فرهاد جابرشیرازی آدرس پیج من در اینستاگرام . @jaber.farhad tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com 2019-09-21T17:09:31+01:00 mihanblog.com تا ۱۴۰۰ میشود صبر کرد ؟ 2019-05-12T17:29:40+01:00 2019-05-12T17:29:40+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/176 farhad jaber وضعیت موجود در کشور کار را به جایی رسانده که در فکر فرو رفته ام که آیا تا ۱۴۰۰ میشود صبر کرد ؟ میشود ادامه داد ؟ آیا دولت تدبیر و امید میتواند این نابسامانی و هرج و مرج اقتصادی را مدیریت کند ؟ مردم نزدیک به ناامیدی شده اند ! بریده اند ! به همه چیز بی اعتماد شده اند ! تکلیف چیست ؟  آزادی در اسلام از نظر شهیدمطهری 2016-04-07T00:18:19+01:00 2016-04-07T00:18:19+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/124 farhad jaber حضرت علی (ع) ،هیچ‏گاه مخالفی را به صِرف اتهام مخالفت یا اعلام مخالفت، دستگیر یا زندانی نکرد و تا زمانی که خوارج دست به شمشیر نبردند با آنان وارد جنگ نشد . سیره علی(ع) در مواجهه با مخالفان خود این بود که به صرف جدا شدن آنان از حضرت و اعلام مخالفت، اقدامی انجام نمی‏داد و تا زمانی که قصد براندازی حکومت و انجام اقدامات عملی در این زمینه از آنان بروز نمی‏داد با آنان مدارا میکرد . در کتاب جاذبه و دافعه علی (ع) در بخش " دوموکراسی علی (ع) " ، اثر متفکر شهید استاد مطهری آمده است :   &nb حضرت علی (ع) ،هیچ‏گاه مخالفی را به صِرف اتهام مخالفت یا اعلام مخالفت، دستگیر یا زندانی نکرد و تا زمانی که خوارج دست به شمشیر نبردند با آنان وارد جنگ نشد . سیره علی(ع) در مواجهه با مخالفان خود این بود که به صرف جدا شدن آنان از حضرت و اعلام مخالفت، اقدامی انجام نمی‏داد و تا زمانی که قصد براندازی حکومت و انجام اقدامات عملی در این زمینه از آنان بروز نمی‏داد با آنان مدارا میکرد .

در کتاب جاذبه و دافعه علی (ع) در بخش " دوموکراسی علی (ع) " ، اثر متفکر شهید استاد مطهری آمده است :                                                  دوموکراسی علی در کتاب جاذبه و دافعه علی

{{ امیر المؤمنین با خوارج در منتهی درجه آزادی و دموکراسی رفتار کرد. او خلیفه است و آنها رعیتش، هر گونه اعمال سیاستی برایش مقدور بود اما او زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر افراد می نگریست.

این مطلب در تاریخ زندگی علی عجیب نیست اما چیزی است که در دنیا کمتر نمونه دارد. آنها در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقیده آزاد با آنان روبرو می شدند و صحبت می کردند، طرفین استدلال می کردند، استدلال یکدیگر را جواب می گفتند.

شاید این مقدار آزادی در دنیا بی سابقه باشد که حکومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموکراسی رفتار کرده باشد.

می آمدند در مسجد و در سخنرانی و خطابه علی پارازیت ایجاد می کردند. روزی امیر المؤمنین بر منبر بود. مردی آمد و سؤال کرد. علی بالبدیهه جواب گفت. یکی از خارجیها از بین مردم فریاد زد:

«قاتله الله ما افقهه » (خدا بکشد این را، چقدر دانشمند است! ) . دیگران خواستند متعرضش شوند اما علی فرمود رهایش کنید، او به من تنها فحش داد.

خوارج در نماز جماعت به علی اقتدا نمی کردند زیرا او را کافر می پنداشتند. به مسجد می آمدند و با علی نماز نمی گذاردند و احیانا او را می آزردند. علی روزی به نماز ایستاده و مردم نیز به او اقتدا کرده اند. یکی از خوارج به نام ابن الکواء فریادش بلند شد و آیه ای را به عنوان کنایه به علی، بلند خواند:

و لقد اوحی الیک و الی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین

این آیه خطاب به پیغمبر است که به تو و همچنین پیغمبران قبل از تو وحی شد که اگر مشرک شوی اعمالت از بین می رود و از زیانکاران خواهی بود. ابن الکواء با خواندن این آیه خواست به علی گوشه بزند که سوابق تو را در اسلام می دانیم، اول مسلمان هستی، پیغمبر تو را به برادری انتخاب کرد، در لیلة المبیت فداکاری درخشانی کردی و در بستر پیغمبر خفتی، خودت را طعمه شمشیرها قراردادی و بالاخره خدمات تو به اسلام قابل انکار نیست، اما خدا به پیغمبرش هم گفته اگر مشرک بشوی اعمالت به هدر می رود، و چون تو اکنون کافر شدی اعمال گذشته را به هدر دادی.

علی در مقابل چه کرد؟ ! تا صدای او به قرآن بلند شد، سکوت کرد تا آیه را به آخر رساند. همینکه به آخر رساند، علی نماز را ادامه داد. باز ابن الکواء آیه را تکرار کرد و بلافاصله علی سکوت نمود. علی سکوت می کرد چون دستور قرآن است که:

اذا قری ء القرآن فاستمعوا له و انصتوا (هنگامی که قرآن خوانده می شود گوش فرا دهید و خاموش شوید) و به همین دلیل است که وقتی امام جماعت مشغول قرائت است مامومین باید ساکت باشند و گوش کنند.

بعد از چند مرتبه ای که آیه را تکرار کرد و می خواست وضع نماز را بهم زند، علی این آیه را خواند:

فاصبر ان وعد الله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون (صبر کن، وعده خدا حق است و فرا خواهد رسید. این مردم بی ایمان و یقین، تو را تکان ندهند و سبکسارت نکنند)

دیگر اعتنا نکرد و به نماز خود ادامه داد . }}

مـقوله آزادی و بحث از آن از مسأل روز و مورد نیاز جامعه است.کندوکاو در زاویه های گوناگون آن ما را از فرو افتادن در تحلیل و تـفـسیرهای نابجا باز می دارد و راه بند برداشتهای نادرست از این موضوع مهم و حیاتی می گردد.

اسـتـاد شهید مطهری, از اندک اندیشه ورانی است که به این مقوله مـهـم, پـیـش و از پـس پـیـروزی انقلاب اسلامی, پرداخته و به نسل نوخاسته و جویای حقیقت تقدیم کرده است.

سخن از آزادی از آن جهت اهمیت دارد که گروهی بر این پندارند که دیـن با آزادی ناسازگاری دارد و از آن جا که آزادی ارزش انسانی و فـرادیـنی دارد, نمی توان آن را به چهارچوب درآورد و مرزهایی بـرای آزادی انـدیـشـه و عـقـیـده و بـیان ترسیم کرد و خط قرمز قـرارداد. اگـر انـدیـشـه ای بـا آزادی ناسازگار باشد, باید در درسـتـی آن انـدیـشـه شک کرد; زیرا آزادی مرزی را به رسمیت نمی شـنـاسـد و حق فطری و حق طبیعی تمام افراد جامعه است. در برابر گـروهـی بـر ایـن نظرند: آزادی مطلق, ادعایی بیش نیست و هموارهآزادی در چـهـارچـوب ویژه ای پذیرفتنی است و بدون ترسیم مرزها,هـرج ومرج و فساد و بی بندباری بر اجتماع حاکم می گردد و نباید از این حق طبیعی, استفاده نادرست کرد.

اسـلام, جـانبدار آزادی است, ولی آن آزادی را می پذیرد که برابر تـرازهـای اسـلامی باشد. بسیاری از آزادیهای پذیرفته شده در غرب بـا اسلام همسوئی ندارد و با شرافت انسانی و فطرت بشری ناسازگار اسـت. نـظـر استاد شهید, ما را در رد یا پذیرش هر یک از این دو دیـدگاه, مدد می رساند و روشن می کند که آیا آزادی مرزپذیر است و اگـر مـرز دارد آن مـرز چـیـست؟ و چگونه از آزادی می توان به شیوه درست بهره برد.

