@jaber.farhad

اصالت ، مهم تر است یا تربیت ؟

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 25 تیر 1391-04:44 ق.ظ

در تاریخ آمده است، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه " شیخ بهائی" رسید...
پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع " اصالت خانوادگی آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان " ؟


شیخ گفت: هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من " اصالت " ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت: شک نکنید که " تربیت " مهم تر است!


بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود
او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.  اصالت موش و گربه


فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید  سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود . در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند!


درهنگام ِ شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم " تربیت " از " اصالت " مهم تر است
ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت " تربیت " است...


شیخ در عین ِ اینکه هاج و واج مانده بود گفت: من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم وآن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!


شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت: این چه حرفیست فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز!!  کار آنها اکتسابی است که با تربیت وممارست وتمرین زیاد انجام می شود...


ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند.
لذاشیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و
چهار موش بخت برگشته در آن نهاد...


فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان...

شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز میخواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که درآن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال واین یکی جنوب...

واین بار شیخ دستی برپشت شاه زد و گفت : شهریارا! یادت باشد اصالت ِ گربه موش گرفتن است گرچه
" تربیت " هم بسیار مهم است ولی" اصالت " مهم تر!


یادت باشد با " تربیت" میتوان گربه اهلی را رام و آرام كرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و ” اصالت " خود بر می گردد و نااهل ونا آرام و درنده می شود...



نوع مطلب : طنز  اجتماعی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بنده خدا
شنبه 7 مرداد 1391 01:44 ق.ظ
بسیار زیبا بود. دست شما درد نکند. سعی کنید کمی کاربردی تر و ملموس تر به دین اسلام بپردازید. خیلی ممنون.
دل آرام
یکشنبه 25 تیر 1391 11:21 ب.ظ
پاسخ به بلباتا
گرچه با تایید این مطلب توسط مدیر وبلاگ مخالفم اما شما اولا هم اصالت خودت رو نشون دادی و هم تربیتت رو . دیگه دوره شما به سر رسیده
ثانیا : شما اول تکلیف سیادت و اصالت بعضی ها رو ثابت کن بعد حرف از تربیت بزن (دیگه بیشتر از این بازش نمیکنم العاقل فی الاشاره....)
هاتف
یکشنبه 25 تیر 1391 10:49 ب.ظ
مطلب جالبی بود با تشکر از وبلاگ خوب و مفیدتون
بلباتا
یکشنبه 25 تیر 1391 05:30 ب.ظ
شما که همه میدونن تو زمان کودکیتون تو کوشک تحویلی چه اصالتی داشتین ولی خوشم اومد نشون دادی آخر الامر تربیت رو آدم بی اصل ونسبی مثل تو تاثیر نمیگذاره هر چند تحت تربیت آدم بزرگواری مثل آیت الله سید علی اصغر دستغیب باشه
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic