@jaber.farhad

چهل شام چله نشینی

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 22 دی 1390-02:00 ق.ظ

چهل روز است که نگاهم را از قامت بلند بالایت،پرنکرده ام                  اربعین حسینی          

چهل روز است که شب و روزم یکی شده است

چهل روز است که آتش خیمه های عاشورایی،هر روز در دلم شعله ور می کشد

چهل روز است که چشمی اشک دارم و چشمی خون

یک روز آتش بر خانه نشست ومادر ما شکسته بال و خونین ، در خاک شد

یک روز فرق کعبه شکافت و فرشتگان،پدر را تا آسمان تشییع کردند

یک روز پاره های جگربرادرمان،تشت را به آتش کشید

....وروزی ،خورشید وجود تو از فراز نیزه ها طلوع کرد...اینک تمام آن لحظه ها از مرز دلم عبور می کنند.

    حسین جان      چه شد که رفتی و تنهایم گذاشتی؟      پس قرارمان چه؟!

چهل روز فراق را با پای سر دویده ام ...

حسین جان برخیز و فرات را ببین که هنوز در آتش لب های تو بی قراری می کند

برخیز تا با هم سری به شریعه بزنیم و سراغ دست های قلم شده علم دار را بگیریم

برخیز و پاسخی به قاصدک های آواره ای بده که از کوفه تا شام به طوافت آمده اند

برادر! دشمن را مجال نیرنگ ندادم ، مجال ندادم تا کربلا در کربلا دفن شود. مجال ندادم تا سر "نی" در کربلا دفن شود. گفته ام همه ناگفته ها را. فریاد زدم همه سکوت ها را.

  با آتش کلامم،سکوت حاشیه نشینان کوفه را با راحت طلبی شامیان ، خاکستر کردم

اینک آمده ام با دلی شکسته و سری سر به زیر، با اندوه چهل کوفه غربت و زخم چهل شام اسارت.  آماده ام با قامتی خم.  آمده ام تا از غربت قافله عاشورا بگویم.

اما حرف ها را از نگاهم بخوان و نپرس ، شرم سر به زیری ام را ببین و سراغ رقیه را از من مگیر.

ای برادر خطوط تازیانه ،حکایتی دیگر دارد.

می بینی؟ اربعین چگونه زخم هایم را شکوفا کرده است ، چگونه عاشورا برایم تکرار می کند.

سلام برادر...سلام برتو و گوناگونی زخم هایت...سلام بر تو و آن زمان که هیچ کس نبود و تو بودی و او بود ، و تو تنها به دامن خونین خویش دسترسی داشتی.

                                 برادر سلام بر دل دغدار از جوانی اکبرت...

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
م.م
یکشنبه 25 دی 1390 03:34 ق.ظ
آقایان چه خبر است؟
http://nedaye-andisheh.blogfa.com/
یا زینب
شنبه 24 دی 1390 11:25 ب.ظ
چهل روز است از خودم می پرسم آیا حسینی شدن ما راهی جز بی حسین شدن تو نداشت؟؟؟
گوهر
جمعه 23 دی 1390 10:36 ب.ظ
سلام علیکم
بسیاربسیار زیبا بود حاج آقا
آفرین بر قلمتان بر این احساس لطیف
انقدر تحت تاثیر نوشته تان قرار گرفته ام که از خود بیخود شدم
خدا خیرتان دهد که دلمان را حسینی کردید
ای کاش می توانستم بر دستانتان بوسه بزنم به خاطر این قلم زیبا
مجنون شدم حاج آقا چی بگم...
بامولایمان محشور شوید
فقیر
جمعه 23 دی 1390 04:38 ب.ظ
سلام.
به روز هستم با "دوئل؛ تصویر شفاف امت حزب الله"
سربزنید ونظر دهید
ضمنا صوت وبلاگ رو هم حتما گوش دهید...
یاحسین(ع)
زحل
جمعه 23 دی 1390 03:55 ب.ظ
بزرگ پروردگارا! حرفهایم را در این نامه برایت خواهم نوشت .مدتهاست از تو دورم ,دور دور .حالت چطور است خدای من ؟در دربار سلطنت ابدیت این روز ها چه می گذرد ؟فرشته های بلوریت چه می کنند؟

سلام ادامه رومیتونیدتوی وبم بخونیدخیلی قشنگه حتمابیا
عضو تالار رهپویان وصال
جمعه 23 دی 1390 01:02 ب.ظ
سلام
حاج آقا چرا در بحث های تالار شرکت نمیکنید ؟
ما فقط شما رو داریم که متاسفانه شما هم .....
حاج آقا خواهشا در تاپیک ها شرکت کنید آخه همه اش بحث های حاشیه ای میشه و اصلا به اصول توجه نمیشه !
حسین مطهری دوست
جمعه 23 دی 1390 12:39 ب.ظ
سلام
حاجی فردا جلسه داریم با دکتر شما هم بیا به احترام شما دکتر لنکرانی موضوع لیست جبهه متحد رو قبول کنه
من شماره اتون رو نداشتم .
در جریان فردا که هستید ؟
پاسخ farhad jaber : من در جریان نیستم و با این لیست ها مخالفم .
تسلیت
پنجشنبه 22 دی 1390 08:16 ب.ظ
arianaz_110
پنجشنبه 22 دی 1390 02:07 ب.ظ
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم *** از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم ***در رکاب تو فدایی می شدیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو