تبلیغات
فرهاد جابرشیرازی - مطالب سیاسی
@jaber.farhad

آیا خون آن پدر شهید و حق این پسر یتیم پایمال خواهد شد ؟

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:سه شنبه 18 فروردین 1394-10:35 ق.ظ

    در جریان توافق هسته ای دولت یازدهم با شیطان بزرگ



نوع مطلب : عکس  سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مراقب باشیم ...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:دوشنبه 19 اسفند 1392-05:34 ب.ظ

رهبر معظم انقلاب در دیدار با خبرگان امت نکات مهمی را مطرح فرمودند و بر 10 نکته کلیدی در مسائل کشور انگشت تاکید گذاشتند؛
1- واقع‌بینی و دیدن نقاط مثبت در کنار برخی ضعف‌ها
2- تکیه به نسل جوان مومن و انقلابی در برون رفت از مشکلات
3- استفاده از ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی و ملی
4- غفلت نکردن از دشمن و دشمنی‌ها
5- مرزبندی صحیح و صریح با جبهه استکبار جهانی
6- نترسیدن از دشمن
7- تکیه به مردم و تقویت حرکت جهادی
8- حفظ و تقویت وحدت ملی
9- توجه به فرهنگ دینی و انقلابی
10- گفتمان‌سازی
برای برون رفت از مشکلات کشور این 10 فرمان را باید مردم، مسئولان و بویژه نخبگان کشور در منظومه فکری خود احصاء کنند. نادیده گرفتن هر یک به معنای پیمودن بیراهه و کژ راهه‌هاست. اگر کندی و عدم توفیق در برخی ساحات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تاکنون داشته‌ایم به این دلیل بوده که درجاده‌های پر پیچ و خم انقلاب به این 10 تابلوی هشداردهنده دقت کمتری داشته‌ایم.
***
یکی از هشدارهای کلیدی امام (ره) و رهبری همین بوده که دشمن را بشناسیم، مرزبندی صحیح و صریح با آن داشته باشیم و در مواجهه با آن نترسیم و در مسیر حرکت جهادی حرکت کنیم.
دشمن کیست؟ دشمنی آن کدام است؟ مرزهای مواجهه با دشمن کجاها است؟ و به قول مقام معظم رهبری وقتی برای تداوم دشمنی از در دوستی وارد می‌شود چه باید کرد؟
مردم بزرگ ایران طی یکصد سال اخیر سه نهضت بزرگ و تاریخی را پشت سرگذاشتند. در این سه نهضت دشمن اصلی آنها استبداد داخلی و استعمار خارجی بود. استبداد داخلی دنباله و ادامه سلطه خارجی بود و ملت به خوبی به این امر واقف بودند.
پادشاهان قاجار و پهلوی پایه‌های تخت سلطنت خود را در حمایت سفارتخانه‌های خارجی جستجو می‌کردند و تکیه‌ای به مردم و منافع و مصالح ملی نداشتند. شاهان قاجار اولین سیلی را از فتوای تاریخی میرزای شیرازی دریافت کردند یک سطرفتوا از سوی یک مرجع تقلید انقلاب به پا کرد و پایه‌های استبداد و استعمار خارجی را به لرزه در آورد و قدرت مرجعیت و پیوند آنها با مردم را به رخ عمله استبداد و استعمار کشید. میرزای شیرازی مقدمات قیام مشروطیت را فراهم کرد و هنگامی که علما و مردم برای بر پایی یک انقلاب عمیق اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آماده می‌شدند دشمن از در دوستی در آمد و دشمنی خود را بی‌رحمانه‌تر اعمال کرد هنگامی که علما و مردم برای تمهید مقدمات مشروطه قیام کردند و در حضرت عبدالعظیم بست نشستند همزمان عده‌ای به ظاهر با همان آرمان ها و اهداف در سفارت انگلیس به تحصن و بست نشینی با قطار دیگ‌های پلو که به خرج لندن برپا شده بود، انقلاب مشروطه را به بیراهه بردند.
وقتی شیخ فضل‌الله نوری پرچم استقلال و مرزبندی صریح و صحیح با دشمن را بلند کرد، اوضاع را آن قدر شلوغ کردند که نگذاشتند حتی فریادهای رهایی‌بخش و آگاهی‌بخش او را مراجع نجف بشنوند. در نهایت نعش او در میدان توپخانه تهران به علامت بیداری اسلامی بردار شد تا چراغ راهنمایی باشد برای کسانی که به دنبال مرزبندی واقعی با دشمن هستند.
وقتی صورت مسئله انقلاب مشروطه را این طور نوشتند که انگلیسی‌ها موافق مشروطه و روس‌ها مخالف مشروطه هستند مرز بین استبداد و آزادی به این صورت درآمد که غرب طرفدار آزادی در ایران است و شرق هم مخالف آن و این وسط سر انقلابیون واقعی در کشور بی‌کلاه ماند. در غوغا و فریادها و بگیر و ببندهای اواخر دوره قاجار و قصه مشروطیت، یک دفعه سر و کله استبداد رضاخانی پیدا شد که هم شرق و هم غرب روی آن توافق کردند.
در نهضت ملی نفت هم همین بلا بر سر ملت آمد غرب‌ با سوزن‌بانی نهضت ملی جریان نفوذی و خود باخته خود را به جریان اصیل و واقعی نهضت تزریق کرد و به مدت کمتر از یکسال همه دستاوردهای نهضت ملی را همانند انقلاب مشروطیت بر باد داد و از دل آن هیاهوها و شعارها و فریادها یک استبداد سیاه و خشن بیرون آمد و به مدت ربع قرن بر خاک عزیز ایران و ملت ستم کشیده ما حکومت کرد.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) طلوع کرد. طلوعی که ان‌شاءالله هیچ گاه غروب نخواهد کرد. تمام نسخه‌های فریب‌آمیزی که غرب و شرق عالم در انقلاب مشروطه و نهضت ملی به کار بردند، در همین انقلاب هم پیچیدند اما هرگز موفق به رسیدن به اهداف خود نشدند. رمز این توفیق هوشیاری و بیداری رهبری انقلاب در شناخت دشمن با آدرس دقیق بود، این جمله امام (ره) که فرمود: آمریکا از شوروی بدتر، انگلیس از هر دو اینها پلیدتر و فرانسه… هنوز در گوش ماست. ملت ایران حداقل از 400 سال تا کنون پیش مورد هجوم قدرت‌های جهانی بوده است. در این هجوم‌ها قطعه‌های بزرگی از خاک مقدس ایران را جدا کردند و هنوز هم طمع دارند ملت ایران را ذلیل و کتک‌خورده و ضعیف ببینند اما از 35 سال پیش تاکنون ملت اراده کرده است جلوی این پیشروی را بگیرد و مجد و عظمت ایران را در جهان زنده کند.
