تبلیغات
فرهاد جابرشیرازی
@jaber.farhad

عُجب و خودپسندی

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391-09:50 ق.ظ

مفهوم شناسی خودپسندی:

عُجب، یکی از حالت ها و ویژگی های منفی دل است. بر پایه کلام بزرگان علم اخلاق:

خودپسندی و عجب، آن است که آدمی به سبب عمل، کمال، مال، زیبایی، منصب و مقام و اموری از این دست، خود را بزرگ بشمارد. انسان خودپسند، کسی است که گمان می کند، ویژگی های ممتاز و برجسته و اعمال مهمی دارد؛ خواه این گمان او واقعیت داشته باشد و خواه توهمی بیش نباشد.

امام خمینی( ره) درباره عجب می نویسد:

مرحله اول عجب، حالتی است که فرد در قلب خود، با ایمان یا ویژگی دیگرش بر خداوند منت گذارد. مرتبه دوم، کرشمه و ناز کردن به خداوند متعال است. فرد خود را در این مرتبه، از اولیای خدا و در سلک مقربان و سابقان می پندارد و مرحله سوم، آن است که به جهت ایمان و ملکات، خود را شایسته و مستحق پاداش الهی بداند و مرتبه دیگر آنکه، خود را از دیگران بهتر و دیگر مخلوقات را ناقص و ناچیز شمارد.

کوتاه سخن اینکه هرگاه فرد عبادت ها، کارها و رفتار نیک خویش را توفیق الهی و نعمتی خداوندی بداند و بدین جهت خوشحال باشد و خدا را شکر گزارد، استمرار آن را از او بخواهد و بداند که هرگاه خداوند بخواهد، می تواند این نعمت را از او بگیرد، این سرور و بهجت درونی، خودپسندی نیست، ولی چنانچه منشأ این صفت ها یا کارهای نیک را شایستگی خود تصور کند و گمان برد، خداوند اینها را از او نخواهد گرفت یا بپندارد به سبب این ویژگی ها و کارها، حقی بر خدا دارد یا به جهت این کارها از پروردگار عنایت و کرامت انتظار داشته باشد، در این صورت، این حالت از جمله ویژگی های درونی به شمار می آید که بزرگان اخلاق و عرفان، آن را نکوهیده و در شمار رذیلت های اخلاقی دانسته و نامش را عجب و خودپسندی نهاده اند.

پیام متن:

از کسی که بر اثر عُجب، تنها خود را می بیند، انتظار نمی رود که خدا را ببیند، تا در برابر بزرگی او فروتنی اختیار کند.

 

پرهیز از بالیدن به زشتی ها و صفات بد :

گاهی در پی وسوسه های شیطانی، کار انسان به جایی می رسد که به کردار ناشایست خویش نیز می بالد و به آن افتخار می کند. امام راحل در این باره به این نکته اشاره می کند که خودپسندی و بالیدن به ویژگی ها و کارها، تنها به صفت ها و اعمال شایسته و نیکو منحصر نیست، بلکه گاه زشتی ها و رذیلت ها نیز در قلب آدمی عجب پدید می آورد:

اهل کفر و نفاق و مشرکان و ملحدان و صاحبان اخلاق زشت و ملکات پست و اهل معصیت و نافرمانی، گاهی کارشان به جایی رسد که به آن کفر و زندقه خویش عجب کنند و ابتهاج نمایند! خود را به واسطه آن دارای روح آزاد شمارند و خویشتن را دارای شهامت و مردانگی دانند و ایمان به خدا را از موهومات و تعبد به شرایع را از کوچکی فکر و اخلاق حسنه و ملکات فاضله را از ضعف نفس و بیچارگی شمارند و اعمال حسنه و مناسک و عبادات را از ضعف ادراک و نقصان مشاعر محسوب کنند، خود را به واسطه آن روح آزاد غیرمعتقد به موهومات و بی اعتنا به شرایع، مستحق مدح و ثنا می دانند. خصال زشت ناهنجار در دل آنها ریشه کرده و مأنوس به آنها شده، چشم و گوششان از آن پر شده، در نظرشان زینت پیدا کرده و آنها را کمال پندارند.

چنان که در این حدیث شریف نیز اشاره به آن شده، آنجا که فرمود: یکی از درجات آن این است که زینت پیدا کند از برای بنده، بدی عملش و آن را نیکو ببیند و این، اشاره است به قول خدای تعالی:

«أَفَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنا» (فاطر: 8) کما اینکه در آنجا که [خدا] می فرماید، گمان می کند که نیکو عمل می کند، اشاره است به قول خدای تعالی: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالاْءَخْسَرِینَ أَعْمَالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعا أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلاَ نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنا» (کهف: 103 - 105)

 این دسته از مردم که جاهل و بی خبرند و خود را عالم و مطلع می دانند، بیچاره ترین مردم و بدبخت ترین خلایق اند. اطبای نفوس از علاج آنها عاجزند و دعوت و نصیحت در آنها اثر نمی کند، بلکه گاهی نتیجه عکس می دهد اینها به برهان گوش نمی دهند، چشم و گوش خود را از هدایت انبیا و برهان حکما و موعظه علما می بندند. باید به خدا پناه برد، از شر نفس و مکاید آن که انسان را از معصیت به کفر می کشد.

پیام متن:

گاهی زشتی ها نیز در نظر بعضی از افراد زیبا جلوه می کند و آن را کمال می پندارند و این، بدترین نوع گمراهی است.

عُجب

 

قدرت و مقام، دو سرچشمه خودپسندی :

در کتاب نهج البلاغه قدرت، پست و مقام، از زمینه ها و عوامل شکل گیری خودپسندی معرفی شده است. بنابراین، مسئولان در هر پست و مقامی، باید دقت کنند که شایستگی های آنان، زمینه خودستایی را در ایشان فراهم نسازد. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

هرگز مباد که با خود بگویی که مرا فرمانروایی داده اند، دستور می دهم و باید بی درنگ اجرا شود که این، سیاه کننده دل، ویرانگر دین و عامل نزدیک شدن دگرگونی ها در نعمت هاست. هرگاه شکوه ویژه و مقام و منصب به نخوت و خود بزرگ بینی دچارت ساخت، با دقت، در بزرگی خداوند بنگر که چگونه با توست و بر تو سلطه دارد. عجب، از دیرباز مشکلی فراروی کارگزاران بوده و از منظر دانشمندان اخلاق نیز امری است در خور اندیشیدن. برای نمونه علامه نراقی در این باره می نویسد:

این، مرضی است که بسیاری از اهل دنیا به آن دچار هستند و از هر کسی چشم زیردستی و فروتنی دارند، غافل از اینکه همه ریاست دنیویه، در معرض فنا و زوال و مایه خسران و وبال است.

در این صحیفه مینا به جامه خورشیدنگاشته سخنی خوش به خامه زر دیدم

که ای به دولت ده روزه گشته مستظهرمباش غَرّه که از تو بزرگ تر دیدم

بدین ترتیب، خدا محوران همواره می کوشند، خانه دل را به گناه خودپسندی نیالایند و ریشه های آن را از بوستان دل برکنند و موانع کمال را برطرف سازند.

پیام متن:

              مغرور شدن به مال و مقام و پست و ریاست، آدمی را در چاه خودپسندی گرفتار می کند.