اسـتـاد در کتابهای گوناگون خویش, مانند: پیرامون انقلاب اسلامی,پـیـرامون جمهوری اسلامی, گفتارهای معنوی, ده گفتار, جهاد, سیری در نـهـج البلاغه, علل گرایش به مادیگری, جاذبه و دافعه علی(ع),آشـنایی با قرآن جلد سوم, اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب, انسان در قـرآن, انسان کامل, انسان و سرنوشت و... از مقوله آزادی سخن گفته است که بیش ترین بحث در سه کتاب اول و کتاب جهاد است.

اسـتاد مطهری در مباحث خود, گونه های آزادیها را به بوته بررسی نهاده و یا از آنها به اجمال سخن گفته است. مانند: آزادی فردی,آزادی اجـتـماعی, آزادی معنوی, آزادی اخلاقی, آزادی جنسی, آزادی مـطلق, آزادی تفکر و اندیشه, آزادی عقیده, آزادی بیان, آزادی و دموکراسی, آزادی و ایمان و...

]]>
مصاحبه 2016-03-12T07:30:22+01:00 2016-03-12T07:30:22+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/166 farhad jaber حجت الاسلام جابر شیرازی قائم مقام نهاد نمازجمعه استان قم در مصاحبه ای کوتاه با سایت آدینه قم در باب مطالبات رهبری و قرارگاه بودن نماز جمعه گفت: این فرمایش رهبر انقلاب گسترده است و حداقل مطالبه رهبری تغییر ساختار و نوع برگزاری نماز جمعه است. طبق فرمایش مقام معظم رهبری که نماز جمعه قلب فرهنگی هر شهر است و تعبیر نماز جمعه به قرارگاه فرهنگی و همچنین اینکه فرماندهی آن قرارگاه را امام جمعه عهده دار است، باید توجه جدی به وضعیت فعلی نماز جمعه ها بشود.این فرمایش رهبر انقلا حجت الاسلام جابر شیرازی قائم مقام نهاد نمازجمعه استان قم در مصاحبه ای کوتاه با سایت آدینه قم در باب مطالبات رهبری و قرارگاه بودن نماز جمعه گفت: این فرمایش رهبر انقلاب گسترده است و حداقل مطالبه رهبری تغییر ساختار و نوع برگزاری نماز جمعه است.


طبق فرمایش مقام معظم رهبری که نماز جمعه قلب فرهنگی هر شهر است و تعبیر نماز جمعه به قرارگاه فرهنگی و همچنین اینکه فرماندهی آن قرارگاه را امام جمعه عهده دار است، باید توجه جدی به وضعیت فعلی نماز جمعه ها بشود.
این فرمایش رهبر انقلاب گسترده است و حداقل مطالبه رهبری تغییر ساختار و نوع برگزاری نماز جمعه است. برگزاری نماز جمعه به شکل سنتی و این نوعی که امروز دیده می شود موجب جذب جوانان نمی شود و می بایست راهکارهای جدید و مناسب امروز با استفاده از امکانات چند رسانه ای را در دستور کار قرار داد.
این سبک برگزاری نماز جمعه که با پیش خطبه شروع می شود چون بطور مدام بیش از دو ساعت سخنرانی از پشت تریبون، مخاطب را خسته می کند. لذا باید ابتکارهای مختلفی در نظر گرفته شود تا نمازگزار برای شنیدن خطبه ها با نشاط در مصلی حضور پیدا کند.
اما در رابطه با نماز جمعه قم با توجه به پایان کار عمرانی و تکمیل مصلای قدس قم انشاالله در فروردین 1395 نماز جمعه قم از حرم مطهر به مصلی قدس قم انتقال پیدا خواهد کرد.
در این جابجایی دلایل مختلفی وجود دارد که به چند مورد آن اشاره خواهیم کرد:
1- کمبود مکان مسقف در حرم برای حضور نمازگزاران جمعه.
2- کمبود پارکینگ وسائل نقلیه.
3- پراکندگی نمازگزاران در هنگام برگزاری نماز جمعه و عدم انسجام آن.
4- ناهماهنگی بین نمازگزاران و زائرین حرم در زمان برگزارای نمازجمعه.
]]>
برگزاری یادواره ملی شهدای مدافع حرم در قم 2016-01-30T06:30:50+01:00 2016-01-30T06:30:50+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/165 farhad jaber به گزارش خبرگزاری فارس از قم، حجت‌الاسلام والمسلمین جابر شیرازی ظهر امروز در دیدار ستاد گرامیداشت دهه فجر انقلاب اسلامی استان قم با آیت‌الله سید محمد سعیدی امام جمعه قم که در سالن محراب آستان مقدس حضرت معصومه(س) انجام شد، با اشاره به بازدید ائمه جمعه استان قم از مصلی قدس اظهار کرد: نمایشگاه کتاب استان قم به مناسبت دهه فجر در این مکان برگزار می‌شود.وی اضافه کرد: پایگاه مقاومت ویژه مصلی قدس نیز در دهه فجر ایستگاه صلواتی در بخشی از میدان جانبازان برپا می‌کند و با توزیع بروشورهای بصیرتی و نم به گزارش خبرگزاری فارس از قم، حجت‌الاسلام والمسلمین جابر شیرازی ظهر امروز در دیدار ستاد گرامیداشت دهه فجر انقلاب اسلامی استان قم با آیت‌الله سید محمد سعیدی امام جمعه قم که در سالن محراب آستان مقدس حضرت معصومه(س) انجام شد، با اشاره به بازدید ائمه جمعه استان قم از مصلی قدس اظهار کرد: نمایشگاه کتاب استان قم به مناسبت دهه فجر در این مکان برگزار می‌شود.

وی اضافه کرد: پایگاه مقاومت ویژه مصلی قدس نیز در دهه فجر ایستگاه صلواتی در بخشی از میدان جانبازان برپا می‌کند و با توزیع بروشورهای بصیرتی و نماهنگ‌های انقلابی در میان مردم بستر را برای یادآوری دوران اوایل انقلاب اسلامی ایجاد می‌کند.

قائم مقام شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه قم نورافشانی در پشت‌بام مصلی قدس را از دیگر برنامه‌های ستاد اقامه نماز جمعه قم در 22 بهمن برشمرد و گفت: امیدواریم مردم و مسئولان در نماز جمعه 16 بهمن‌ماه حضور گسترده‌تری نسبت به دیگر نمازهای جمعه داشته باشند.

وی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی در عرصه‌های مختلف برای پاسداری از آرمان‌های اسلام از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کند خاطرنشان کرد: در دهه فجر انقلاب اسلامی یادواره ملی شهدای مدافع حرم با حضور اقشار مختلف مردم در مصلی قدس استان قم برگزار می‌شود.

]]>
آیا خون آن پدر شهید و حق این پسر یتیم پایمال خواهد شد ؟ 2015-04-07T06:05:28+01:00 2015-04-07T06:05:28+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/163 farhad jaber     در جریان توافق هسته ای دولت یازدهم با شیطان بزرگ     در جریان توافق هسته ای دولت یازدهم با شیطان بزرگ

]]>
من عاشق مبارزه با صهیونیست ها هستم ... 2014-12-20T16:36:04+01:00 2014-12-20T16:36:04+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/162 farhad jaber

]]>
استادم در پایه اول حوزه علمیه آیت الله حدائق 2014-06-07T06:30:33+01:00 2014-06-07T06:30:33+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/171 farhad jaber آیت الله حاج شیخ محمدرضا حدائق (دامت برکاته) در پایه اول در مدرسه منصوریه شیراز استادم بودند که برای ایشان آرزوی طول عمر را دارم . ایشان اخلاقی انقلابی ولایی و تاثیر گذار در بین مردم و خواص هستند 
آیت الله حدائق
]]>
مشوقم در طلبگی آیت الله طوبایی 2014-05-23T06:27:50+01:00 2014-05-23T06:27:50+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/170 farhad jaber حضرت آیت الله حاج شیخ عباس طوبایی (رضوان الله تعالی علیه)  مشوق من برای ورود به حوزه علمیه و اولین استاد اخلاقم