امروز آمریکا، انگلیس، روسیه، فرانسه، آلمان و حتی چین دشمنان حقیقی ملت ایران هستند. اگر نبودند در مذاکرات 1+5 در کنار هم قرار نمی‌گرفتند.
اما دشمنان حقوقی ملت چه کسانی هستند و ما در برابر چه آرایش حقوقی قرار داریم؟ واقعیت این است که از 250 سال پیش تا کنون غرب فقط یک آهنگ را در جوامع بشری به عنوان آهنگ تک صدایی بر می‌تابد و آن هم آهنگ «مدرنیسم» است.
مبانی فکری و فلسفی «مدرنیسم» درست در مقابل مبانی فکری و فلسفی اسلام و قرآن قرار دارد. فیلسوفان مدرن ابتدا «خدا» را در برابر «انسان» قرار دادند و به تقدیس «اومانیسم» پرداختند. برخی هم به افراط رفتند و در مقام انکار خدا برآمدند.
فیلسوفان دسته اول، خدا را از حوزه عمومی اخراج و در حوزه خصوصی پذیرفتند، فیلسوفان دسته دوم نه حوزه عمومی و نه حوزه خصوصی را بر نتابیدند و طبل دین افیون توده‌هاست را به صدا در آوردند از آن زمان به بعد؛ «آهنگ دین افیون توده‌ها و حکومت‌ها» از تمامی ارکسترهای سمفونیک‌های فلسفی غرب و شرق به گوش می‌رسد و در هر عصر ونسلی فقط نت‌های آن را تغییر می‌دهند.
یک جریان پلید داخلی طی یک صد سال گذشته از سیئات و تبهکاری های مدرنیسم در ایران حمایت می کند وحتی حاضر نیست برخی تجربیات بشری وحسنات مدرنیسم در ایران راه یابد.
واقعیت آن است که دشمن اصلی ما مدام با گفتمان‌سازی در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… با تکیه بر مدرنیسم در پیشرفت فکری ما اخلال می‌کند. این اخلال گاهی «نرم» است و گاهی «سخت»! دشمنی آنها با دین و دینداری و دینداران تمامی ندارد. مدرنیسم ایدئولوژی شیطان بزرگ است در برابر ایدئولوژی اسلام و قرآن. ایدئولوژی مدرنیسم در مشروطه و نهضت ملی با اخلال در ذهنیت مردم و انقلابیون با سوزن‌بانی دقیق، مسیر درست این دو نهضت را منحرف و سپس به نابودی کشاند. اما در نهضت امام خمینی (ره) با آنکه «نرم»تر از دو نهضت گذشته و حتی «سخت»تر از آن به میدان آمد شکست خورد. غائله بنی‌صدر، منافقین و جنگ داخلی یک نبرد نرم و توأم با سخت بود. جنگ تحمیلی 8 ساله که یک لشکرکشی جهانی علیه انقلاب بود با سد پولادین مردم و مرجعیت و نخبگان بیدار ایران روبه‌رو شد. نبرد پیچیده و غامض «نرم» که از 18 تیر 78 شروع و به وقایع 8 ماهه سال 88 منتهی شد، با قیام تاریخی 9 دی دفن گردید. اما اینکه دشمن عقب‌نشینی کرده و از دشمنی دست برداشته یک خیال خام است.
ما باید این پند رهبری را که از زبان سعدی(ره) که فرمود: «دشمن چون از هر حیلتی فرو ماند/ سلسله دوستی بجنباند» آویزه گوش کنیم.
اکنون دشمن از در دوستی وارد شده و می‌خواهد با گفتگو و مذاکره این دشمنی را تداوم بخشد.
بی‌تردید دیپلمات‌های ما در گفتگوها از سربازان و سرداران این ملت هستند. اما سطح بیداری و هوشیاری حکم می‌کند ما در این گفتگوها یک ملت را پشت میز مذاکره حاضر ببینیم. پاسداری از ارزش‌ها و مراقبت از خطوط قرمز مختص همین تعداد دیپلمات که در گفتگوها حضور دارند، نیست. دولت باید با راهبرد رصد هوشمندانه ملت و نقد مشفقانه نخبگان همراهی کند و آن را برتابد والا کافی است یک موج از امواج بیداری ملت به میز مذاکرات اصابت کند و همه چیز را به هم بزند.
از سوی دیگر برخی در داخل بوی کباب به مشامشان رسیده می‌خواهند به غنی‌سازی حضور مدرنیسم در «رسانه‌ها»، «احزاب‌» و «دانشگاه‌ها» بپردازند و شکست‌های سه دهه گذشته را جبران کنند. اینها باید بدانند عرض خود می‌برند و زحمت ملت را بیش از پیش می‌دارند.
امروز دولت و ملت ایران پخته‌تر از همیشه در صحنه هستند بازگشت استبداد و استعمار بویژه سلطه آمریکا به ایران محال است، چون مرزبندی با دشمن از هر زمان دیگر شفاف‌تر و عمیق‌تر است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بالاخره آماده باش دادند ...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 10 شهریور 1392-09:28 ب.ظ

اعزام به سوریه

اصلا از اولش بچه ها خودشون سرشون درد میکرد برا چنین روزی ! حالا اون روز اومده . آموزش دیدن برا چنین روزی دیگه ! ما که رفتیم ...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرگ بر اسرائیل

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:جمعه 11 مرداد 1392-01:35 ق.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نواب یعنی آزادی و آزادگی ...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 6 مرداد 1392-01:32 ق.ظ

امام خمینی (ره) با شهیدنواب صفوی مخالف نبود

چند وقتی است تعدادی از عناصر و جریانات سیاسی در راستای اهداف و آمال گروهی خویش به فضاسازی علیه مبارزات حق طلبانه و آرمان گرایانه جمعیت فدائیان اسلام و شهید نواب صفوی پرداخته‌اند.  

           امام خمینی شهیدنواب صفوی

 هدف این جریان تبلیغی، القاء دیدگاه منفی حضرت امام خمینی (ره) نسبت به حرکت و اقدامات این جمعیت است که از جمله مصادیق آن می‌توان به بخش‌هایی از خاطرات آقای منتظری و نیز مقاله آقای علی اکبر محتشمی در یکی از واپسین‌ شماره‌های روزنامه توقیف شده “بیان ” درسال 1389 اشاره نمود.

متاسفانه اخیراً هم اشخاصی در منبرهایشان زبان به تخریب ، القاء انحراف و تندروی در اقدامات و مبارزات نواب و فدائیان اسلام گشوده اند !

این اشخاص عمامه به سر مطالبشان را به صورتی بیان میکنند که گویی کسانی که در این زمان اقدامات و مبارزات شهید نواب را تحسین میکنند بنا دارند همان کارها را در زمان فعلی انجام بدهند !

باید عرض کنیم که ، نه ، ما به خوبی زمان و مکانمان را میشناسیم ، همانطور که شهید نواب با این که جوان بود و مرجع تقلید هم نبود ،زمانش را به خوبی شناخت . حیف که بعضی ها هنوز هم بایدها و نبایدهای دیروز و امروز را درک نکرده اند !

آقایان خیال میکنند ما وقتی میگوییم "نواب" یعنی اسلحه به دست بگیریم ، قیام کنیم ، ترور کنیم ! نه ، بلکه ما وقتی میگوییم  "نواب" یعنی مبارزه با فساد ، مبارزه با زورگویی ، مبارزه با خلاف شرع ، مبارزه با ظلم و تبعیض ...

نواب یعنی پرچم دار آزادی و آزادگی

آنچه در پی می‌آید خاطرات شماری از منسوبین نزدیک امام(ره)، در جهت تبیین نظرات ایشان نسبت به شهید نواب و زدودن شائبه های مغرضانه از این دست و تجلیل از حرکت آرمان گرایانه و جسورانه آن شهید بزرگوار است که به شفافیت موضوع کمک خواهد کرد.

*حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سید احمد خمینی (ره)

در قضیه اعدام نواب صفوی و سایر اعضای فداییان اسلام، امام از مرحوم آقای بروجردی و مراجع دلخور شدند که چرا موضع تندی علیه دستگاه نگرفتند و اینها را نجات ندادند. امام در این قضیه خیلی صدمه روحی خوردند.
 

در آن اوضاع و احوال شرایط به گونه‌ای بود که از دیدگاه متحجرین مبارزه با شاه ننگ بود، یعنی استدلال می‌کردند، حالا که بناست یک روحانی اعدام شود، لباس روحانی را از تن او بیرون بیاورید تا به مقام روحانیت اهانت نشود! درست نقطه مقابل، تفکر امام که اعتقاد داشتند روحانی باید با کسوت مقدس روحانیت شهید شود تا مردم بفهمند و آگاه شوند که اینها در صحنه هستند. از دیدگاه متحجرین مبارزه با شاه ننگ بود در صورتی که از دیدگاه امام مبارزه روحانیون بزرگواری همچون شهید نواب صفوی روشنی بخش حیات اسلام و انقلاب راه مبارزین بود.

مجموعه آثار یادگار امام – ج ۱ – ص ۶۶۰


*خانم زهرا مصطفوی، دختر حضرت امام (ره)

حدودا سال ۱۳۳۴ بود که فداییان اسلام را محاکمه می‌کردند. در اتاق ایستاده بودم و مادرم داشتند کار می‌کردند که امام وارد شدند. صورت ایشان به شدت برافروخته بود و چشم ها حالت فوق العاده عصبانی و ناراحت ایشان را نشان می‌داد. فقط عبایشان را گوشه‌ای انداختند و با عصبانیت وارد شدند. گویا مادر از جریان خبر داشتند که پرسیدند:

نتوانستید کاری کنید؟

گفتند: نخیر، نشد، نتوانستم. ایشان – آقای بروجردی- می‌گویند من به این کارها کاری ندارم…

بعد امام از اتاق بیرون رفتند ولی حالشان خیلی منقلب بود، چون می‌دانستند نتیجه محاکمه فداییان اسلام یعنی اعدام. این را چون می‌دانستند، خوب معلوم بود مساله اعدام یک عده جوان بی‌گناه فعال مبارز طبیعتا چقدر سخت بود. بعد من از مادرم پرسیدم که جریان چیست؟

گفتند: محاکمه فداییان اسلام است و آقا [امام خمینی] پیش آیت الله العظمی بروجردی رفتند که بلکه ایشان جلوی محاکمه و اعدام گرفته شود، اما ظاهرا موفق نشده‌اند.
چون مرام ایشان (آقای بروجردی) این بود که به حکومت کاری نداشته باشند.

روزنامه اطلاعات ۱۷ خرداد ۶۷


*مرحوم آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبایی (ره)

حضرت امام برای کمک به فداییان اسلام مخصوصا آزادیشان خیلی می‌کوشید. من در امر فداییان اسلام بسیار کوشا بودم. البته مقداری به خاطر تذکرات امام خمینی(قدس سره).

نشریه حوزه شمار ۴۴ – ۴۳ یادواره آیت الله العظمی بروجردی ص ۳۸ – ۳۷


*آیت الله جعفر سبحانی

در سال ۱۳۳۴ که مرحوم نواب و دوستانش دستگیر شدند و در آستانه اعدام قرار گرفتند، ایشان (امام) سه نامه نوشتند. یکی به آقای بهبهانی، یکی به مرحوم صدرالاشرف و یکی هم به حاج آقا رضا رفیع. من بعدها از ایشان راجع به جواب نامه‌ها سوال کردم، ایشان فرمودند: من خط آقای بهبهانی را نمی‌شناسم و خطوط سیاسی ایشان را هم نمی‌دانم اما جواب نامه را ظاهرا یک بچه ۱۲ ساله گفته بودند و او نوشته بود!

ویژه‌نامه رسالت “پرتوی از خورشید ” ۱۲ خرداد ۷۸، ص ۳۴


*آیت الله مسعودی خمینی

به زعم حضرت امام (ره) از آنجا که با دستگاه شاه به طور صد در صد مخالف بودند، شیوه نواب را برای براندازی می‌پسندیدند. امام از ابتدای کار مبارزه می‌دانست که برای چه مبارزه می‌کند و برای هر مرحله برنامه ویژه‌ای طراحی کرده بود.
آن دسته از افراد و افکاری که به نواب بابت تندی‌اش انتقاد می‌کردند بعدها به امام بابت حمله‌های مستقیمشان به آمریکا خرده گرفتند.

خاطرات آیت الله مسعودی خمینی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی


* مرحوم حجت الاسلام والمسلمین علی دوانی

در جریان اعدام مرحوم نواب و یارانش، امام با ابراز تاسف فرمودند: چه کنم کسانی را در بیت آیت الله بروجردی گذاشته‌اند که نمی‌توانم کاری کنم، البته می‌روم و اقدام می‌کنم.

شرح حال کتاب آیت الله بروجردی – ص ۳۸۱


*آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی

حضرت امام (ره) از فداییان اسلام پنهان حمایت می‌کرد. یک روز در جلسه خصوصی از ایشان شنیدم که فرمود: اینان (فداییان اسلام) بدون هیچ آلت و اسلحه‌ای فقط با سخنرانی، با دستگاه درافتاده‌اند و دستگاه را به وحشت انداخته‌اند. می‌شود کار کرد! حضرت امام چون می‌دید حضرت آیت الله بروجردی حمایت نمی‌کنند رعایت ادب را می‌کرد و علنا حمایت نمی‌کردند. اصحاب حضرت امام نظرشان این بود که باید به نحوی از این گروه حمایت کرد.

نشریه حوزه شمار ۴۴ – ۴۳ یادواره آیت الله العظمی بروجردی – ص ۲۳۰


* مرحوم آیت الله شیخ صادق خلخالی

شاید دستگاه شاه فهمیده بود که مرجع تقلید، آیت الله بروجردی با فداییان اسلام رابطه خوبی ندارد و لذا آنها را گرفت و اعدام کرد و از این حیث نگران نبود. همین کارها موجب شد که امام از بیت آقای بروجردی فاصله گرفت و دیگر رفت و آمد خود را به آنجا عملا قطع نمود. چون امام و سایر علماء در آن زمان در درجه دوم قرار داشتند. لذا چند نامه نوشتند و به شاه گوشزد کردند که این اعدام ها به صلاح نیست، اما شاه به حرف آقایان گوش نکرد.

خاطرات آیت الله خلخالی ج ۱ ص

اما واقعیت این است :

((قبلاً هم اشاره کرده ام که جریانی در کشور وجود دارد که نمیخواهد شهید نواب صفوی الگوی طلاب و روحانیون انقلابی بشود و حتی به مقبره ایشان در قم هم حساسیت نشان میدهند . حقیقتش هم خوب توانسته اند این فراموشی را در حوزه علمیه ایجاد کنند ! مثل اینکه نه نوابی بوده و نه فدائیانی ! و نه مبارزه ای ! . دائماً تلاش میکنند که به طلاب جوان القاء کنند که هیچ چیز در این زمان مهمتر از درس وبحث نیست ! واحساس میکنم بعضی ها دنبال این هستند که حوزویان را متعبد به خود کنند ! میلیونها پول خرج بزرگداشتها و ... میشود اما حتی یک عکس هم در سالروز شهیدنواب چاپ نمیشود ! )).




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اصلح (دکتر حداد عادل)

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:چهارشنبه 15 خرداد 1392-04:25 ق.ظ

اینجانب با توجه به گفتمان  "عقلانیت ، معنویت ، عدالت ، حول محور ولایت " اصلح بین هشت نفر کاندیدای ریاست جمهوری را  " دکتر غلامعلی حداد عادل " میدانم و از ایشان حمایت میکنم .

                                    پرچمدار حقیقی گفتمان انقلاب اسلامی

                               غلامعلی حداد عادل اصلح

 



نوع مطلب : انتخابات  سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حماسه ، اخلاق ، ایثار ، لنکرانی ...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:چهارشنبه 1 خرداد 1392-11:22 ق.ظ

بسمه تعالی

 

اكنون كه نظام اسلامی در آستانه خلق حماسه ای دیگر در عرصه مشاركت مردمی می باشد، بسیار متاسف شدیم كه یكی از بهترین نیروهای مخلص و وفادار به نظام، چهره درد آشنا، مردمی، ولایت مدار و  نخبه دانشگاه دكتر كامران باقری لنكرانی ، باقری لنکرانیدر این عرصه حساس حضور ندارد، لازم می دانیم مواردی را به استحضار عزیزان و رهروان صدیق انقلاب اسلامی برسانیم:

 

*عرصه نظام هستی عرصه آزمایش الهی می باشد، و هر كه در این بزم مقرب تر است، جام بلا بیشترش می دهند. انسانها هرچقدر جایگاه والاتری دارند، با آزمایشهای پیچیده و دشوارتری مواجه هستند. وقتی كه سالار شهیدان در آن معركه كربلا، می فرماید: آنچه بر ما رخ می دهد چون در محضر الهی است، تحمل آن بر ما آسان می شود، تكلیف ما نیز در این مسیر روشن است. در باره آنچه رخ داد به قرآن متوسل می شویم كه  "عسی ان تكرهو شیئ  و هو خیر لكم"