آثار خودپسندی :

یکی از آثار خودپسندی آن است که فرد، گناهان خویش را کوچک می شمارد، بلکه خویشتن را از هرگونه گناه و پلیدی پاک و پاکیزه می داند. در واقع، عجب و خودخواهی نمی گذارد که بدی های خود را ببیند و ازاین رو، در پی استغفار و پوزش خواهی بر نمی آید. نیز چنین شخصی خود را میان مردم، انسانی خوب و بلندمرتبه می پندارد. از رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده است که: «فَانّه لیس عَبْدٌ یَتَعَجَّبُ بِالْحَسَناتِ اِلاّ هَلَک؛ هیچ بنده ای نیست که از کارهای خود دچار غرور و خودپسندی شود، مگر اینکه هلاک شود.»خودپسندان و از خود راضیان، دیگران را کوچک و ناچیز می شمارند و به آنها ارزشی قائل نیستند و بدین ترتیب، تنهایی و گوشه گیری بر سراغشان می آید. حضرت علی علیه السلام از این بیماری چنین یاد می کند:

و أوحشُ الْوَحْشَةِ العُجْبُ وَلا وَحْدَة اَوحشُ مِنَ الْعُجْبِ.

هولناک ترین تنهایی، خودپسندی است و هیچ تنهایی، وحشتناک تر از خودپسندی نیست.

اثر دیگر اینکه عجب، آتش دشمنی و کینه توزی را در فرد خودخواه می افروزد. از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است: «ثَمَرةُ العُجبِ البَغضاهُ؛ میوه خودپسندی، دشمنی و کینه توزی است».

پیام متن:

ندیدن عیب ها و بدی های خود، بزرگ دیدن اندکِ عبادت ها و خوبی ها، کوچک شمردن دیگران و ایجاد کینه توزی در دیگران، آثار ویران گر خودپسندی است.

 

خودبینی، مانع رشد و پویایی :

از آثار دیگر خود بینی این است که فرد را از هرگونه پیشرفت در زندگی باز می دارد. خودبینی و خودخواهی، انسان را از حرکت به سوی رشد و بالندگی منحرف می کند. تا زمانی که آدمی از دایره خودبینی خارج نشود، به کمالات انسانی و پیشرفت های فردی و اجتماعی دست نخواهد یافت.

«گویند: اسب سواری به نهر آبی رسید، ولی هر چه اصرار کرد، اسب از آن نهر کوچک و کم عمیق عبور نکرد. مرد حکیمی رسید و گفت: آب نهر را به هم زنید تا گل آلود شود. این کار را کردند و اسب به راحتی عبور کرد. وقتی سرّ این کار را از آن مرد کارآزموده خواستند، گفت: هنگامی که آب صاف بود، اسب عکس خود را در آب می دید و می پنداشت خود اوست و حاضر نبود پا به روی خویش بگذارد و همین که آب گل آلود شد و خویش را فراموش کرد، به راحتی از آن گذشت».

پدید آورنده : فاطمه عسگری



نوع مطلب : اجتماعی  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حسادت (آتش در انبار پنبه)

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1391-12:35 ق.ظ

حسادت عبارت است از یک احساس منفی كه با دیدن امتیازی كه ما نداریم یا آرزو داریم که فقط خودمان آن را داشته باشیم، به ما دست دهد.

حسادت یک احساس منفی است که با احساس اندوه، تكدر روح، نارضایتی از خوشبختی دیگران (خصوصا نزدیكان) همراه است. با توجه به آثار روحی روانی حسادت و مشكلاتی كه این احساس منفی در روابط بین انسان‌ها پیش می‌آورد و نارضایتی عمومی كه ایجاد می‌كند، چاره‌اندیشی برای مبارزه با آن ضروری به نظر می‌رسد.

"وَ لاتحَاسَدُو، فَانَّ الحَسَدَ یَأکلُ الاْیمَانَ کَمَا تَأکلُ النارُ الحَطبَ". علی علیه السلام در ضمن خطبه هشتاد و شش می فرماید: «حسد نورزید که حسد ایمان را نابود می کند، آن گونه که آتش هیزم را می خورد و خاکستر می سازد. » زیرا حسود، در واقع دشمن نظام آفرینش و مخالف مواهب و اکرام الهی نسبت به بندگان است و چنین امری با ایمان کامل، سازگار نیست. اضافه بر این، او نباید سعادت خود را در سلب نعمت از دیگران ببیند، بلکه اگر ایمان راسخ به خدا دارد، باید همانند آن نعمت ها، یا افزون بر آنها را، از پروردگار بطلبد.  حسادت مثل آتش در انبار پنبه است


یکی از رذایل اخلاقی که علمای اخلاق از آن نهی کرده اند؛ رذیله حسادت است. حسد صفت بسیار زشتی است که آدمی را به پست‌ترین مرحله رذالت می ‌رساند تا جایی که شخص حسود آرزوی زوال نعمت از دیگری را دارد. در این باره در تعریف حسد، راغب اصفهانی در مفردات می ‌گوید؛ «حسد آرزوی زوال نعمت از کسی است که سزاوار داشتن آن نعمت است و شخص حسود علاوه بر آرزوی قلبی چه بسا کوشش در زوال آن نعمت می‌کند.

اصلا چرا به دیگران حسادت می‌کنیم؟
 

انسان همواره علاقه‌مند به پیشرفت و تكامل بوده و هست. ضمیر ناخودآگاه انسان‌هایی كه روح و روان آنها پرورش كامل نیافته است، به این نقصان آگاه بوده و برای پرده‌پوشی آن تلاش می‌نمایدو چون در اثر ضعف و خودكم‌بینی قادر به تكمیل خود نیست، پیشرفت و موفقیت اطرافیان را مورد حمله قرار می‌دهد و تمام توان خود را برای از بین بردن آن به كار می‌گیرد. حال اگر ویروس حسد ضعیف باشد فقط خود شخص مبتلا را همچون خوره از درون نابود می‌كند ولی اگر قوی باشد، دیگری و دیگران را نیز از این عصیان، متضرر خواهد كرد.

حسادت چگونه به وجود می‌آید؟
 

حسادت وقتی به وجود می‌آید كه شخص احساس كند آنچه دارد، كمتر از آن چیزی است كه باید داشته باشد. هیچ‌چیزی وجود ندارد كه باعث حسادت نشود؛ مادی یا غیرمادی! به‌طور كلی، وقتی انسان حسودی می‌كند كه آنچه دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد؛ مثلا کسی كه حوصله کار با کامپیوتر را ندارد، به كسی كه این كار را می‌كند، حسودی نخواهد كرد.

حسد در آیات قرآن:

آیا یهود حسد می ورزند نسبت به مردم (به پیامبر و خانه اش و یا به مسلمین) از اینکه خداوند آنان را از فضل خویش برخوردار کرده است؟ به تحقیق ما به آل ابراهیم کتاب و حکمیت دادیم و به آنها حکومت و سلطنت عظیمی عطا کردیم. (اَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلیه ما هاتیههُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ هاتَیْنا هالَ اِبراهیمَ الْکِتابَ وَالْحِکْمَههَ وَ هاتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظیماً) (سوره نساء، آیه 54)

بسیاری از اهل کتاب از روی حسد (که در وجود آنها ریشه دوانده است) دوست دارند شما را بعد از اسلام و ایمان به حال کفر بازگردانند پس از آنکه حق کاملاً برای آنها روشن شده است. (وَدَّ کَثیرٌ مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یَرُدُّوُنَکُمْ مِنْ بَعْدِ ایمانِکُمْ کُفّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ اَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ...) (سوره بقره، آیه 109)

برتری ها و مزیّت هایی را که خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر ارزانی داشته آرزو مکنید زیرا هرکس نتیجه سعی و کوشش خویش را مالک است. از برای مردان است بهره ای از آنچه کسب کرده اند و از برای زنان است بهره ای از آنچه کسب کرده اند. از فضل خدا بخواهید که خداوند به هر چیز دانا است. (وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلیه بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ وَ اسْیَلوُا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَّ اللهَ کانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیماً) (سوره نساء، آیه 32)

حسد در روایات اسلامی:

در حدیثی از امیرمؤمنان علی(ع) آمده است: «الحسد شر الامراض؛ حسد بدترین بیماری اخلاقی است‏».  طبق این حدیث هیچ بیماری اخلاقی بدتر از حسد نیست.

- از همان حضرت نقل شده است که فرمود: «راس الرذائل الحسد؛ سرچشمه صفات رذیله حسد است‏».

- و نیز از همان حضرت در یک تعبیر کنایی آمده است که فرمود: «لله در الحسد ما اعدله بدء بصاحبه فقتله؛ آفرین بر حسد! چقدر عدالت ‏پیشه است، نخست ‏به سراغ صاحبش می‏رود و او را می‏کشد!»

- باز از همان حضرت نقل شده که فرمود: «ثمرة الحسد شقاء الدنیا والآخرة؛ میوه درخت‏ حسد شقاوت دنیا و آخرت است‏. »!
- در حدیث دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «آفة الدین الحسد والعجب والفخر؛ آفت دین و ایمان (سه چیز است) حسد و خود بزرگ بینی و فخرفروشی‏».

راهکار علمی و عملی معالجه حسد:

1- راهکار علمی: بسیاری از مفاسد اخلاقی ناشی از این است که ایمان در قلب آدمی جای نگرفته است و دل بی خبر از نهی کلام الهی و امامان معصوم (ع) است. آن کس که حسد می ‌ورزد؛ بداند که ایمان ندارد که خداوند طبق مصلحت، نعمتی را به بنده‌اش داده است و او بی خبر از این مصلحت است. و بداند که به عدل خدا نیز ایمان ندارد چون ایمان به عدل با حسد منافات دارد. اگر انسان خداوند را عادل می‌داند باید تقسیم او را نیز عادلانه دانست.


2- راهکار عملی: و آن به این صورت است که به محسود اظهار محبت کنی. نفس، تو را امر می‌کند که او را اذیت کن، توهین کن و دشمن داشته باش ولی تو بر خلاف میل نفس اماره به او محبت کن و از او قدردانی نما، خوبی‌های او را بر خود و دیگران بازگو کن و صفات خوب او را یادآوری کن. این امور گرچه در مرحله اول سخت است ولی کم کم این رذیله حسادت از بین خواهد رفت و نفس عادی می‌شود و واقعیت پیدا می‌کند.

((متاسفانه در بین کسانی که در ظاهر به علم و تقوا شهرت دارند حسادتی دیده شده که در عوام نه !  گاهاَ موجب اختلافات و مشکلات جدی شده است ! طلاب و روحانیون خیلی باید مراقب باشند که اگر جرقه حسادت در دلشان زده شد کار مشکل میشود ! در کشور بعض از رفتارها و تصمیماتی گرفته میشود که وقتی توجه مکنی میبینی منشا این تصمیم و عمل جزء حسادت نبوده است . آنچه که باعث شد بعضی از یاران سرشناس پیامبر (ص) ، ولایت علی (ع) را نپذیرند حسادت به علی بود .))




نوع مطلب : اجتماعی  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بغض بیت الاحزان...رازکوچه...اشــــــــــــک علی...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 2 اردیبهشت 1391-10:59 ب.ظ

به یاد چشمان رازدارحسن(ع)
                               ناگهان کوچه تا انتهای گفتگوی سیلی و صورت خلوت شد
                                                                                              جوری غریب دلم لرزید
آهــــــــ مادر نگو که گریه نکنم
                                    نگو که پسرت مرد شده
                                                                 با تو آمده بودم تا تنها نباشی تا بی مرد نباشی


                        اما تو خواستی تا همه مردانگی ام را در مشت های گره کرده بفشارم
                                                               نگاه کن مادر!


      

جای مشت من بر دیوار کوچه هنوز پیداست و جای سیـــــلی برصورت تو.
برای اینکه توخواستی میان مردی من و نامردی او فاصله باشد
چراگریه نکنم؟
وقتی تمام کوچه مدینه ،گریه های مداوم مرا  می شناسند
راستی ! مگر نگفتی کوچه رازی است میان من وتو؛
پس چرا رویت را از من نیز می پوشانی؟این نقاب را از صورتت بردار
بعد از آن روز و آن کوچه دیدگان من دیگرروی تو راندیده است...پس نگو که گریه نکنم...درگریه من رازی است که به خم یک کوچه می رسد
.
.
.
.
.
حســــــــــــن جان تو سکوت می کنی؛هرچند پدر از چشمان تو می خواند...چشمان تو آینه رازهای مادرت هستند برای پدرت؛هرچند تو حرفی برلب نیاوری و سکوت کنی در برابر اشـک های غریبانه وپنهانی پدر.سکوت میکنی وخون دل می خوری؛اما ...امـــــــــــا...روزی این درد و خون دل را بازگو خواهی کرد در تشتی که پیش رویت می نهند تا لخته های جگرت را در آن بالا بیاوری...جگری سوخته از صدای سیلی...آهــــ حسن
.
.
.
.
.زهرای خوبم...علی اندوه نداشتنت را آرام ، های های در چاه اشــــــــک می ریزد...بمیرم برای بغض علی

      




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غضب و عصبیت

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 24 فروردین 1391-05:59 ق.ظ


خداوند متعال یكى از مهم ترین ویژگى هاى انسان هاى الهى و پارسا پیشه را كظم غیظ و عفو از مردم مى شمارد و مى فرماید:

«الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین؛ آل عمران.134

مومنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو مى برند و ازخطاى مردم در مى گذرند وخدا نیكوكاران را دوست دارد.»



«كظم» در لغت به معنى بستن سر مشكى است كه از آب پر شده باشد
و به طور كنایه در مورد كسانى كه از خشم و غضب پر مى شوند ولى از اعمال آن خوددارى مى نمایند، به كار مى رود.

«غیظ» به معنى شدت غضب وحالت برافروختگى و هیجان فوق العاده روحى است، كه بعد از مشاهده ناملایمات به انسان دست مى دهد.
حالت خشم و غضب از خطرناك ترین حالات انسان است و اگر جلوى آن رها شود، در شكل یك نوع جنون و دیوانگى و ازدست دادن هر نوع كنترل اعصاب خودنمایى مى كند و موجب مى شود كه بسیارى ازجنایات و تصمیم هاى خطرناك از انسان صادر شود كه انسان یك عمر باید كفاره و تاوان آن را بپردازد.