آیت الله شیخ عباس طوبایی
]]>
سالروز وفات حضرت آیت الله مشکینی (ره) 2014-05-15T03:17:11+01:00 2014-05-15T03:17:11+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/159 farhad jaber ]]> مراقب باشیم ... 2014-03-10T14:04:20+01:00 2014-03-10T14:04:20+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/158 farhad jaber رهبر معظم انقلاب در دیدار با خبرگان امت نکات مهمی را مطرح فرمودند و بر 10 نکته کلیدی در مسائل کشور انگشت تاکید گذاشتند؛1- واقع‌بینی و دیدن نقاط مثبت در کنار برخی ضعف‌ها2- تکیه به نسل جوان مومن و انقلابی در برون رفت از مشکلات3- استفاده از ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی و ملی4- غفلت نکردن از دشمن و دشمنی‌ها5- مرزبندی صحیح و صریح با جبهه استکبار جهانی6- نترسیدن از دشمن7- تکیه به مردم و تقویت حرکت جهادی8- حفظ و تقویت وحدت ملی9- توجه به فرهنگ دینی و انقلابی10- گفتمان‌سازیبرای برون رفت از مشکلات کشور این 10 رهبر معظم انقلاب در دیدار با خبرگان امت نکات مهمی را مطرح فرمودند و بر 10 نکته کلیدی در مسائل کشور انگشت تاکید گذاشتند؛
1- واقع‌بینی و دیدن نقاط مثبت در کنار برخی ضعف‌ها
2- تکیه به نسل جوان مومن و انقلابی در برون رفت از مشکلات
3- استفاده از ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی و ملی
4- غفلت نکردن از دشمن و دشمنی‌ها
5- مرزبندی صحیح و صریح با جبهه استکبار جهانی
6- نترسیدن از دشمن
7- تکیه به مردم و تقویت حرکت جهادی
8- حفظ و تقویت وحدت ملی
9- توجه به فرهنگ دینی و انقلابی
10- گفتمان‌سازی
برای برون رفت از مشکلات کشور این 10 فرمان را باید مردم، مسئولان و بویژه نخبگان کشور در منظومه فکری خود احصاء کنند. نادیده گرفتن هر یک به معنای پیمودن بیراهه و کژ راهه‌هاست. اگر کندی و عدم توفیق در برخی ساحات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تاکنون داشته‌ایم به این دلیل بوده که درجاده‌های پر پیچ و خم انقلاب به این 10 تابلوی هشداردهنده دقت کمتری داشته‌ایم.
***
یکی از هشدارهای کلیدی امام (ره) و رهبری همین بوده که دشمن را بشناسیم، مرزبندی صحیح و صریح با آن داشته باشیم و در مواجهه با آن نترسیم و در مسیر حرکت جهادی حرکت کنیم.
دشمن کیست؟ دشمنی آن کدام است؟ مرزهای مواجهه با دشمن کجاها است؟ و به قول مقام معظم رهبری وقتی برای تداوم دشمنی از در دوستی وارد می‌شود چه باید کرد؟
مردم بزرگ ایران طی یکصد سال اخیر سه نهضت بزرگ و تاریخی را پشت سرگذاشتند. در این سه نهضت دشمن اصلی آنها استبداد داخلی و استعمار خارجی بود. استبداد داخلی دنباله و ادامه سلطه خارجی بود و ملت به خوبی به این امر واقف بودند.
پادشاهان قاجار و پهلوی پایه‌های تخت سلطنت خود را در حمایت سفارتخانه‌های خارجی جستجو می‌کردند و تکیه‌ای به مردم و منافع و مصالح ملی نداشتند. شاهان قاجار اولین سیلی را از فتوای تاریخی میرزای شیرازی دریافت کردند یک سطرفتوا از سوی یک مرجع تقلید انقلاب به پا کرد و پایه‌های استبداد و استعمار خارجی را به لرزه در آورد و قدرت مرجعیت و پیوند آنها با مردم را به رخ عمله استبداد و استعمار کشید. میرزای شیرازی مقدمات قیام مشروطیت را فراهم کرد و هنگامی که علما و مردم برای بر پایی یک انقلاب عمیق اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آماده می‌شدند دشمن از در دوستی در آمد و دشمنی خود را بی‌رحمانه‌تر اعمال کرد هنگامی که علما و مردم برای تمهید مقدمات مشروطه قیام کردند و در حضرت عبدالعظیم بست نشستند همزمان عده‌ای به ظاهر با همان آرمان ها و اهداف در سفارت انگلیس به تحصن و بست نشینی با قطار دیگ‌های پلو که به خرج لندن برپا شده بود، انقلاب مشروطه را به بیراهه بردند.
وقتی شیخ فضل‌الله نوری پرچم استقلال و مرزبندی صریح و صحیح با دشمن را بلند کرد، اوضاع را آن قدر شلوغ کردند که نگذاشتند حتی فریادهای رهایی‌بخش و آگاهی‌بخش او را مراجع نجف بشنوند. در نهایت نعش او در میدان توپخانه تهران به علامت بیداری اسلامی بردار شد تا چراغ راهنمایی باشد برای کسانی که به دنبال مرزبندی واقعی با دشمن هستند.
وقتی صورت مسئله انقلاب مشروطه را این طور نوشتند که انگلیسی‌ها موافق مشروطه و روس‌ها مخالف مشروطه هستند مرز بین استبداد و آزادی به این صورت درآمد که غرب طرفدار آزادی در ایران است و شرق هم مخالف آن و این وسط سر انقلابیون واقعی در کشور بی‌کلاه ماند. در غوغا و فریادها و بگیر و ببندهای اواخر دوره قاجار و قصه مشروطیت، یک دفعه سر و کله استبداد رضاخانی پیدا شد که هم شرق و هم غرب روی آن توافق کردند.
در نهضت ملی نفت هم همین بلا بر سر ملت آمد غرب‌ با سوزن‌بانی نهضت ملی جریان نفوذی و خود باخته خود را به جریان اصیل و واقعی نهضت تزریق کرد و به مدت کمتر از یکسال همه دستاوردهای نهضت ملی را همانند انقلاب مشروطیت بر باد داد و از دل آن هیاهوها و شعارها و فریادها یک استبداد سیاه و خشن بیرون آمد و به مدت ربع قرن بر خاک عزیز ایران و ملت ستم کشیده ما حکومت کرد.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) طلوع کرد. طلوعی که ان‌شاءالله هیچ گاه غروب نخواهد کرد. تمام نسخه‌های فریب‌آمیزی که غرب و شرق عالم در انقلاب مشروطه و نهضت ملی به کار بردند، در همین انقلاب هم پیچیدند اما هرگز موفق به رسیدن به اهداف خود نشدند. رمز این توفیق هوشیاری و بیداری رهبری انقلاب در شناخت دشمن با آدرس دقیق بود، این جمله امام (ره) که فرمود: آمریکا از شوروی بدتر، انگلیس از هر دو اینها پلیدتر و فرانسه… هنوز در گوش ماست. ملت ایران حداقل از 400 سال تا کنون پیش مورد هجوم قدرت‌های جهانی بوده است. در این هجوم‌ها قطعه‌های بزرگی از خاک مقدس ایران را جدا کردند و هنوز هم طمع دارند ملت ایران را ذلیل و کتک‌خورده و ضعیف ببینند اما از 35 سال پیش تاکنون ملت اراده کرده است جلوی این پیشروی را بگیرد و مجد و عظمت ایران را در جهان زنده کند.
امروز آمریکا، انگلیس، روسیه، فرانسه، آلمان و حتی چین دشمنان حقیقی ملت ایران هستند. اگر نبودند در مذاکرات 1+5 در کنار هم قرار نمی‌گرفتند.
اما دشمنان حقوقی ملت چه کسانی هستند و ما در برابر چه آرایش حقوقی قرار داریم؟ واقعیت این است که از 250 سال پیش تا کنون غرب فقط یک آهنگ را در جوامع بشری به عنوان آهنگ تک صدایی بر می‌تابد و آن هم آهنگ «مدرنیسم» است.
مبانی فکری و فلسفی «مدرنیسم» درست در مقابل مبانی فکری و فلسفی اسلام و قرآن قرار دارد. فیلسوفان مدرن ابتدا «خدا» را در برابر «انسان» قرار دادند و به تقدیس «اومانیسم» پرداختند. برخی هم به افراط رفتند و در مقام انکار خدا برآمدند.
فیلسوفان دسته اول، خدا را از حوزه عمومی اخراج و در حوزه خصوصی پذیرفتند، فیلسوفان دسته دوم نه حوزه عمومی و نه حوزه خصوصی را بر نتابیدند و طبل دین افیون توده‌هاست را به صدا در آوردند از آن زمان به بعد؛ «آهنگ دین افیون توده‌ها و حکومت‌ها» از تمامی ارکسترهای سمفونیک‌های فلسفی غرب و شرق به گوش می‌رسد و در هر عصر ونسلی فقط نت‌های آن را تغییر می‌دهند.
یک جریان پلید داخلی طی یک صد سال گذشته از سیئات و تبهکاری های مدرنیسم در ایران حمایت می کند وحتی حاضر نیست برخی تجربیات بشری وحسنات مدرنیسم در ایران راه یابد.
واقعیت آن است که دشمن اصلی ما مدام با گفتمان‌سازی در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… با تکیه بر مدرنیسم در پیشرفت فکری ما اخلال می‌کند. این اخلال گاهی «نرم» است و گاهی «سخت»! دشمنی آنها با دین و دینداری و دینداران تمامی ندارد. مدرنیسم ایدئولوژی شیطان بزرگ است در برابر ایدئولوژی اسلام و قرآن. ایدئولوژی مدرنیسم در مشروطه و نهضت ملی با اخلال در ذهنیت مردم و انقلابیون با سوزن‌بانی دقیق، مسیر درست این دو نهضت را منحرف و سپس به نابودی کشاند. اما در نهضت امام خمینی (ره) با آنکه «نرم»تر از دو نهضت گذشته و حتی «سخت»تر از آن به میدان آمد شکست خورد. غائله بنی‌صدر، منافقین و جنگ داخلی یک نبرد نرم و توأم با سخت بود. جنگ تحمیلی 8 ساله که یک لشکرکشی جهانی علیه انقلاب بود با سد پولادین مردم و مرجعیت و نخبگان بیدار ایران روبه‌رو شد. نبرد پیچیده و غامض «نرم» که از 18 تیر 78 شروع و به وقایع 8 ماهه سال 88 منتهی شد، با قیام تاریخی 9 دی دفن گردید. اما اینکه دشمن عقب‌نشینی کرده و از دشمنی دست برداشته یک خیال خام است.
ما باید این پند رهبری را که از زبان سعدی(ره) که فرمود: «دشمن چون از هر حیلتی فرو ماند/ سلسله دوستی بجنباند» آویزه گوش کنیم.
اکنون دشمن از در دوستی وارد شده و می‌خواهد با گفتگو و مذاکره این دشمنی را تداوم بخشد.
بی‌تردید دیپلمات‌های ما در گفتگوها از سربازان و سرداران این ملت هستند. اما سطح بیداری و هوشیاری حکم می‌کند ما در این گفتگوها یک ملت را پشت میز مذاکره حاضر ببینیم. پاسداری از ارزش‌ها و مراقبت از خطوط قرمز مختص همین تعداد دیپلمات که در گفتگوها حضور دارند، نیست. دولت باید با راهبرد رصد هوشمندانه ملت و نقد مشفقانه نخبگان همراهی کند و آن را برتابد والا کافی است یک موج از امواج بیداری ملت به میز مذاکرات اصابت کند و همه چیز را به هم بزند.
از سوی دیگر برخی در داخل بوی کباب به مشامشان رسیده می‌خواهند به غنی‌سازی حضور مدرنیسم در «رسانه‌ها»، «احزاب‌» و «دانشگاه‌ها» بپردازند و شکست‌های سه دهه گذشته را جبران کنند. اینها باید بدانند عرض خود می‌برند و زحمت ملت را بیش از پیش می‌دارند.
امروز دولت و ملت ایران پخته‌تر از همیشه در صحنه هستند بازگشت استبداد و استعمار بویژه سلطه آمریکا به ایران محال است، چون مرزبندی با دشمن از هر زمان دیگر شفاف‌تر و عمیق‌تر است.]]>
مصلای قم به بحران بی پولی اقتدا کرد/ رد شایعه مالکیت غیر 2013-12-18T06:04:32+01:00 2013-12-18T06:04:32+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/164 farhad jaber قائم مقام ستاد نماز جمعه قم پیرامون دلایل تعطیلی مصلای این شهر به خبرنگار مهر گفت: بحث شایعات به هیچ عنوان پیرامون مالکیت زمین مصلی شهر قم صحت ندارد و تا به امروز فردی که سند به دست داشته باشد و ادعای مالکیت زمین را داشته باشد مراجعه نکرده و این منطقه به طور کامل به مجموعه ستاد نماز جمعه قم تعلق دارد.فرهاد جابر با بیان اینکه مسئولان قبلی ستاد نمازجمعه قم نیز چنین موضوعی را از اساس رد کردند و ادامه دادن این شایعه به هیچ عنوان کار مناسبی برای شهر قم نیست، گفت: بحث اصلی آغاز کار عمرانی در مصل فرهاد جابر با بیان اینکه مسئولان قبلی ستاد نمازجمعه قم نیز چنین موضوعی را از اساس رد کردند و ادامه دادن این شایعه به هیچ عنوان کار مناسبی برای شهر قم نیست، گفت: بحث اصلی آغاز کار عمرانی در مصلای قم مربوط به مقاوم سازی است، طبقه بالای این بنا از این جهت مقاومت کمی داشت و ضعیف بود، در واقع پس از زلزله بم بود که مجلس شورای اسلامی تصویب کرد تا مصلی‌ها و برخی مکان‌های دیگر مقاوم سازی شوند.