 

*ما نیز به خیل جوانان پرشور ومشتاقی كه شب از روز نمی شناختند و گرمی ایمان و عشق آنها مشعل ستادهای حماسه 92 را روشن نگه داشته بود، با اطمینان عرض می نمائیم، كه اگر لنكرانی در عرصه رقابت نیست ولی رفتاری را از خود به ظهور و بروز رسانید كه سرمشق رقابتهای انتخاباتی مومنانه برای همیشه نظام اسلامی خواهد بود. و زیبایی این رفتار آنگاه بیشتر آشكار می شود كه، آن را با رفتارهای خواصی كه در لباس های مختلف، در این چند سال گذشته به مقایسه بنشینیم، كه چگونه مصالح شخصی را بر مصالح نظام اولویت داده و خسارت زیادی را به انقلاب اسلامی وارد ساختند. به شما جوانان مشتاق نوید میدهیم كه آن حماسه ای را كه رهبری وعده تحقق آن را داده بودند، با رفتار دكتر لنكرانی بخشی از آن محقق شد.

 

*كربلا، این معركه حق و باطل تكلیف ما را روشن كرده است. مگر نه اینست كه سپهسالار كربلا، تمام حماسه ای را كه خلق نمود، در مسیر انجام یك ماموریت نا تمام به وقوع پیوست؟. عباس (ع) فرمانده جبهه جنگ حسین بن علی (ع) است، او به فرمان امام خود رفت كه آب بیاورد! ولی آبی نیاورد و ماموریت ناتمام ماند؟! ولی چگونه است كه از این ماموریت ناتمام چشمه جوانمردی و غیرت و ولایت مداری همواره جوشان است و كام عاشقانش را سیراب می كند! 

 

سئوال: آیا امام حسین (ع) درست انتخاب كرده بود كه فرمانده سپاه خود را به ماموریتی بفرسد كه ناتمام و به زعم عده ای ناموفق بماند؟

 

*یكی از یاران نزدیك رهبری (علامه مصباح یزدی) لنكرانی را اصلح برای ماموریتی خطیر معرفی می نماید. ولی این ماموریت نا تمام می ماند، و داستان آب آوردن حضرت عباس ابن علی (ع) اینجا نیز به گونه ای دیگر تكرار می شود، و بی اختیار به یاد این جمله می افتیم كه "كل یوم عاشورا و كل عرض كربلا"

یك ماموریت نا تمام و به ظاهر ناموفق چه حماسه ای را خلق می نماید؟!

 

*ولایتمداری و ترجیح مصالح نظام بر انگیزه های شخصی و گروهی مشقی است كه بیش از همه، خواص باید آن را باز نویسی نمایند. لنكرانی نشان داد كه بیش از هر چیز به انقلاب و اسلام و مصالح كشور می اندیشد. و در این مسیر حاضر است ابراهیم وار اسمائیل خود را نیز قربانی نماید. اینجاست كه به ماموریت نا تمام لنكرانی و نقش آن در خلق حماسه سیاسی 92 می اندیشیم. و به دیگر كاندیداها توصیه می كنیم كه برای فرماندهی بر قلوب باید از طریق دیگری وارد شوید.

 

لنكرانی صندلی ریاست جمهوری در پاستور را نشانه نرفته بود كه آن را تصاحب نماید، هدف او ارتباط با قلوب بود كه اكنون انبوهی از دلهای توده های مردم و نخبگان و از همه مهمتر عالم جلیل القدری چون علامه مصباح یزدی و مرحوم آیت الله خوشوقت را با خود همراه ساخت.

 

او با مظلومیت وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شد و با مظلومیت از این شهر به آن شهر و از دانشگاهی به دانشگاه دیگر، در بین دانشجویانی كه حتی فضای خالی بین صندلی ها و پشت تریبون ها را پركرده بودند، با كوله باری از تواضع و فروتنی و بزرگواری گفتمان انقلاب اسلامی را ترویج نمود. او با رفتار مومنانه خود نشان داد كه برای رسیدن به قدرت دست زدن به هر كاری مجاز نیست! و بر این رویه تا آخر ماند.

 

*ما هم چون دكتر لنكرانی به همگان عرض می نمائیم كه در چنین شرایطی بصیرت، درک صحیح از شرایطی که در آن به سر میبریم ، از خود گذشتگی ، اعتماد به مردم و رهبری الهی این انقلاب و از همه بالاتر ایمان به خدا ، بالاترین سرمایه های ما هستند. همگان را به تبعییت از رهبری و مقابله با فتنه گران داخلی و خارجی فرا خوانده و امید آن داریم كه ملت هوشیار و بصیر ایران اسلامی بار دیگر دراین آزمون بزرگ سربلند بیرون آمده و با مشاركت گسترده خود در پای صندوقهای رای دشمنان كینه توز را نا امید نمایند و ملتهایی كه با چشم امید نظاره گر رفتار شما هستند را دلشاد نمائید.

 

در پایان لازم می دانیم كه مراتب تقدیر و تشكر خود را از علامه بیدار آیت الله مصباح یزدی از صمیم دل به خاطر شناخت درست از شخصیت دكتر لنكرانی ابراز نمائیم و با افتخار اعلام كنیم كه ایستادگی شما در دفاع از ولایت و نظام در برابر انبوه تیرهای مسموم  كه از هر طرف به سوی شما رها می شوند، برای ما الهام بخش و هدایت كننده است و حسن دقت  و تشخیص حضرتعالی را در معرفی كاندیدای اصلح می ستائیم.

 

والعاقبه للمتقین

 

 



نوع مطلب : انتخابات  سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکسی که سایت ریاست جمهوری حذف کرد !