در مقاله اى كه از نظر خوانندگان عزیز مى گذرد این آموزه قرآنى با توجه به سخنان امام باقر (ع) مورد بررسى و تحقیق اجمالى قرار مى گیرد.

عصبیت

خشم مثبت و منفى

غضب یكى از غرایز انسانى است و بهره هاى فراوانى براى انسان دارد و در دفاع از هویت و باورها و فرهنگ او نقش مهمى ایفا مى كند.

سه گروه متفاوت

در واقع انسان ها را مى توان در مورد این حالت نفسانی، به سه گروه تقسیم كرد:

دسته اول: انسان هایى كه در هنگام غضب افراط مى كنند و از حد و مرز ایمان بیرون مى روند.
این گونه اشخاص همواره گرفتار اعمال ناپسند خود هستند و بسا كه پشیمانى هم سودى به حالشان نخواهد داشت.

دسته دوم: افرادى هستند كه اساساً خشمگین نمى شوند و اصلا قوه غضبیه خود را به كار نمى گیرند و در جاهایى كه حتى شرع و عقل هم براى آنان خشم را لازم دانسته است، به هیچ وجه حركتى ندارند.
اینان نه تنها عملى ناپسند انجام مى دهند، بلكه از افراد عصبانى بدترند و افرادى بى غیرت و بى هویت تلقى مى شوند.

دسته سوم: كسانى كه براساس كمال وجودى خود هرگاه خشمگین شوند، از مرز اعتدال خارج نمى شوند.

اینان با ایمان راسخ و اعتماد به نفسى كه دارند، هنگام بروز حالت خشم بر وجودشان تسلط كامل دارند و تمام اعضا و جوارح آنان تحت فرمان عقل و ایمانشان قرار دارد.


خشم مقدس

قرآن كریم هرگز اصل خشم را تخطئه نمى كند و خشم هاى مقدس را مى ستاید.اساساً خشم مقدس یكى از صفات الهى است كه نام هاى قهار و جبار حضرتش به آن اشاره دارد. خشمگین شدن اگر متعادل و در راه حق باشد، نه تنها ناپسند نیست، بلكه پسندیده و مورد رضاى حق هم خواهد بود.
در سیره رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به نقل از امیر مومنان (علیه السلام) آمده است كه:

آن حضرت براى امور دنیا هرگز عصبانى نمى شد؛
اما هرگاه براى حق غضبناك مى شد، احدى را نمى شناخت و خشم پیامبر آرام نمى شد تا اینكه حق را یارى كند


علامه طباطبایى (ره) در این زمینه مى فرماید:«هرگاه رسول خدا(ص) خشمگین مى شد- كه جز براى خدا غضب نمى كرد- چیزى تاب مقاومت در برابر غضب آن حضرت را نداشت.»
آرى یك انسان كامل فقط در راه حق و به خاطر پایمال شدن حقوق الهى و حقوق مردم خشمگین مى شود و در این مورد هم از مرز ایمان و حدود الهى خارج نمى شود.

خشم پیامبر (ص)

در این خصوص روایتى زیبا از سیره رسول گرامى اسلام (ص) نقل شده است كه حمزه بن عبدالمطلب، عموى بزرگوار و برادر رضاعى حضرت رسول بود؛ زیرا حمزه از ثویبه اسلمیه- دایه پیامبر قبل از حلیمه سعدیه شیر خورده بود،حمزه از رسول خدا چهار سال بزرگتر بود.
او در جنگ احد 60 سال داشت كه به دست وحشی- غلام جبیر بن مطعم- به شهادت رسید. وحشى به تحریك و تطمیع هند- دختر عتبه بن ربیعه و مادر معاویه بن ابى سفیان- حضرت حمزه سیدالشهداء را مورد حمله غافلگیرانه قرار داد و به شهادت رساند. هند كه از آن بزرگوار به شدت ناراحت بود و از حضرت حمزه به علت كشته هاى جنگ بدر كینه شدیدى داشت، بعد از شهادت حمزه اعضاى بدن آن حضرت را مثله كرد و حتى جگرش را بیرون آورده، از عمق كینه آن را در دهانش مكید.

رسول خدا (ص) وقتى به بالین پیكر قطعه قطعه عمویش آمد آن چنان ناراحت و خشمگین شد كه سخن از انتقام گفت. در آن هنگام،جبرئیل علیه السلام نازل شد و براى دلدارى پیامبر (ص) این آیه شریفه را نازل كرد:
«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین؛ (نحل.621)


هرگاه خواستید كسى را مجازات و عقوبت كنید، تنها به مقدارى كه به شما تعدى شده كیفر دهید و اگر صبر كنید، این كار براى صبركنندگان بهتر است.» پیامبر نیز خشم خود را كنترل كرد و فرمود:

افراط نكردن در حالات خشم

به طور طبیعى هر انسانى بر اثر عوامل و زمینه هایى كه برایش پیش مى آید، گاهى خوشحال و گاهى نیز خشمگین و ناراحت مى شود؛ اما اگر این حالات فطرى با معیار دین و
هدایت قرآن و رهنمودهاى اهل بیت علیهم السلام همراه باشد، هرگز در آن افراط و تفریط دیده نخواهد شد.
قرآن خشم هاى بى مورد را به دوران جاهلیت نسبت داده و سكون و آرامش را در هنگام خشم ویژه رسول خدا(ص) و مؤمنین مى داند و خاطرنشان مى كند كه این آرامش هم یك موهبت الهى است؛ همچنان كه خشم و تعصبات جاهلى را ره آورد افكار نادرست و عملكرد غلط كافران قلمداد مى كند و مى فرماید:

«به خاطر بیاورید هنگامى را كه كافران در دل هاى خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند و در مقابل خداوند آرامش و سكینه خود را برفرستاده خویش ومؤمنان نازل فرمود.» (فتح.62)


خداوند در این آیه به ما مى آموزد كه فرهنگ جاهلیت «حمیت»، «تعصب»، «غضب» و خشم جاهلى است؛ ولى فرهنگ اسلام «سكینه»، «آرامش» و «تسلط برنفس» مى باشد.
كلام امام باقر(ع) در این زمینه رهنمود شایسته اى براى ماست. آن حضرت در مورد ویژگى شیعیان على فرمود:
«الذین أذا غضبوا لم یظلموا و اذا رضوالم یسرفوا؛

آنان چنان اند كه در هنگام خشم و غضب دست به ستم و گناه و حركات جاهلانه نمى آلایند و هرگاه راضى و خشنود شدند، افراط و زیاده روى نمى كنند.»


آری، غرایز انسانى همانند موتور محرك است كه انسان را گاهى همانند طوفان و تندباد چنان به حركت درمى آورد كه اگر مراقبتى صورت نگیرد، خسارت هاى جبران ناپذیرى در پى خواهد داشت؛ اما همین محرك ها اگر به وسیله ایمان و باورهاى قلبى و ارتباط با انسان هاى كامل تعدیل و كنترل شود، از عواقب ناشایست به دور خواهند ماند.