]]>
آفات وی چت ... 2013-09-27T04:03:49+01:00 2013-09-27T04:03:49+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/157 farhad jaber تصور کنیم در محلی به‌دور از مراکز عمومی شهرنشینی زیست می‌کنیم که به‌تازگی آموخته‌ایم برای امنیت داشتن به‌طور کلی و همچنین آسایش، ساختمان‌هایی بنا کنیم. وسایل و امکانات ابتدایی زندگی نیز مهیا باشد. پس از مدت‌های طولانی به تدریج دوچرخه، موتوسیکلت و تعداد نه چندان زیادی ماشین نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این بین که مردم زندگی خویش را سپری می‌کنند توسط تحصیلکردگان و بازرگانان همان محل یا مسافرانی از همین اقشار تعداد زیادی از فناوری‌های امروزی را به قصد نوسازی آنجا یا معامله وارد آن منطقه کنند، تصور کنیم در محلی به‌دور از مراکز عمومی شهرنشینی زیست می‌کنیم که به‌تازگی آموخته‌ایم برای امنیت داشتن به‌طور کلی و همچنین آسایش، ساختمان‌هایی بنا کنیم. وسایل و امکانات ابتدایی زندگی نیز مهیا باشد. پس از مدت‌های طولانی به تدریج دوچرخه، موتوسیکلت و تعداد نه چندان زیادی ماشین نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این بین که مردم زندگی خویش را سپری می‌کنند توسط تحصیلکردگان و بازرگانان همان محل یا مسافرانی از همین اقشار تعداد زیادی از فناوری‌های امروزی را به قصد نوسازی آنجا یا معامله وارد آن منطقه کنند، بی‌آن‌که پیش از آن درباره نحوه به کار گرفتن این امکانات آموزشی داده شده باشد یا پیش از تسلیم آن‌ها مردم آنجا درباره قابلیت‌های کاربردیشان آگاه شده باشند.   وی چت

به نظر می‌رسد ساکنان آن منطقه چگونه از این وسایل نوین ارتباط جمعی استفاده خواهند کرد؟ ممکن است گفته شود شرایط امروز با وضعیت توصیف شده در مثال فوق قابل قیاس نباشد. اما فرم آن مهم نیست، ماهیتش اهمیت دارد. قابلیت کاربرد بسیاری از نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای ساخته شده که به میمنت شبکه ارتباطی جهانی قابل دسترسی برای کلیه بشر شده در جامعه ما تعلیم داده نشده است. هیچ نوع آموزش همگانی در سطح کلان که در شیوه استفاده کاربران این فناوری‌ها تاثیرگذار باشد، ترویج نشده است. عده بسیاری از افرادی که از وسایل ارتباط جمعی و خدمات آن‌ها استفاده می‌کنند تنها چند مورد از کاربردهای آن‌ها را می‌دانند و به پیام‌های مهمی که به‌خصوص نرم‌افزارها می‌رسانند واقف نیستند.

 به عنوان نمونه اگر اطرافیان و دوستانمان را مشاهده کنیم، به روشنی خواهیم دید که طرز استفاده از «وی چت» چگونه انجام می‌گیرد! این نرم‌افزار اجتماعی محملی شده است برای گفتمان‌های پوپولیستی، سطحی، بی‌محتوا و گفت و شنود‌های توخالی. کلیپ‌های صوتی و تصویری ضد بشری تبعیض‌آمیز و ضد فرهنگ مداراگر به وضوح میان افراد رد و بدل می‌شود.


