و هجمه گسترده‌ی آنها علیه ازدواج و ازدواج موقت به همین خاطر است که تنها جایگزین زنا و عواقب آن است.

رواج زنا و یا سایر ناهنجاری‌های رفتاری در روابط جنسی زن و مرد، برای دشمنان خدا، بار اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی و امنیتی دارد. لذا سرمایه‌ها، تشکیلات، شبکه‌ها و برنامه ریزی‌های کلانی را به آن اختصاص داده‌اند.

 

پس، حکم حلیت ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم، برای ساماندهی ساختار تبیین حقوق شخصی و اجتماعی، و نیز جلوگیری از فسق، فساد، فحشا و عواقب آن می‌باشد. اما دلیل نیست که حتماً همگان بدون هیچ ضرورتی به انجام آن اقدام نمایند.

                                           منبع : http://www.x-shobhe.com/main.php?sid=2527



نوع مطلب : احکام شرع  اجتماعی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سالگرد شهادت سیدعلی(آخوند بَصیر و مُجاهد)

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 28 مرداد 1391-01:01 ق.ظ

 مردی که برای خدا تغییر چهره میداد ، در رمضان آمد و در رمضان رفت ...

شهید سیدعلی اندرزگو در رمضان سال 1318 ش در تهران به دنیا آمد. سختی معیشت، او را از تحصیل بازداشت و به کار گمارد، ولی در همان حال به علوم دینی روی آورد و دروس فقه و اصول را طی کرد. شهید اندرزگو در نوجوانی با شهید نواب صفوی آشنا شد و در ستم‏ستیزی، از او الهام گرفت.      

                شهیدسیدعلی اندرزگو

وی در قیام 15 خرداد، به عرصه مبارزه با رژیم گام نهاد و مورد تعقیب مزدوران ساواک قرار گرفت. شهید اندرزگو پس از قیام 15 خرداد دستگیر شد و در زیر شکنجه‏های سخت، لب به سخن نگشود تا آزاد گردید. از آن زمان، وارد شاخه نظامی هیئت مؤتلفه اسلامی شد و در اولین اقدام، در اعدام انقلابی حسنعلی منصور، سرسپرده آمریکا و عامل تصویب کاپیتولاسیون و تبعید امام خمینی(ره) همکاری نمود. در آن ترور، شهید اندرزگو با این که بیشتر از 19 سال نداشت، اما نقش مهمی ایفا کرد.

از آن پس، رژیم، به شدت در تعقیب او بود و شهید اندرزگو مجبور شد که دائماً جابجا شود. این انقلابی نستوه برای این که مورد شناسایی ساواک قرار نگیرد، با نام‏های مستعار و قیافه‏های متفاوت آشکار می‏شد. اندرزگو، نقش مهمی در وارد کردن اسلحه به ایران برای مبارزه مسلحانه با رژیم داشت و برای این منظور به کشورهای دیگری سفر می‏کرد.

ساواک پس از سال‏ها تعقیب و گریز، سرانجام با کنترل مکالمات تلفنی مناطق وسیعی از تهران، او را شناسایی نمود و دریافت که در 19 ماه مبارک رمضان مهمان یکی از دوستان خواهد بود. محل، مورد محاصره قرار گرفت و شهید که راه فرار نمی‏دید، اسنادی را که در جیب داشت به دهان برد و خورد تا به دست ساواک نیافتند.

دژخیمان رژیم پس از درگیری که با او پیدا کردند، او را مجروح ساختند. با این حال، از این می‏ترسیدند که اندرزگو، به خودش مواد منفجره بسته باشد. این شهید والامقام سرانجام، طی این درگیری در دوم شهریور 1357 با زبان روزه در 39 سالگی شربت شهادت نوشید و به آرزوی دیرینه‏اش دست یافت. شهید اندرزگو قصد ترور شاه را داشت که شهادتش مانع انجام این نقشه گردید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمضان المبارک

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1391-12:28 ق.ظ

                   رمضان

ماه رمضان که خوابش هم عبادته پس چرا از این فرصت استفاده نکنیم ؟ واجباتت رو انجام بده و تو این ماه که شیطان در غل و زنجیره ، هوای نفست رو کنترل کن ( گناه صغیر ه  و  کبیره نکن )  تا خدا هم لذت عبادت رو بهت بچشونه

یه کارگر ساختمان سئوال کرده که تو این تابستون من چطور روزه بگیرم ؟

یه کمی که فکر کنیم میبینیم واقعا با شرایطی که این کارگر داره روزه گرفتن خیلی براش سخته ، پس باید چیکار کنه ؟ روزه نگیره ؟ خب اگر روزه نگیره گناه کاره و مستحق عذاب .

پس چیکار کنه ؟

برای اینکه مرتکب گناه نشه ، هر روز قبل اذان صبح نیت روزه میکنه و تا قبل از اذان ظهر باید 22 کیلومتر از شهرش خارج بشه و در اونجا روزه اش رو بخوره و برگرده به شهر و به کارش برسه(ضمنا : نباید در مکان عمومی روزه خواری بکنه گرچه روزه نیست ) .

البته باید بعدا قضاش رو بگیره . تو زمستون ! (کارگر ساختمان معمولا در زمستون بیکاره و روز هم کوتاه ).

                 به قولی اگر احکام شرعی رو بلد باشی نه جهنم میری نه به سختی میافتی

اینا رو گفتم که کسی مرتکب روزه خواری و گناه کبیره نشه ، نه اینکه بهانه باشه برا فرار از روزه وگرنه بهترین ماه برای روزه داری همین ماه رمضونه (ان تصوموا خیرلکم)



نوع مطلب : عکس  مناسبتها  احکام شرع 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...