شیوه هاى كنترل خشم

براى فرونشاندن خشم و غضب راهكارهاى مختلفى وجود دارد كه با انجام آن مى توان از ضررهاى بعدى عصبانیت جلوگیرى كرد.
وقتى كه در حضور امام باقر(ع) سخن از غضب به میان آمد، حضرت فرمود؛ «همانا كه مرد خشمگین مى شود و تا خود را داخل آتش نكند و به گناهى دست نیالاید آرامش نمى یابد و خشمش فرو ننشیند. پس براى اینكه در هنگام خشم به كارهاى ناشایست اقدام نكنید هرگاه شخصى خشمگین شد اگر ایستاده است فورا بنشیند تا پلیدى و وسوسه شیطان از او دور شود و هرگاه به خویشاوندش غضب كند، به نزد او برود و بدنش را مس كند؛ چرا كه خویشاوند اگر مس شود، آرامش یابد.»

در توضیح این حدیث، ما براى كنترل خشم و عصبانیت راهكارهاى دیگرى كه دانشمندان اخلاق و روان مطرح كرده اند نیز پیشنهاد مى كنیم:

1- در آن حالت شخص به سیره انبیاء، اولیاء و صلحاء- كه خود را پیرو آنان مى داند- توجه كند و در مورد آیات و احادیثى كه غضب بى جا را مذمت كرده اند، فكر كرده و از عواقبش برحذر باشد.
2- در هنگام خشم استعاذه نماید و با گفتن جمله «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» به خداوند عالم پناه ببرد.

3- با آب سرد وضو بگیرد و یا غسل نماید.
4- زمینه ها و بسترهاى دیگر خشم را خود یا دیگران از میان بردارند مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، بى خوابى و...

5- فوائد شیرین و لذت بخش كظم غیظ را- كه بارها تجربه كرده- در نظر آورد.
6- از افراد بدخلق و عصبانى فاصله بگیرد و رفاقت نكند.

7- اعتقاد به قضا و قدر خداوندى را در وجودش تقویت كند و بداند كه گاهى پدید آمدن برخى حوادث ناگوار كه با میل باطنى او ناسازگار است، در اثر تقدیر الهى است.


امام باقر(ع) در این زمینه فرمود:
در میان خلق خدا سزاوارترین كس به تسلیم در برابر قضاى خدا كسى است كه خداى عزوجل را بشناسد و هر كه به قضا راضى باشد، قضا بر او وارد شود و خدا اجر او را بزرگ فرماید و هر كه قضا را ناخوش دارد، قضا بر او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد.»


انسان وقتى كه بر فردى ضعیف تر از خودش خشم مى گیرد، فراموش نكند كه قدرت خداوند خیلى بالاتر از قدرت اوست و ممكن است مورد قهر و غضب و انتقام خداوند قرار گیرد. قرآن مى فرماید:

«آنها باید عفو كنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمى دارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.» (نور.22)


سفارش به اطرافیان در مورد یادآورى عواقب شوم عصبانیت و تذكر نكات مؤثر.

نوشته اند كه در میان پادشاهان بنى اسرائیل عادتى مرسوم بود كه آنان را در حكومت كنترل مى كرد؛ به این صورت كه در نزد هر یك از آنان حكیمى دانا بود و صحیفه اى به همراه داشت كه هرگاه پادشاه عصبانى مى شد، آن حكیم، صحیفه را در مقابل او گرفته، به دستش مى داد. در آن صحیفه نوشته بود: «بر زیردستان رحم كن! از مرگ بترس! روز جزا را فراموش نكن!» وقتى شاه آن را مى دید، غضبش ساكن مى شد.
چه زیباست افرادى كه قادر به كنترل خشم خود نیستند و همیشه بعد از عصبانیت پشیمان مى شوند، چنین صحیفه اى تهیه كنند و به اطرافیان بسپارند كه در هنگام غضب آنان، علاوه بر ارائه آن صحیفه، آثار خوش خلقى و عاقب شوم بدخلقى و عصبانیت را به وى یادآور شوند تا در خانواده یا در اجتماع و یا در مراكز مهم به این وسیله خشم خود را كنترل نمایند. حتى یك حدیث، یك نكته و یا عبارتى در موضوع كظم غیظ با خط درشت، در محل زندگى نصب كنند كه دیگران او را به آن توجه دهند.

انسان هاى عصبانى در میان مردم و عقلاى عالم منفورند و بردباران عزیز و محترم.



ثار و فواید كنترل عصبانیت

اگر انسان بتواند در حالات خشم و غضب، مالك نفس خویش باشد، او را مى توان از افراد نیرومند و توانا برشمرد؛ چرا كه كنترل نفس سركش در آن حالت، ایمان و اراده اى والا و قوى لازم دارد كه خیلى از انسان ها نمى توانند از عهده اش برآیند. اگر مرورى به صفحات حوادث در رسانه ها داشته باشیم اكثر حوادث ناگوار ریشه در عدم توانایى مجرمین در كنترل خشم و غضب خود دارد.
به این جهت كنترل غضب امرى مهم به شمار مى آید و هر كس در آن موفق شود، افزون بر بهره هاى فراون دنیوی، داراى مقامى بلند از نظر معنوى خواهد بود. اینك به برخى از آثار و فواید كنترل خشم توجه مى كنیم:

الف. نجات از آتش دوزخ

امام باقر(ع) یكى از مهم ترین بركات خویشتن دارى در حالت خشم را نجات از آتش دوزخ بیان مى كند و مى فرماید:
«من ملك نفسه اذا... غضب حرم الله جسده على النار؛
هر كس در هنگام خشم و غضب مالك نفس خویش باشد، خداوند متعال بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد كرد.»


ب. آرامش روز قیامت

آن حضرت پاداش شیرین كظم غیظ را در ضمن تفسیر آیه «و اذا ما غضبوا هم یغفرون» (شوری.73) این گونه بیان مى كند:
من كظم غیظا و هو یقدر على امضائه حشى الله قلبه امنا و ایمانا یوم القیامه
هر كس خشم خود را فرو برد، در حالى كه مى توانست از طرف مقابل انتقام بگیرد خداوند متعال در روز قیامت قلبش را از ایمان و امنیت و سلامتى پرخواهد كرد.»


ج. روشنى چشم اهل بیت(ع)

فرو بردن خشم و بردبارى در مقابل عصبانیت از لذت بخش ترین لحظاتى است كه امامان معصوم(ع) از آن به عنوان روشنى چشم نام مى برند. آن گرامیان این خصلت والاى انسانى را همواره دوست داشتند و شیرینى آن را هرگز فراموش نمى كردند.
حضرت باقر(ع) مى فرماید: «پدرم امام صادق(ع) مى فرمود: پسرم! هیچ چیز مانند عصبانیتى كه با صبر پایان مى پذیرد چشم پدرت را روشن نمى كند.»
آرى اگر انسان بتواند در آن لحظه خطرناك و حساس، صبر و بردبارى پیشه كند، لذت و شیرینى آن تا آخر عمر در كامش خواهد ماند و او را مسرور خواهد نمود. در مقابل اگر خود را كنترل نكند تا آخر زندگى در آتش حسرت و ندامت خواهد سوخت.