گفت و شنودهایی که حاکی از شکاف‌های عمیق جغرافیایی و جنسیتی است؛ گفتمانی که به‌طور نسبی درون فناوری‌های ارتباطی به‌طور خاص شبکه‌ها و نرم‌افزارهای اجتماعی شکل گرفته و اندک‌اندک به‌طور عمیق ریشه دوانیده، وضعیت تفکر و اندیشه را در جامعه ترسیم می‌کند؛ اندیشه‌ای که فوق‌العاده تبعیض‌آمیز است و قدرت ژرف اندیشیدن به جهان پیرامونی‌اش ندارد. بعضی از این افراد بینششان در جسمشان باقیمانده و به طرز غریبی فرو رفته است و گویا نمی‌توانند یا نمی‌خواهند از چرت این اندیشه بیمارگونه بیدار شوند. نمونه دیگری از این ناآگاهی که به واسطه عدم آموختن فرهنگ فناوری‌ها حاصل شده است، مشاهده کردن همراه‌های‌ آیفون اندروید اپل و... در دستان کسانی است که بر اثر بی‌توجهی به ماهیت و محتوای این ابزارها خودشان در یک مکان‌اند و همراهشان با فاصله بسیار دورتر از خود. این افراد اغلب به علت رقابت با دیگران یا عشق به خود (نارسیسم) از فناوری‌ها استفاده می‌کنند و از داده‌های این فناوری‌ها به ندرت آگاهی دارند.

بر همین مبناست که چنین والدینی این‌گونه وسایل را در اختیار فرزندان خویش قرار می‌دهند، فرزندانی که با خشونت رشد می‌کنند، با زبان پارسی خود آشنایی ندارند، مهارت‌های فردی و اجتماعی و شیوه اخلاقی زیستن را فرا نگرفته‌اند و در آینده شاید شبیه والدین خود شوند، البته با فرمی تغییر یافته.


چنانکه قبلا بیان شد اگر شیوه و چگونگی کارکرد این ابزارها به‌طور صحیح دانسته شود شاید هرکسی با مقداری تفکر از خرید سخت‌افزارها یا سخت‌افزارهای مشابه تجدید نظر می‌کرد یا دست‌کم در وهله اول اصول علمی آن‌ها را فرا می‌گرفت و پس از آن اقدام به تهیه آن‌ها می‌کرد. مساله این نیست که کسی نباید این نوع فناوری‌ها را تهیه کند؛ مساله این است که افراد ناآگاه گمان کنند که قابلیت کاربردی این قبیل ابزارهای ارتباطی تنها در راستای گفتمان فوق است! چنانچه تفکرشان بر این پایه استوار باشد مایه شگفتی است.

داشتن فناوری‌های مدرن در اختیار افراد وصف شده همانند این است که فردی تازه با اصول رانندگی و ماشین آشنایی داشته باشد و مقداری توانایی رانندگی داشته باشد، آن‌وقت به رانندگی در حوزه عمومی بپردازد. باز هم ممکن است تفاوت عمده‌ای میان این دو مقایسه وجود داشته باشد. اما توجه به شباهت بارز این دو قیاس حائز اهمیت است.

هر دو از نظر آموختن فرهنگ کاربردشان هم مربوط به حوزه عمومی‌اند و هم با حریم خصوصی ارتباط دارند. جنبه عمومی استفاده از فناوری‌ها پیدایش آفت در روابط فرد با دیگران است. منظور از آفت به وجود آمدن وضعیت ضد اندیشیدن و ضد مسالمت‌جویانه‌ای است که در توصیف مصرف‌کنندگان نوشته شد. از طریق همین روابط ناسالم ممکن است افکار پوچ و آلوده‌ای رایج شود و به تعمیق آن‌ها دامن زده شود و چه‌بسا دامن زده شده است. رابطه‌اش با عرصه خصوصی افراد البته مساله‌ای فردی‌است. چنین است که فناوری در خدمت ناآگاهی قرار می‌گیرد... .

]]>
بالاخره آماده باش دادند ... 2013-09-01T16:58:13+01:00 2013-09-01T16:58:13+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/156 farhad jaber اصلا از اولش بچه ها خودشون سرشون درد میکرد برا چنین روزی ! حالا اون روز اومده . آموزش دیدن برا چنین روزی دیگه ! ما که رفتیم ... اعزام به سوریه

اصلا از اولش بچه ها خودشون سرشون درد میکرد برا چنین روزی ! حالا اون روز اومده . آموزش دیدن برا چنین روزی دیگه ! ما که رفتیم ...

]]>
عیدسعیدفطرمبارک 2013-08-07T18:28:13+01:00 2013-08-07T18:28:13+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/155 farhad jaber           ]]> مرگ بر اسرائیل 2013-08-01T21:05:18+01:00 2013-08-01T21:05:18+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/154 farhad jaber

]]>
نواب یعنی آزادی و آزادگی ... 2013-07-27T21:02:29+01:00 2013-07-27T21:02:29+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/153 farhad jaber امام خمینی (ره) با شهیدنواب صفوی مخالف نبود چند وقتی است تعدادی از عناصر و جریانات سیاسی در راستای اهداف و آمال گروهی خویش به فضاسازی علیه مبارزات حق طلبانه و آرمان گرایانه جمعیت فدائیان اسلام و شهید نواب صفوی پرداخته‌اند.               هدف این جریان تبلیغی، القاء دیدگاه منفی حضرت امام خمینی (ره) نسبت به حرکت و اقدامات این جمعیت است که از جمله مصادیق آن می‌توان به بخش‌هایی از خاطرات آقای منتظری و نیز مقاله آقای علی اکبر محتشمی امام خمینی (ره) با شهیدنواب صفوی مخالف نبود

چند وقتی است تعدادی از عناصر و جریانات سیاسی در راستای اهداف و آمال گروهی خویش به فضاسازی علیه مبارزات حق طلبانه و آرمان گرایانه جمعیت فدائیان اسلام و شهید نواب صفوی پرداخته‌اند.  

           امام خمینی شهیدنواب صفوی

 هدف این جریان تبلیغی، القاء دیدگاه منفی حضرت امام خمینی (ره) نسبت به حرکت و اقدامات این جمعیت است که از جمله مصادیق آن می‌توان به بخش‌هایی از خاطرات آقای منتظری و نیز مقاله آقای علی اکبر محتشمی در یکی از واپسین‌ شماره‌های روزنامه توقیف شده “بیان ” درسال 1389 اشاره نمود.

متاسفانه اخیراً هم اشخاصی در منبرهایشان زبان به تخریب ، القاء انحراف و تندروی در اقدامات و مبارزات نواب و فدائیان اسلام گشوده اند !

این اشخاص عمامه به سر مطالبشان را به صورتی بیان میکنند که گویی کسانی که در این زمان اقدامات و مبارزات شهید نواب را تحسین میکنند بنا دارند همان کارها را در زمان فعلی انجام بدهند !

باید عرض کنیم که ، نه ، ما به خوبی زمان و مکانمان را میشناسیم ، همانطور که شهید نواب با این که جوان بود و مرجع تقلید هم نبود ،زمانش را به خوبی شناخت . حیف که بعضی ها هنوز هم بایدها و نبایدهای دیروز و امروز را درک نکرده اند !

آقایان خیال میکنند ما وقتی میگوییم "نواب" یعنی اسلحه به دست بگیریم ، قیام کنیم ، ترور کنیم ! نه ، بلکه ما وقتی میگوییم  "نواب" یعنی مبارزه با فساد ، مبارزه با زورگویی ، مبارزه با خلاف شرع ، مبارزه با ظلم و تبعیض ...

نواب یعنی پرچم دار آزادی و آزادگی

آنچه در پی می‌آید خاطرات شماری از منسوبین نزدیک امام(ره)، در جهت تبیین نظرات ایشان نسبت به شهید نواب و زدودن شائبه های مغرضانه از این دست و تجلیل از حرکت آرمان گرایانه و جسورانه آن شهید بزرگوار است که به شفافیت موضوع کمک خواهد کرد.

*حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سید احمد خمینی (ره)

در قضیه اعدام نواب صفوی و سایر اعضای فداییان اسلام، امام از مرحوم آقای بروجردی و مراجع دلخور شدند که چرا موضع تندی علیه دستگاه نگرفتند و اینها را نجات ندادند. امام در این قضیه خیلی صدمه روحی خوردند.
 