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:سه شنبه 22 اسفند 1391-09:23 ق.ظ

این عکس مربوط به مراسم «جشن نوروز» می باشد که ظهر یکشنبه در محل سالن اجلاس و با حضور رئیس‌جمهور، اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی برگزار شد. در این عکس متاسفانه استاندار شهر مقدس قم هم حضور دارد !

 
و همچنین این یادداشت را بخوانید :
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا دکتر لنکرانی شیراز با دکتر لنکرانی حزب الله تفاوت دارد ؟

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 6 اسفند 1391-02:59 ب.ظ

چند روز پیش نشریه ای دانشجویی در شیراز منتشر شد و در آن به نقد رفتارسیاسی دکتر باقری لنکرانی که در شیراز به دکتر لنکرانی معروف است، به بهانه نامه 313 امضایی دانشجویان دانشگاه تهران برای دعوت از دکتر لنکرانی و دکتر جلیلی به نامزدی در انتخابات ریاست جمهوی یازدهم پرداخته بود.

بنده هم به عنوان یکی از امضاکنندگان این نامه و البته یکی از شهروندان شیرازی که علاقمند است دستی در سیاست داشته باشد، خود را مخاطب این نقد (که به صورت وسیعی در شبکه جنبش عدالتخواه دانشجویی منتشر شده) دیدم و لازم دانستم پاسخی داشته باشم به این مطلب.      دکترباقری لنکرانی

1- نکته اولی که دوستان صمیمی نگارنده نقد به آن بی توجه بودند، سابقه دکتر لنکرانی در شهر شیراز است. بی توجهی به این موجب می شود تا در نظر خوانندگان این تصور به وجود آید، مشی دکتر لنکرانی در شیراز پس از دوران وزارت، عوض شده است.

بنده در اینجا به چند نکته اشاره می کنم ، تفصیلش ان شاالله بماند برای فرصتی دیگر

الف- دکتر لنکرانی در دوران دانشجویی و در میانه دهه 60 ، از مهمترین عناصر دانشجوی طرفدار نماینده امام خمینی در استان فارس یعنی آیت الله حائری شیرازی بود و به همراه تعدادی از دکتر دانشجویان وقت دانشکده پزشکی گرداگرد نماینده وقتی قائم مقام ولی فقیه در دانشگاه شیراز یعنی آیت الله ایمانی حضور داشتند. آنها در مقابل دیکتاتوری جناح چپ و دفتر تحکیم وحدت به محوریت مجید محمدی ( که هم اکنون در نیویورک نوشته های کفرآمیزش را منتشر می کند) و محسن کدیور( او نیز در خارج از کشور به فعالیت علیه انقلاب اسلامی مشغول است) ایستادند.

ب- مشی انقلابی دکتر لنکرانی را می توان در حضور او به عنوان نیروی رزمی در چندین عملیات مهم مانند کربلای 5، اعزام سپاهیان محمد (ص) و عملیات مرصاد جستجو کرد و در ماه ها حضورش به عنوان نیروی امدادی در بیمارستان های صحرایی جستجو کرد.

ج- شاید به یاد نداشته باشید، دوره اصلاحات شیراز و دانشگاه شیراز هدف اول مفسدین سیاسی و ضدولایت فقیه ها بود. اکبر گنجی سخنرانی معروفش در 29 خرداد 1377 در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود که گفت مگر ما فاشیست هستیم که رهبر بخواهیم و تنها دکتر لنکرانی و یارانش در انجمن اسلامی پزشکان شیراز بودند که نامه ای سرگشاده علیه گنجی اعلام جرم کردند. دکتر لنکرانی خود می گوید نامه نوشتیم که جز اصحاب سبت نباشیم.

د- نکات از این دست برای گفتن در خاطرات نگارنده که در سالهای دوران اصلاحات دوره نوجوانی ام را در شیراز سپری می کردم، فراوان است اما این بخش را به اظهار فضلی در سایت روزنامه ایران به پایان می برم که نوشته تایید صلاحیت کامران باقری لنکرانی با تردید های جدی روبروست. جالب آنجاست که صاحبان این روزنامه که خود به دنبال رجلی ضد مذهب چون مشایی که دوره اسلامگرایی را تمام شده می داند و رجلی با بلاهت سیاسی که خود را دوست مردم اسرائیل می شمرد، از تردید در تایید صلاحیت دکتر لنکرانی دم می زنند! بگذریم...

2- دوران وزارت دکتر لنکرانی ، به گفته دوست و دشمن یکی از درخشان ترین دوره های وزارت بهداشت در جمهوری اسلامی بوده است. عدالتخواهی، فعالیت های عمرانی و ساخت و ساز بیمارستان در نقطه نقطه کشور، تحول علمی و پیشرفت کشور در دستیابی به داروهای پیشرفته سبب شد تا در همان روزهای آخر دولت نهم، حسادت حلقه انحرافی از محبوبیت و کارآمدی دکتر لنکرانی برانگیخت.

نگارندگان نقد نشریه دانشجویی به خوبی اشاره کرده اند که اعتراض دکتر لنکرانی به تعلل رئیس جمهور در اجرای حکم ولایی موجب برکناری دکتر لنکرانی از دولت شد و رئیس جمهور در گفتگوی تلوزیونی اش تنها دلیل برکناری دکتر لنکرانی را وجود بیماری های مخصوص زنان که آنها نمی توانند حتی به شوهرشان هم بگویند و به این دلیل لازم است وزیر بهداشت زن باشد، توصیف کرد! دلیلی که انگار چند سال بعد با ریشه کن شدن این بیماری ها ، دیگر وجهی نداشت و خانم دکتر وحید دستجردی نیز از کار برکنار برکنار شد.

-3 اما درباره محتوای این نقد. به نظرم یکی از مهمترین اشتباهات این نوشته، محدود کردن اتفاقات رخ داده در شیراز از نیمه دوم سال 1388 تا کنون به برخی اعتراضات پراکنده به مفاسد اقتصادی و زمین خواری و انتخابات مجلس نهم است. در واقع دو اتفاق مهم در سالهای 1388 و 1389 که اهمیتی چند برابر مسائل فوق الذکر داشتند ، نادیده گرفته شده است.