د. امنیت از خشم خدا

امام باقر(ع) در این مورد فرمود:
«یا موسى امسك غضبك عمن ملكتك علیه: اكف عنك غضبی؛
در كتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با موسی(ع) آمده است: اى موسى خشم خود را از كسى كه تو را بر او مسلط ساخته ام، بازگیر تا خشم خود را از تو بازگیرم.»


هـ . داخل شدن در ردیف اهل ایمان

قرآن كریم مومنان را در آیات متعدد به خاطر كنترل خشمشان مى ستاید. در سوره شورى در مورد یكى از ویژگى هاى بارز مومنین مى فرماید: «و اذا غضبوا هم یغفرون؛ (شوری.73) مومنین زمانى كه خشمگین مى شوند (با فرو خوردن خشم خود) عفو مى كنند.»
هر انسانى طبیعتا در مقابل پیشامدهاى ناگوار و ناهنجارى ها ناراحت و عصبانى مى شود و آیه فوق مى گوید كه اهل ایمان در چنین مواقعى نه تنها خود را به گناه آلوده نمى كنند، بلكه با كنترل خشم خود از صفت عفو و بخشش بهره مى گیرند.

سیره امام باقر(ع)

در سیره اخلاقى امام باقر(ع) آمده است:
روزى یك نفر مسیحى به آن حضرت جسارت كرد و گفت : «انتَ بقر؛ تو گاو هستی.»

امام بدون اینكه خشمگین شود، فرمود: «لا انا باقر؛ نه من باقرم.» مسیحى گفت: تو پسر آن زن آشپز هستی؟ امام فرمود: آرى مادرم یك بانوى آشپز بود. آن مرد براى اینكه امام را عصبانى كند، دوباره گفت: تو پسر زن سیاه چرده، زنگى و دشنام گو هستی. امام پاسخ داد. اگر تو راست مى گویی، خدا مادرم را بیامرزد و اگر دروغ مى گویی، خداوند تو را ببخشد.
وقتى آن مرد مسیحى بردبارى و حلم بى پایان امام را مشاهده كرد كه با این اهانت ها هرگز خشمگین نشد و كاملا بر نفس خود مسلط بود، زبان بر شهادتین جارى كرد و مسلمان شد.

این رفتار حضرت باقر(ع) دقیقا در تفسیر این آیه شریفه است كه مى فرماید:
«هرگز نیكى و بدى یكسان نیست؛ بدى را با نیكى دفع كن! ناگاه  خواهى دید همان كس كه میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى مى شود و این  خصلت را جزكسانى كه شكیبا بوده اند، نمى یابند و آن را جز صاحب بهره اى بزرگ، نخواهند یافت.» (فصلت .43)
دستاوردهاى این حركت پسندیده از نظر روحى و روانى و معنوی، خیلى بهتر و بیشتر از آن است كه انسان خشم و غضب خود را با هیجانات عصبى و رفتارهاى زشت و كینه توزانه فرو نشاند.
دراین باره اشاره به سخن مولوى در مورد علی(ع) خالى از لطف نیست. او بعداز آنكه مولاى متقیان را اسوه بردباران معرفى مى كند و با ستایش از آن حضرت مى گوید كه امام(ع) در هنگام خشم و غضب كاملا برخود مسلط بود و هرگز اراده و تدبیر خود را در اختیار احساسات زودگذر قرار نمى داد و تمام اعضا و جوارحش تحت عقل و وحى بود، به نقل داستانى دراین زمینه مى پردازد و در ستایش حلم آن گرامى به زبان حال امام مى گوید.

مضرات غضب

الف- زمینه براى تسلط شیطان

ضررهاى فراوانى بر غضب مى توان بر شمرد كه مهمترین آن تسلط شیطان بر انسان است. اساساً فرد خشمگینى كه قادر به كنترل خشم خود نیست و نمى تواند تصمیمات مثبت بگیرد و وجودش را آتش كینه و انتقام پر كرده است، در آن لحظه وجودش بسترى مناسب براى بهره بردارى شیطان است و شیطان مى تواند به راحتى او را گمراه كند و از همین راه به اهداف شوم خود دست یابد.
امام باقر(ع) دراین زمینه مى فرماید:

«غضب، آتش پاره اى است از شیطان كه در باطن فرزند آدم است و چون كسى از شما عصبانى شد، چشم هاى او سرخ مى شود و باد به رگ هاى او مى افتد و شیطان در وجودش داخل مى شود.»
البته اگر انسان تحت تأثیر شیطان قرار گیرد، ممكن است هرگونه گناه و كار ناشایستى مرتكب شود.

ب: دورى از فضائل اخلاقى

انسان درحال عصبانیت از ادب و حیا و عفت فاصله مى گیرد. احترام بزرگان و اطرافیان را نمى تواند نگهدارد. پرده حیا و عفت را مى درد و در نتیجه سخنانى بر زبانش جارى مى شود كه در حالت عادى از گفتن وحتى شنیدن آن خجالت مى كشد. دست به كارهایى مى زند كه هرگز با اخلاق و انسانیت هم خوانى ندارد.

ج- خوارى و رسوایى

از دیگر مفاسد خشم هاى بى جا، خوارى و ذلت و رسوایى فرد عصبانى است. او معمولا وقتى كه حالت خشم برایش عارض مى شود، درمیان جمع، فردى غیرعادی، ناتوان و سبك قلمداد مى شود كه قادر به كنترل وجودش نیست و نمى تواند امور زندگى اش را مدیریت كند و تمام كسانى كه او را در آن حال مى بینند، به دیده حقارت و یا ترحم به او مى نگرند.

د- سلب اعتماد دیگران

افراد جامعه به ویژه عقلاى قوم و نخبگان، به افراد عصبانى كمتر اعتماد مى كنند؛ چرا كه احساس مى كنند او به اندك بهانه اى خشمگین مى شود و تصمیماتى مى گیرد كه مبناى عقلانى و منطقى ندارد؛ گرچه بعدا اظهار ندامت كرده ، عذرخواهى هم مى كند.
_________________
 
(( کسانی که در عصبانیت ، و با تعصب بی جا تصمیم گیری میکنند ، زمانی نخواهد گذشت که پشیمان میشوند !))



نوع مطلب : اجتماعی  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خداحافظ فارس ، خداحافظ شیراز

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 10 فروردین 1391-10:49 ب.ظ

پیرو مشکلات به وجود آمده در جریان انتخابات مجلس نهم ، جهت ادامه تحصیل و زندگی ، از شیراز هجرت خواهم کرد . لذا از همین جا از همه دوستان و همشهریان عزیز حلالیت میطلبم . برادر کوچک خودتان را دعا کنید که محتاج به دعایتان هستم  .

                        الوداع

                                    ( انشاءالله وبلاگم را در آنجا بروز خواهم کرد )

 

اما در رابطه با هزینه های ستاد انتخابات جبهه پایداری فارس ، جمعاً هزینه ای که در اختیار اینجانب بود کمتر از 20 میلیون تومان بود که 90 درصد آن از طرف پزشکان شیراز به ستاد جبهه پایداری فارس داده شده بود . ستاد جبهه  به هیچ وجه وابسته به گروه یا شخصی نبوده و جوانان مومن و با اخلاص بدون دریافت دستمزدی در ستاد فعالیت میکردند .