در آن اوضاع و احوال شرایط به گونه‌ای بود که از دیدگاه متحجرین مبارزه با شاه ننگ بود، یعنی استدلال می‌کردند، حالا که بناست یک روحانی اعدام شود، لباس روحانی را از تن او بیرون بیاورید تا به مقام روحانیت اهانت نشود! درست نقطه مقابل، تفکر امام که اعتقاد داشتند روحانی باید با کسوت مقدس روحانیت شهید شود تا مردم بفهمند و آگاه شوند که اینها در صحنه هستند. از دیدگاه متحجرین مبارزه با شاه ننگ بود در صورتی که از دیدگاه امام مبارزه روحانیون بزرگواری همچون شهید نواب صفوی روشنی بخش حیات اسلام و انقلاب راه مبارزین بود.

مجموعه آثار یادگار امام – ج ۱ – ص ۶۶۰


*خانم زهرا مصطفوی، دختر حضرت امام (ره)

حدودا سال ۱۳۳۴ بود که فداییان اسلام را محاکمه می‌کردند. در اتاق ایستاده بودم و مادرم داشتند کار می‌کردند که امام وارد شدند. صورت ایشان به شدت برافروخته بود و چشم ها حالت فوق العاده عصبانی و ناراحت ایشان را نشان می‌داد. فقط عبایشان را گوشه‌ای انداختند و با عصبانیت وارد شدند. گویا مادر از جریان خبر داشتند که پرسیدند:

نتوانستید کاری کنید؟

گفتند: نخیر، نشد، نتوانستم. ایشان – آقای بروجردی- می‌گویند من به این کارها کاری ندارم…

بعد امام از اتاق بیرون رفتند ولی حالشان خیلی منقلب بود، چون می‌دانستند نتیجه محاکمه فداییان اسلام یعنی اعدام. این را چون می‌دانستند، خوب معلوم بود مساله اعدام یک عده جوان بی‌گناه فعال مبارز طبیعتا چقدر سخت بود. بعد من از مادرم پرسیدم که جریان چیست؟

گفتند: محاکمه فداییان اسلام است و آقا [امام خمینی] پیش آیت الله العظمی بروجردی رفتند که بلکه ایشان جلوی محاکمه و اعدام گرفته شود، اما ظاهرا موفق نشده‌اند.
چون مرام ایشان (آقای بروجردی) این بود که به حکومت کاری نداشته باشند.

روزنامه اطلاعات ۱۷ خرداد ۶۷


*مرحوم آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبایی (ره)

حضرت امام برای کمک به فداییان اسلام مخصوصا آزادیشان خیلی می‌کوشید. من در امر فداییان اسلام بسیار کوشا بودم. البته مقداری به خاطر تذکرات امام خمینی(قدس سره).

نشریه حوزه شمار ۴۴ – ۴۳ یادواره آیت الله العظمی بروجردی ص ۳۸ – ۳۷


*آیت الله جعفر سبحانی

در سال ۱۳۳۴ که مرحوم نواب و دوستانش دستگیر شدند و در آستانه اعدام قرار گرفتند، ایشان (امام) سه نامه نوشتند. یکی به آقای بهبهانی، یکی به مرحوم صدرالاشرف و یکی هم به حاج آقا رضا رفیع. من بعدها از ایشان راجع به جواب نامه‌ها سوال کردم، ایشان فرمودند: من خط آقای بهبهانی را نمی‌شناسم و خطوط سیاسی ایشان را هم نمی‌دانم اما جواب نامه را ظاهرا یک بچه ۱۲ ساله گفته بودند و او نوشته بود!

ویژه‌نامه رسالت “پرتوی از خورشید ” ۱۲ خرداد ۷۸، ص ۳۴


*آیت الله مسعودی خمینی

به زعم حضرت امام (ره) از آنجا که با دستگاه شاه به طور صد در صد مخالف بودند، شیوه نواب را برای براندازی می‌پسندیدند. امام از ابتدای کار مبارزه می‌دانست که برای چه مبارزه می‌کند و برای هر مرحله برنامه ویژه‌ای طراحی کرده بود.
آن دسته از افراد و افکاری که به نواب بابت تندی‌اش انتقاد می‌کردند بعدها به امام بابت حمله‌های مستقیمشان به آمریکا خرده گرفتند.

خاطرات آیت الله مسعودی خمینی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی


* مرحوم حجت الاسلام والمسلمین علی دوانی

در جریان اعدام مرحوم نواب و یارانش، امام با ابراز تاسف فرمودند: چه کنم کسانی را در بیت آیت الله بروجردی گذاشته‌اند که نمی‌توانم کاری کنم، البته می‌روم و اقدام می‌کنم.

شرح حال کتاب آیت الله بروجردی – ص ۳۸۱


*آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی

حضرت امام (ره) از فداییان اسلام پنهان حمایت می‌کرد. یک روز در جلسه خصوصی از ایشان شنیدم که فرمود: اینان (فداییان اسلام) بدون هیچ آلت و اسلحه‌ای فقط با سخنرانی، با دستگاه درافتاده‌اند و دستگاه را به وحشت انداخته‌اند. می‌شود کار کرد! حضرت امام چون می‌دید حضرت آیت الله بروجردی حمایت نمی‌کنند رعایت ادب را می‌کرد و علنا حمایت نمی‌کردند. اصحاب حضرت امام نظرشان این بود که باید به نحوی از این گروه حمایت کرد.

نشریه حوزه شمار ۴۴ – ۴۳ یادواره آیت الله العظمی بروجردی – ص ۲۳۰


* مرحوم آیت الله شیخ صادق خلخالی

شاید دستگاه شاه فهمیده بود که مرجع تقلید، آیت الله بروجردی با فداییان اسلام رابطه خوبی ندارد و لذا آنها را گرفت و اعدام کرد و از این حیث نگران نبود. همین کارها موجب شد که امام از بیت آقای بروجردی فاصله گرفت و دیگر رفت و آمد خود را به آنجا عملا قطع نمود. چون امام و سایر علماء در آن زمان در درجه دوم قرار داشتند. لذا چند نامه نوشتند و به شاه گوشزد کردند که این اعدام ها به صلاح نیست، اما شاه به حرف آقایان گوش نکرد.

خاطرات آیت الله خلخالی ج ۱ ص

اما واقعیت این است :

((قبلاً هم اشاره کرده ام که جریانی در کشور وجود دارد که نمیخواهد شهید نواب صفوی الگوی طلاب و روحانیون انقلابی بشود و حتی به مقبره ایشان در قم هم حساسیت نشان میدهند . حقیقتش هم خوب توانسته اند این فراموشی را در حوزه علمیه ایجاد کنند ! مثل اینکه نه نوابی بوده و نه فدائیانی ! و نه مبارزه ای ! . دائماً تلاش میکنند که به طلاب جوان القاء کنند که هیچ چیز در این زمان مهمتر از درس وبحث نیست ! واحساس میکنم بعضی ها دنبال این هستند که حوزویان را متعبد به خود کنند ! میلیونها پول خرج بزرگداشتها و ... میشود اما حتی یک عکس هم در سالروز شهیدنواب چاپ نمیشود ! )).

]]>
رمضان 1434مبارک + احیای تفکراسلامی 2013-07-07T06:08:38+01:00 2013-07-07T06:08:38+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/150 farhad jaber                              ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان ، این مطلب را که قسمتی از کتاب احیای تفکر اسلامی اثر شهید آیت الله مطهری است را ارائه میکنم  (شاید بی ربط با جریانات مصر ، سقوط دولت محمدمرسی و عدم کارایی اخوان المسلمین در سطح کلان کشور مصر نباشد ) :   روح اسلامى در مسلمین مرده است در اشعارى كه در همین جلسات خوانده شد شما دیدید                           

رمضان1392

 
ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان ، این مطلب را که قسمتی از کتاب احیای تفکر اسلامی اثر شهید آیت الله مطهری است را ارائه میکنم  (شاید بی ربط با جریانات مصر ، سقوط دولت محمدمرسی و عدم کارایی اخوان المسلمین در سطح کلان کشور مصر نباشد ) :
 
روح اسلامى در مسلمین مرده است

در اشعارى كه در همین جلسات خوانده شد شما دیدید كه اقبال چقدر از تقلید كور كورانه اى كه مسلمانان از تمدن غربى دارند انتقاد مى كند و باز درباره اسلام كه اسلام چنین و چنان است در اشعار خودش آنچه را كه باید و مى توانسته است بگوید گفته است قسمت سوم است :