مسئله اول

ماجراهای مسحد ضرار, آتشیها در سال فتنه سالهای 88-89 بود که بسیاری از مدعیان انقلابی گری در برابر آن سکوت اختیار کردند و حتی با فتنه گران همراه شدند. (البته ساحت بسیاری از دوستانمو از جمله گردانندگان نشریه از این اتهام بری است و دوستان خود می داند که ماجرا چه کسانی ساکت فتنه و در واقع یاور فتنه بودند.) در این ایام دکتر لنکرانی در بدو ورود به شیراز با تاسیس کانون بصیرت به همراه افراد بسیار خوشنامی همچون دکتر مجید فروردین، دکتر محمود نجابت، حجت الاسلام و المسلمین محسنی ، دکتر نیلی و حاج احمد رنجبر به مقابله با جریان مسجد آتشیها رفت. چندین همایش بزرگ که با همت شخص دکتر لنکرانی برگزار می شد، شاهد این موضوع است.

مسئله دوم

ورود استانداری جوان و با ادعای حزب اللهی بود که در روزهای اول ادعا می کرد آمده است عدالت را برقرار کند و در روزهای آخر کوس رسوایی اش چنان زده شد که جریان انقلابی قفل به دربهای استانداری زدند. قصد نبش قبر از آن روزهای تلخ را ندارم و نمی خواهم بگویم چه گروهی و چه کسانی با او همراهی کردند و آن ضربه جبران ناپذیر را به استان فارس زدند و حتی معتقدم گروه حاکم فعلی بر استانداری فارس به روش دیگری همان ضربه ها را با شدتی بیشتر می زنند، فقط دو خاطره شخصی خودم را بازگو می کنم.

اول این که استاندار جوان وقت در تهران پیش از معارفه و در شیراز پس از معارفه بارها به اشخاص مختلف گفته بود (حداقل در 5مورد را به خاطر دارم که شخصا حضور داشتم) که من حاضر در صورتی که دکتر لنکرانی قبول کند و استاندار شود، معاون او بشوم اما دکتر لنکرانی به صراحت استانداری را رد می کرد و تاکید داشت که آب او با دولتمردانی چون رحیمی و مشایی در یک جوی نمی رود.

دوم این که چند هفته ای از معارفه استاندار جوان گذشته بود و بنده نیز به اقتضای همکاریها و آشنایی های قبلی با او ، در استانداری حضوری فعال داشتم. یک روز به همراه دکتر الهام برای سخنرانی ایشان به شیراز آمدم و صبحانه مهمان دکتر لنکرانی بودیم. بعد از صبحانه دکترلنکرانی به بنده گفت : فلانی که استاندار فارس شده در اینجا کاری می کند که تا ابد به عنوان یک مهره سوخته می شود، شما مواظب باش که مهره سوخته نشوی! (نقل به مضمون، تعابیر از بنده است) و این پایان همکار بنده با استانداری فارس بود و چه دقیق پیش بینی دکتر لنکرانی به حقیقت پیوست و چه دوستانی خودشان را با آن فرد گره زدند و چه ضربه ای آن فرد به جریان انقلابی و عدالتخواهی در استان فارس زد!

-4 با ظهور جبهه پایداری در تابستان 1390 و عضویت دکتر لنکرانی در هیات موسس این جبهه و تشکیل شوراهای استانی جبهه پایداری، استان فارس با توجه به سکونت دکتر لنکرانی در این استان، به عنوان اولین استان مورد توجه قرار گرفت و ایشان علی رغم میل باطنی برای برای جمع کردن همه نیروهای حزب اللهی شخصا دبیر جبهه پایداری فارس شد و شورای جبهه پایداری فارس نیز متشکل از روحانیون خوشنام، اساتید دانشگاه و چند تن از نیروهای بدنه شکل گرفت.

بنده حقیر به عنوان کسی که در سالهای 86-88 در چند شورای سیاسی مانند هیات اجرایی 5+6 در انتخابات مجلس هشتم و شورای ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در سال 88 به مسئول حضور داشتم، شهادت می دهم که شورای جبهه پایداری فارس جامع ترین شورای سیاسی نیروهای حزب الهی در سالهای گذشته بود اما باز هم طبیعی بود بسیاری از نیروهای سیاسی که می خواستند اراده شان به این شورا تحمیل کنند اما نمی توانستند، از دست دکتر لنکرانی شاکی باشند !  و از سوی دیگر طبیعتا یک شورا نمی تواند مثلا 100 عضو داشته باشد!

5- یکی از مباحثی که نگارندگان نقد مورد تاکید قرار داده اند و احتمالا مهمترین بحث نگارندگان «بی تفاوتی دکتر در مقابل بسیاری از مفاسد و مظالم فارس، سوء‌ مدیریت یکی از روحانیون شهر ِ تا وابستگی به اردوگاه راست سنتی و هم آوایی با آنان» است.

اولا: این که احتمالا منظور نویسندگان از اتهام هم آوایی، همراهی با اردوگاه راست سنتی است نه مفاسد و مظالم که اگر دومی منظور باشد، تهمتی است نامنصفانه. (با یکی از دوستان هم که صحبت کردم گفتند منظور همراهی با جناح راست بوده است)

ثانیا: اتهام بی تفاوتی نسبت به مفاسد مظالم در استان فارس نیز جای تامل دارد. فراموش نمی کنم در اردیبهشت 1387 و یک ماه پس از انتشار رساله معروف آن مورخ شیرازی که انواع و اقسام تهمت ها را روانه برخی افراد سالم و غیرسالم کرده بود، رهبر معظم انقلاب اسلامی سفری به شیراز داشتند. در دیدار شورانگیز با دانشجویان در زمین چمن دانشگاه شیراز در پاسخ به سعید ظهیری عزیز که مساله عدالتخواهی و مبارزه با مفاسد و ... را مطرح کرده بود، رهبر حکیم انقلاب، فرمایشی استراتژیک داشتند که خلاف رویه ماها بود.