دفتر جبهه پایداری شیراز ، متعلق به یکی از پزشکان است که بدون دریافت اجاره و هزینه ای در اختیار جبهه قرار داده است .  قبل از ورود جبهه به ساختمان ، این مکان قابل سکونت و استفاده نبود .

در مورد دور دوم انتخابات مجلس نهم در شیراز ، هر دو کاندیدا در لیست جبهه پایداری شیراز بوده اند و اگر بنا باشد که یکی از دیگری حمایت کند مستلزم توافق خود دو کاندیدا است . مردم شریف شیراز هر کدام  را به عنوان نماینده مجلس نهم انتخاب کنند برای جبهه پایداری فرقی نمیکند . اصل ، انجام وظیفه ای است که بر دوش نماینده مجلس گذاشته اند .در هر جبهه یا جناحی که هستند، فرقی نمیکند .

کاندیداها ، زمانی که وارد مجلس میشوند نماینده یک قشر خاص نیستند بلکه نماینده همه مردم هستند و یقیناً یکی از وظایف ما بعد از انتخابات ،  "مطالبه است"   (چه از نماینده ای که به او رأی داده ایم ،چه از نماینده ای که از نظر ما صلاحیت ورود به مجلس را نداشت) .

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شیطان جنس کهنه می فروشد !

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:جمعه 19 اسفند 1390-06:22 ب.ظ

شیطان می خواست که خود را با عصر جدید تطبیق بدهد، تصمیم گرفت وسوسه‌های قدیمی و در انبار مانده‌اش را به حراج بگذارد.  در روزنامه‌ای آگهی داد و تمام روز، مشتری ها را در دفتر کارش پذیرفت.


حراج جالبی بود:

سنگ‌هایی برای لغزش در تقوا، آینه‌هایی که آدم را مهم جلوه می‌داد، عینک‌هایی که دیگران را بی‌اهمیت نشان می‌داد. روی دیوار اشیایی آویخته بود که توجه همه را جلب می‌کرد:

خنجرهایی با تیغه‌های خمیده که آدم می‌توانست آن‌ها را در پشت دیگری فرو کند، و ضبط صوت‌هایی که فقط غیبت و دروغ را ضبط می کرد.


شیطان رو به خریدارها فریاد می زد:

                  `نگران قیمت نباشید! الان بردارید و هر وقت داشتید، پولش را بدهید.`


یکی از مشتری‌ها در گوشه‌ای دو شیء بسیار فرسوده دید که هیچکس به آن‌ها توجه نمی‌کرد. اما خیلی گران بودند. تعجب کرد و خواست دلیل آن اختلاف فاحش را بفهمد.


شیطان خندید و پاسخ داد:                                                             شک و حقارت

فرسودگی‌شان به خاطر این است که خیلی از آن ها استفاده کرده‌ام.

اگر زیاد جلب توجه می کردند، مردم می‌فهمیدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند. با این حال قیمت شان کاملاً مناسب است. یکی  ` شک` است و  دیگری `عقده حقارت`. 

 

       تمام وسوسه‌های دیگر فقط حرف می‌زنند، این دو وسوسه عمل می کنند.



نوع مطلب : اجتماعی  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در انتخابات شرکت میکنم + فایل جزوه انتخاب اصلح

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 11 اسفند 1390-03:05 ب.ظ

من در انتخابات مجلس نهم شرکت میکنم و رأی سفید هم نمیدهم . منتشر هم نمیکنم که به چه کسی رأی میدهم . (به کسی که دروغ میگوید و مردم را فریب میدهد و در این دوره بیش از 600 میلیون تومان هزینه کرده است ، رأی نمیدهم ! )

 

           فایل قابل دانلود جزوه‌ای تحت عنوان «انتخاب اصلاح» ویژه انتخابات مجلس نهم

                                           انتخاب اصلح

       علاقمندان می‌توانند برای دانلود این جزوه به صورت فایل Pdf و با حجم ۳٫۵ مگابایت به این آدرس مراجعه فرمایند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نتیجه حضور و عدم حضور روحانیت

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:چهارشنبه 3 اسفند 1390-10:37 ق.ظ

تاریخ اسلام به خصوص تاریخ ایران زخم های زیادی بر تن دارد که حکایت از کنار زدن یا کنار رفتن علمای دلسوز دارد. روحانیت متعهد در گذشته خود همواره ثابت کرده که حفظ اسلام به عنوان تنها مکتب نجات بخش سرلوحه رفتار اوست و فقط به مصالح عالی انسان در ابعاد فردی و اجتماعی آن می اندیشد . به طوری که آزادانه و با شجاعت دینی خود در مواقع لزوم دولت ها و افراد را متوجه به انحرافشان کرده است و این همان سیره ای است که پیامبران الهی و در راس آنها نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و به دنبال ایشان امامان معصوم علیهم السلام بنیان گذار آن بوده و برای آن جان باخته اند .

از این رو در احادیث و روایات ائمه اطهار ، اهل علم به عنوان نزدیکترین انسان ها به مرتبه ی نبوت دانسته شده اند.    شهید ایت الله مدرس

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید:

اُقرب الناسِ مِن درجةِ اهلُ العلمِ واهلُ الاجتهادِ.

نزدیکترین انسان ها به مرتبه ی نبوت. اهل علم (علمای دین) و رزم آوران هستند.

بر این اساس حضرت امام (قدس سره) نیز در مقاطع مختلف به روحانیت آگاه و دلسوز امر کردندتا در صحنه های مختلف انقلاب از جمله انتخابات ها حضور فعال داشته باشند .

به طوری که در وصیت نامه الهی سیاسی خود ، عدم حضور روحانیت را دربعضی از مقاطع انقلاب در رأس گناهان کبیره برای علما،روحانیون و ملت دانسته اند :

" همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول می باشند از این قرار عدم دخالت ملت از مراجع علمای بزرگ تا طبقه ی بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می باشند. چه در نسل حاضر و چه در نسل های آینده و چه بسا که در بعضی مقاطع عدم حضور و مسامحه گناهان کبیره است "

بدیهی است که اصرار امام راحل (قدس سره) بر حضور فعال و مستمر روحانیت بدین خاطر است که از این بازوی قوی ارتباطی ولایت فقیه با مردم در لحظه های حساس استفاده شود و مردم مسلمان ،از سالم ترین راه و به بهترین وجه در جریان امور قرار گیرند . مقام معظم رهبری (مدظله العالی ) نیز حضور روحانیت در صحنه های مختلف و حساس را باعث سلامت نظام دانسته اند.

روحانیون وعلمای دینی در طول قرن ها متمالی تحریف را از ساحت احکام الهی دور کردند شعله ایمان را در دل مردم برافروختند و آن را با قرآن کریم و تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام آشنا ساختند

در این راستا پیامبر عظیم الشان جهان (صلی الله علیه و آله و سلم ) حضور فعال علمای دین در زمان خطر و سنت گذاری های غلط لازم شمرده و فرموده اند:

"اِذا ظَهَرَتٍ البداع فی امتی فلیظهر العالم علمد. فمن لم یعلم فعلیه لعنه الله"  (کافی ج 1ص 56)

به دلیل اهمیت و حساسیت این کانال ارتباطی که دشمن درصدد حذف و محدود کردن روحانیت بر آمد و شعار جدایی دین از سیاست را مطرح ساخت. اما روحانیت آگاه که شهید مدرس (قدس سره) رهبری کرد آن را در آن زمان به دوش می کشیدبه مقابله با این شعار استعماری پرداخت.