آیا اسلام واقعى امروز در میان مسلمین وجود دارد یا وجود ندارد ؟

اقبال متوجه این نكته شده كه اسلام هم در میان مسلمین وجود دارد و هم وجود ندارد اسلام وجود دارد به صورت اینكه ما مى بینیم شعائر اسلام در میان مسلمین هست , بانگ اذان در میان مردم شنیده مى شود , موقع نماز كه مى شود رو به مساجد مى آورند , مرده هاشان را به رسم اسلام دفن مى كنند , براى نوزادهایشان به رسم اسلام تشریفاتى قائل مى شوند , اسمهایشان غالبا اسمهاى اسلامى است , محمد است , حسن است , حسین است , عبدالرحیم و عبدالرحمن است ولى آنچه كه روح اسلام است در این مردم وجود ندارد روح اسلام در جامعه اسلامى مرده است این است كه معتقد مى شود به تجدید حیات اسلامى , و اینكه حیات اسلامى را باید تجدید كرد و امكان تجدیدش هست چون اسلام نمرده است , مسلمین مرده اند اسلام نمرده است , چرا ؟

چون كتاب آسمانیش هست , سنت پیغمبرش هست , و اینها به صورت زنده اى هستند , یعنى دنیا نتوانسته بهتر از آنها بیاورد آنچه قرآن آورده هیئت بطلیموس نیست كه بگوئیم نظریه دیگرى آمد و آن نظریه را نسخ كرد , نظریه طبیعیات مبتنى بر عناصر چهارگانه نیست كه بگوئیم علم امروز آمد و گفت آن عناصر چهارگانه شما همه مركبند و عنصر نیستند و عناصر بیش از این حرفهاست نه , خود اسلام زنده است با تكیه گاه و مبناى زنده , پس نقص كار در كجاست ؟

نقص كار در تفكر مسلمین است یعنى فكر مسلمین , طرز تلقى مسلمین از اسلام به صورت زنده اى نیست , به صورت مرده است مثل این است كه شما بذر زنده اى را به شكلى بر خلاف اصول كشاورزى زیر خاك كنید كه این بذر در زیر خاك بماند ولى جوانه نزند , ریشه هایش در زیر زمین ندود , عصاره خاك را نمكد , یا به صورت نهالى كه شما مى خواهید از جائى در جاى دیگر بكارید این نهال الان زنده است , ولى اگر شما این را وارونه بكارید یعنى ریشه این نهال را بیاورید بالا و سر آن را كه باید در هوا باشد زیر خاك بكنید , این , هم هست و هم نیست .

تعبیر لطیفى دارد امیرالمؤمنین على علیه السلام , آینده اسلام و مسلمین را ذكر مى فرماید : و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا ( 1 ) . یعنى مردم جامه اسلام را به تن مى كنند ولى آنچنانكه پوستین را وارونه به تن كنند .

پوستین در زمستان براى دفع سرماست , یك وقت هست پوستین را مى اندازند دور , لخت و عور در مقابل سرما ظاهر مى شوند یك وقت هم هست پوستین را مى پوشند اما نه آنطور كه باید بپوشند , یعنى قسمت پشم دار را بیرون مى گذارند و قسمت پوست را مى پوشند در این صورت نه تنها گرما ندارد و بدن را گرم نمى كند , بلكه به یك صورت مضحك و وحشتناك و مسخره اى هم در مى آید .

مى فرماید : اسلام را مردم چنین خواهند كرد , هم دارند و هم ندارند دارند ولى چون آن را وارونه كرده اند , آنچه باید رو باشد زیر است و آنچه باید در زیر قرار بگیرد , در رو قرار گرفته است نتیجه این است كه اسلام هست اما اسلام بى خاصیت و بى اثر , اسلامى كه دیگر نمى تواند حرارت بدهد , نمى تواند حركت و جنبش بدهد , نمى تواند نیرو بدهد , نمى تواند بصیرت بدهد , بلكه مثل یك درخت پژمرده آفت زده اى مى شود كه سر پا هست اما پژمرده و افسرده , برگ هم اگر دارد برگهاى پژمرده با حالت زار و نزار است این از كجاست ؟

1 - نهج البلاغه فیض الاسلام , خطبه 170 , صفحه 324 .

بستگى دارد بطرز تلقى مسلمین از اسلام كه چه جور اسلام را مى گیرند و چه جور تلقى مى كنند , آن را از سر مى گیرند , از پا مى گیرند , از ته مى گیرند , آن را تجزیه مى كنند , قسمتى از آن را مى گیرند و قسمتى را نمى گیرند , قشرش را مى گیرند و لبش را نمى گیرند , یا مى خواهند لبش را بگیرند و قشرش را رها كنند , بالاخره به صورتى درمى آید كه : لا یموت فیها و لا یحیى ( 1 ) .

نه مرده است و نه زنده نه مى شود گفت هست و نه مى شود گفت نیست این , نكته اساسى است , والا تنها ما بنشینیم از تمدن و فرهنگ اروپائى انتقاد بكنیم , از فرهنگ اسلامى هم تمجید بكنیم و بعد هم بنشینیم و خیال بكنیم كه فرهنگ اسلامى و روح اسلام همان است كه ما امروز داریم , پس مردم دنیا بیایند از ما پیروى كنند , كارى از پیش نمى رود خوب اگر مردم دنیا بیایند از ما پیروى كنند , مثل ما مى شوند یعنى به صورت نیمه مرده اى در مى آیند حالا خود قرآن را ببینید :

اساسا همه این تعبیرات : حیات اسلامى , حیات تفكر اسلامى , همه اینها , اساسى است كه طرحش را خود قرآن ریخته است و تعبیرها از خود قرآن است مى گوید : یا ایهاالذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما یحییكم ( 2 ) . اى مردم ! نداى این پیغمبر را بپذیرید , این پیغمبرى كه شما را دعوت مى كند به آن حقیقتى كه شما را زنده مى كند این پیغمبر براى شما یك اسرافیل است , یك محیى است , تعلیمات او زندگى بخش است , حیاتبخش است .

1 - سوره طه , آیه 74 - سوره اعلى , آیه 13 .

2 - سوره انفال , آیه 24 .

از شما مى پرسم خاصیت حیات چیست ؟ اصلا حیات یعنى چه ؟ قرآن مردم جاهلیت را مى گوید اینها امواتند . انك لا تسمع الموتى ( 1 ) , و ما انت بمسمع من فى القبور ( 2 ) . مى گوید : این مردمى كه مى بینى , مرده هائى هستند متحرك , مرده هائى هستند كه به جاى اینكه زیر خاك باشند , دارند روى زمین راه مى روند مرده متحرك هستند , به اینها زنده نمى شود گفت , ولى به مسلمین مى گوید بیائید این تعلیمات را بپذیرید خاصیت این تعلیمات این است كه به شما جان و نیرو مى دهد و حیات مى بخشد خاصیت حیات چیست ؟

شما از هر عالمى , از هر فیلسوفى كه حیات را تعریف مى كند , بپرسید به چه چیز مى شود گفت حیات و زندگى ؟ اصلا معنى حیات و زندگى چیست ؟ البته كسى مدعى نمى شود كه حقیقت و ماهیت حیات را تعریف كند ولى حیات را از روى آثارش مى شناسند و این جور به شما خواهند گفت : حیات یعنى حقیقت مجهول الكنهى كه دو خاصیت دارد , یكى آگاهى و دیگرى جنبش .

انسان بهر نسبت كه آگاهى بیشترى دارد , حیات بیشترى دارد به هر نسبت كه تحرك و جنبش بیشترى دارد حیات بیشترى دارد , و بهر نسبت كه آگاهى كمترى دارد و بى خبرتر است , مرده تر است به هر نسبت كه ساكن تر است , مرده تر است و بهر نسبت كه بى خبرى را بیشتر مى پسندد , مردگى در مردگى دارد و بهر نسبت كه سكون را بیشتر مى پسندد , مردگى در مردگى دارد حالا شما ببینید ما مردم مرده اى هستیم یا نه ؟ در نظر ما سكون احترامش بیشتر است یا تحرک ؟

1 - سوره نمل , آیه 80 .

2 - سوره فاطر آیه 22 .

یعنى جامعه ما براى یك آدم جنبنده بیشتر احترام قائل است یا براى یك آدمى كه با كمال سكون و وقار سر جاى خودش نشسته و تكان نمى خورد و مى گوید :
                 گر به مغزم زنى وگر دمبم                           كه من از جاى خود نمى جنبم

مى بینید جامعه ما براى این بیشتر احترام قائل است این , علامت كمال مردگى یك اجتماع است , كه هر انسانى هر اندازه بى خبرتر و ناآگاهتر باشد او را بیشتر مى پسندد و با ذائقه او بیشتر جور در مى آید .

 
منطق ماشین دودى

یكى از دوستان ما كه مرد نكته سنجى است , یك تعبیر بسیار لطیف داشت , اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودى , مى گفتیم منطق ماشین دودى چیست ؟ مى گفت من یك درسى را از قدیم آموخته ام و جامعه را روى منطق ماشین دودى مى شناسم .

وقتى بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران - شاه عبدالعظیم بود من مى دیدم كه قطار وقتى در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع مى شوند و آن را تماشا مى كنند و به زبان حال مى گویند ببین چه موجود عجیبى است معلوم بود كه یك احترام و عظمتى براى آن قاسل هستند تا قطار ایستاده بود با یك نظر تعظیم و تكریم و احترام و اعجاب به آن نگاه مى كردند تا كم كم ساعت حركت قطار مى رسید و قطار راه مى افتاد همین كه راه مى افتاد بچه ها مى دویدند , سنگ بر مى داشتند و قطار را مورد حمله قرار مى دادند من تعجب مى كردم كه اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتى كه ایستاده یك یگ كوچك هم به آن نمى زنند , و اگر باید برایش اعجاب قائل بود , اعجاب بیشتر در وقتى است كه حركت مى كند .

این معما برایم بود تا وقتى كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این قانون كلى زندگى ما ایرانیان است كه هر كسى و هر چیزى تا وقتى كه ساكن است مورد احترام است تا ساكت است مورد تعظیم و تبجیل است , اما همینكه به راه افتاد و یك قدم برداشت نه تنها كسى كمكش نمى كند , بلكه سنگ است كه بطرف او پرتاب مى شود و این نشانه یك جامعه مرده است , ولى یك جامعه زنده فقط براى كسانى احترام قائل است كه متكلم هستند نه ساكت , متحركند نه ساكن , باخبرترند نه بى خبرتر .

پس اینها علائم حیات و موت است البته اینها , دو علامت بارزتر و مشخص تر حیات بودند كه عرض كردم والا علائم دیگر هم زیاد دارد .....

]]>
چتر آفتابی... 2013-06-27T11:24:17+01:00 2013-06-27T11:24:17+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/148 farhad jaber خیلی از کارهای ما ایرانی ها چون در کشورمون عادی شده اگرچه منفی هم باشه ! به نظر کسی بد نمیاد ! و در مقابل ، یه کارهایی که خیلی خوب هست ولی اگر کسی انجام بده همه یه جوری نگاهش میکنن که مثل اینکه طرف دیونه است !!!                             مثل استفاده از چتر در تابستان اگر زیر بارون چتر نداشته باشیم چندان اتفاقی نخواهد افتاد ، فوقش خیس میشیم ! وقتی بارون میباره خیلی از کارهای ما ایرانی ها چون در کشورمون عادی شده اگرچه منفی هم باشه ! به نظر کسی بد نمیاد ! و در مقابل ، یه کارهایی که خیلی خوب هست ولی اگر کسی انجام بده همه یه جوری نگاهش میکنن که مثل اینکه طرف دیونه است !!!

                            مثل استفاده از چتر در تابستان

اگر زیر بارون چتر نداشته باشیم چندان اتفاقی نخواهد افتاد ، فوقش خیس میشیم ! وقتی بارون میباره اکثر ما مردم ایران چتر به دست هستیم .(خیلی هم خوبه)

چترتابستانی

اما به نظرم من ، استفاده از چتر در زیر آفتابِ تیزِِ تابستان ، واجب تره تا زمستان !

چرا که خیلی ها هستند که به دلیل زیر نور آفتاب قرار گرفتن، راهیِ بیمارستان شدند و دچار سرطان و بیماریهای پوستی ! (از متخصصین بیماری های پوستی بپرسید ؟) . ولی متاسفانه با اینکه ما خطرش رو میدونیم اما حاضر نیستیم در تابستان از چتر استفاده کنیم ! چون از نگاه بقیه میترسیم !

                                    خیلی از کارامون این مدلیه .... 

]]>
بازنشر / تا آخر ایستاده ایم ... 2013-06-17T02:18:05+01:00 2013-06-17T02:18:05+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/130 farhad jaber اول جلسه خانم صدیقه بهاری متنی خواند و در آن اشاره کرد به حرف شهید باکری که :    بازماندگان جنگ سه دسته می‌شوند؛ اول پشیمانها، دوم بی تفاوتها و سوم کسانی که پایبند آرمانها می‌مانند و مجبورند از غصه دِق کنند.       رهبر انقلاب در صحبتهایشان به این حرف دختر شهید بهاری اشاره کردند و گفتند:   من جمله آخر آن حرف (حرف شهید باکری) را قبول ندارم، آنهایی که پایبند آرمانها و ارزشها می‌مانند شاهد به ثمر نشستن و تناور شدن این نهال خواهند بود.      اول جلسه خانم صدیقه بهاری متنی خواند و در آن اشاره کرد به حرف شهید باکری که :    صدیقه بهاری دختر شهید

بازماندگان جنگ سه دسته می‌شوند؛ اول پشیمانها، دوم بی تفاوتها و سوم کسانی که پایبند آرمانها می‌مانند و مجبورند از غصه دِق کنند.

 
 
 
رهبر انقلاب در صحبتهایشان به این حرف دختر شهید بهاری اشاره کردند و گفتند:
 
من جمله آخر آن حرف (حرف شهید باکری) را قبول ندارم، آنهایی که پایبند آرمانها و ارزشها می‌مانند شاهد به ثمر نشستن و تناور شدن این نهال خواهند بود.
 
                                                                بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع خانواده های شهدای خراسان شمالی
 
             
]]>
من و محمّدهادی زیر درخت بلوط 2013-06-06T11:37:22+01:00 2013-06-06T11:37:22+01:00 tag:http://jaberpelakfa.mihanblog.com/post/145 farhad jaber   چند نکته در مورد نوع برخورد با پسر بچه ها : *به پسر بچه زیر 7 سال باید آزادی داد اما از دور مراقبش بود . *پسر بچه وقتی بهانه گیری میکند را باید کم محلی کرد . نباید تصور کند که با گریه کردن میتواند شما را به هر کاری راضی کند . *وقتی پسر بچه زمین میخورد یا کاری را نمیتواند انجام بدهد و فعل نمیتوانم را به زبان آورد در مرحله اول اجازه بدهید تا خودش مجبور شود کار را تمام کند و باید احساس کند که فقط خودش هست که میتواند مشکلش را حل کند اما اگر کار خیلی برایش مشکل بود و احتمال میدهید که ام فرهاد جابر و محمدهادی

 

چند نکته در مورد نوع برخورد با پسر بچه ها :

*به پسر بچه زیر 7 سال باید آزادی داد اما از دور مراقبش بود .

*پسر بچه وقتی بهانه گیری میکند را باید کم محلی کرد . نباید تصور کند که با گریه کردن میتواند شما را به هر کاری راضی کند .

*وقتی پسر بچه زمین میخورد یا کاری را نمیتواند انجام بدهد و فعل نمیتوانم را به زبان آورد در مرحله اول اجازه بدهید تا خودش مجبور شود کار را تمام کند و باید احساس کند که فقط خودش هست که میتواند مشکلش را حل کند اما اگر کار خیلی برایش مشکل بود و احتمال میدهید که امکان دارد عصبی بشود با همکاری خودش کمک کند تا کار سخت را انجام دهد .

*برای پسر بچه اسباب بازی بخرید که حس مردانگی در او ایجاد شود .به هیچ وجه برای پسر بچه عروسک دخترانه نگیرید . برای پسر بچه اسب بخرید و تفنگ و کمان و بازی فکری و ماشین و بیل و کلنگ و ...

*از پسر بچه بخواهید تا خودش کارهایش را انجام دهد و اتاقش را مرتب کند و هر طور که صلاح میداند چینش کند و اگر بعد از مدتی چینش را تغییر داد این نشانه خوبی است .

*پسر بچه ها را باید با طبیعت آشنا کرد . مخصوصاً کوه نوردی. و چگونگی شنا در رودخانه ، روشن کردن آتش و جمع کردن هیزم برای اتش و استفاده از چاقو و ...

*آموزش های نظامی متناسب با سن و سال پسر بچه ها را باید به آنان آموخت .

*پسر بچه ها باید در اجتماع حضور داشته باشند . مثلا در راهپیمایی ها همراه خودتان او را ببرید . در نماز جمعه و مساجد و هیئت های عزاداری و ...

*

]]>