شهید مدرس ،آن روحانی سیاست مدار ،در جلسه استیضاح دولت موستوفی الممالک در نطقی ، بدون هیچ واهمه ای از دولت های استعماری به بیان حقیقت پرداخت وتفکر دینی سیاسی خود را در عرصه بین المللی چنین اعلام داشت:

"منشا سیاست ما دیانت ما است ما نسبت به دول دنیا دوست هستیم چه همسایه وچه غیر همسایه چه جنوب وجه شرق و غرب و هرکسی متعرض ما بشود متعرض آن میشویم هر چه باشد هر که باشد به قدری که از ما بر می آید و ساخته است "

امام آگاه و روشن ضمیر نیز به گونه ای زیبا و هوشیارانه پرده از این نقشه دشمن برداشته و می فرماید:

" این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامی که پیش می آید چه وکیلی بخواهید تعیین بکنید و جه رئیس جمهور بخواهد تعیین کند. باید در صحنه باشید عذری ندارید که بروید کنار بنشینید البته اشخاصی پیدا می شوند که با گفته های خودشان نوشته های خودشان می خواهند شما را نگذارند وارد بشوید ! آنها می خواهند شما را نگذارند وارد بشوید ! آنها می خواهند اشخاص را تعیین بکنند که بعد ها ما گرفتار بشویم شماها باید وارد شوید در مسئله و با کمال جدیت اهمیت بدهید به این مسئله ... "

 => اگر روزی افرادی فقط شعار جدایی دین از سیاست را می دادند اما امروز افراد و جریانهایی پیدا شده اند که خود را فراتر از روحانیت و معارف برخواسته از حوزه های علمیه می دانند !  باید مراقب بود که این افراد و جریانها ، خطرناک تر از نظریه پردازانِ جدایی دین از سیاست هستند .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ولنتاین

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:دوشنبه 24 بهمن 1390-11:48 ق.ظ

«ولنتاین»که از آن به عنوان «روز عشق یاد می شود،در واقع یک مناسبت وارداتی است که چند سالی است میان جوانان باب شده وهمه ساله در روز 25 بهمن مطابق با 14 فوریه همراه با آداب ورسوم بخصوصی برگزار می شود.جشنی همراه با گناه وهدیه دادن ودوستی وعشق ورزیدن به نامحرم وجنس مخالف.

برای ولنتاین افسانه ای مطرح شده است از این قرار:زمانی که فرمانروای روم باستان برای حفظ آمادگی سربازانش ،از ازدواج آنها جلوگیری می کرده با این دلیل که ازدواج باعث سستی آنها خواهد شد.در این بین کشیشی  به نام «والنتاین» مبادرت به عقد سربازان با دختران می نموده که پس از اطلاع به زندان می افتد.وی در زندان عاشق دختر زندانبان شده وخطاب به وی کارت هایی را می نوشته است وعاقبت در روز 14 فوریه به دستور شاه وبه جرم اقداماتش اعدام شده وتوسط غربیون «شهید عشق» نامیده می شود.

این افسانه که به دلائل گوناگون از جانب مخالفین رد شده است،از سوی رسانه های غربی تبلیغ شده تا در واقع مبنایی برای رواج فرهنگ بی بند وباری وابتذال قرار گیرد وهر سال تحت عنوان روز عشق انواع واقسام اعمال خلاف اخلاق در پوشش عشق ومحبت انجام گیرد.از جمله اهداف غرب درارائه فرهنگ ولنتاین،علاوه بر اشاعه فساد وفحشا،تبلیغات مثبت به نفع مسیحیت است.چرا که از مهمترین اولویت های اساسی غرب در قبال کشورهای اسلامی،مسیحی کردن آنهاست،البته مسیحیتی تجدیدنظرخواه.

متاسفانه در کشور ما نیز استقبال جوانان از ولنتاین هر سال بیشتر شده و خریداری حجم  بسیار وسیعی از هدایای تجملی از جمله انواع کارت هایی با مضامین عشق ومحبت ،انواع عروسک خرس وخوک وشمع،روبان قرمز،شکلات و... واهدا آن به جنس مخالف ، دستاورد مربوط به ولنتاین می باشد که میان جوانان رواج یافته ونه تنها در خدمت ازدواج نیست بلکه دوری گزیدن از ازدواج وحفظ روابطی که منجر به فروپاشی اخلاقی جامعه می شود را نیز در پی دارد.

برخی فروشندگان سودجو گاها یک باب تجاری را برای مدت 20 روز تا یک ماه کاملا به فروش اجناس مرتبط با این روز اختصاص می دهند وروزانه بیش از ده ها میلیون ریال از کالاهای تجاری ولنتاین را که عمدتا وارداتی هم هستند به فروش می رسانند.

رسانه های بیگانه نیز تلاش وسیعی در جهت گسترش این فرهنگ بدون سنخیت انجام می دهند تا در پشت پرده اهداف شوم خود را دنبال کنند. بی بی سی فارسی در گزارشی تصویری تحت عنوان «ولنتاین در چهار گوشه جهان»،تصویر به خصوصی از این روز در کشورمان نمایش داد که در آن به گونه ای القا شده که گویی تمام اقشار کشورمان در این روز سرگرم تدارک یک سنت بی پایه غربی می باشند وبرای خرید اقلام خاص،ازدحام کرده اند.درست است که آنان مخاطبینی در کشور دارند که ابتذال گرایی وشهوت محوری ویژگی اساسی شان است ومعمولا جزء اقشار مرفه جامعه می باشند؛ولی با توجه به اثر گذاری این رفتارها بر اقشار دیگر حتی طبقه ضعیف جامعه،عدم توجه به موقع ، آسیب جدی فرهنگی را به همراه دارد.

لذا جادارد با ارائه الگوهای مثبت وجایگزینی درست،جوانان را به سمت درست هدایت نمود.به این منظور تنها نهی جوانان نمی تواند راهکار مفیدی باشد ولازم است به جای چنین سنت های بی پایه واساسی،سنت های اسلامی وهماهنگ با فرهنگ ایرانی واسلامی خود به آنها عرضه شود.

فرهنگی که هم به مذاق جوانان خوشایند باشد ومتناسب با امیال ونیازهای جوانی آنها باشد وهم سرمنشا آثار مثبت در زندگی آنها قرار گیرد.

به طور مثال رواج وتبلیغ حول روزفرخنده ازدواج امیر المومنین (ع) وحضرت فاطمه(س) به عنوان روز« همسر»«محبت»،«عشق» ومعرفی جنبه ی محبت آمیز وسرشار از عشق زندگی این بزرگواران به جوانان ،می تواند بسیار ثمر بخش واقع شود وبرخلاف رواج فرهنگ بی بند وباری اخلاقی مروج فرهنگ ازدواج و وفاداری و عشق ورزی به همسر شود.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکس / بدون شرح ...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 23 بهمن 1390-01:22 ق.ظ

                 آیت الله العظمی بهجت  (ره)

نوع مطلب : عکس  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8