البته رهبری خود را پشتیبان ما عنوان کردند و حرفهای ما را حرفهای دلشان دانستند و بیت شعر حافظ را یادآوری کردند که وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش با شیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن اما فرمودند:

انتقاد شخصى و مصداق‌سازى نكنید. وقتى شما روى یك مصداق تكیه میكنید، اولاً : احتمال دارد اشتباه كرده باشید؛ من مى‌بینم دیگر. من مواردى را مشاهده میكنم - نه در دانشگاه، در گروه‌هاى اجتماعى گوناگون - كه روى یك مصداق خاصى تكیه میكنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان كجروى سیاسى، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مى‌بینم اینجورى نیست و آن كسى كه این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تكیه میكنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌اى به دست میدهید براى اینكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‌ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند علیه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‌اى میتوانید بكنید؟ اگر یك نفرى به‌عنوان مفترى یك شخصى را معرفى كند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى این نیست كه برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام یك كارى میكند؛ لذا نمیتوانیم از او گله كنیم. شما زرنگى كنید، شما اسم نیاورید، شما روى مصداق تكیه نكنید.

دقیقا به خاطر دارم (اتفاقا دکتر لنکرانی هم در چند قدمی بنده نشسته بودند و به مانند همیشه مشغول یادداشت فرمایشات رهبری بودند) وقتی که فرمودند اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مى‌بینم اینجورى نیست و آن كسى كه این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است، همه ما برداشتمان این بود که حضرت آقا دقیقا در این موضوع دارند سخن می گویند. منظور این است که برخی دوستان نه تنها روششان را اصلاح نکردند که روش های بدتر و غیرشرعی را هم به کار بردند و از یاد بردند که با دستمال کثیف نمی توان شیشه را پاک کرد!

ثانیا : تعدادی از این دوستان در این قضیه به دنبال کسی راه افتادند که خود شریک و یار غار برخی ها بود و خود شاهد بودم که آنها می خواستند او را کاندیدای اصولگراین در مجلس هشتم کنند اما پس از این که حساب و کتابش با انها به هم خورد علیهشان کتاب درآورد و صغیر و کبیر را به اتهامات درست و غلط نواخت. او پس از این در فتنه 88 پناهنده تلوزیون بی بی سی شد و سخن گوی تقلبیون گردید و زمانی که برای رساله اش در باب زمین خواری در شیراز در دادگاه مورد سوال قرار گرفت، چیزی برای ارائه نداشت، همچون ادعای تقلبش! در دادگاه محکوم شد به حبس و برخی دوستان به روی خود هم نیاوردند!

ثالثا:  این که در شیراز فساد اقتصادی به خصوص در بحث باغ شهرها و زمین خواری وجود دارد لا ریب فیه است و ندیدم که کسی این مساله را انکار کند. تعدادی از عاملین این قضیه که متاسفانه در دفتر امام جمعه سابق هم حضور داشتند در زندان عادل آباد شیراز پیشنماز زندانیان شدند، حتی یکی از آقازاده ها بعداز او به چند سال حبس محکوم شد. اما این مباحث حساس چه ارتباطی با دکتر لنکرانی دارد. آیا شما بی پروایی در متهم کردن این و آن را می پذیرید؟ دوستان هنوز چند روزی از فرمایشات رهبرمان نگذشته که اگر یك فردى متهم به فساد است، نمی شود به خاطر او انسان دیگران را متهم كند؛ حتّى اگر ثابت هم میشد، چه برسد به اینكه ثابت نشده است، دادگاهى نرفته، محاكمه‌اى نشده. به استناد متهم كردن یك نفر، انسان بیاید دیگران را، مجلس را، قوه‌ى قضائیه را متهم كند؛ این كار درست نیست، این كار غلط است.

به نظرم دکتر لنکرانی نسبت به این روشها نه تنها بی تفاوت نیست بلکه معترض است! دکتر لنکرانی هم به مانند قاطبه مردم انقلابی شیراز بهانه کردن مفاسد اقتصادی را برای تسویه حساب های نامشروع سیاسی قبول ندارد.

6-اما درباره همراهی با جناح راست؛

اولا: یکی از تاکتیک های کثیف ، فرد نابودگر استان فارس این بود که لولویی به نام جناح راست در استان ساخته بود تا کسی به مماشاتش با ماجرای مسجد آتشی ها و فتنه، دلدادگی اش به رحیمی و مشایی و ملک زاده و ناکارامدی اش در اداره استان نپردازد.

ثانیا : برای بنده و بسیاری از خانواده های شهدا و ایثارگران تلخی ی فاسد خطاب کردن مدیری مومن و ساده زیست که برادر سه شهید نیز هست، فقط با سخنان دکتر لنکرانی در مسجد دانشگاه شیراز قابل رفع بود.

ثالثا : آقای دکتر لنکرانی پس از حضورش در شیراز در سال 88 تاکنون درس خوبی به سیاسیون استان داده است و آن این که می توان در این مملکت وزیر بود، مهمترین نیروی اجتماعی و سیاسی استان به حساب آمد ولی پشت سر نماینده ولی فقیه در استان حرکت کرد. شاید دوستان این روش را همراهی با جناح راست بدانند، اما واقعیت امر چنین نیست.

رابعا : آنچه محترمانه سومدیریت یکی از روحانیون شیراز خوانده شده، در واقع اعتراض به آیت الله حائری شیرازی است. در اینجا نیز باید عملکرد 27 ساله آیت الله حائری شیرازی در سمت امام جمعه شیراز و نماینده ولی فقیه در استان، زیر و بم های فراوانی داشته و از روزهای غربت دهه 60 که اصحاب مسجد ضرار با کفش و مهر به تریبون امام جمعه حمله کردند و تا روزهای پرعزت دهه هفتاد و هشتاد.

دوستان منتقد بسیار باجرات و شجاع هستند که در یک کلمه این 27 سال را سومدیریت می دانند(27 سالی که رهبر انقلاب در یک کلام ان را پرثمر توصیف کرد) و اما شان آیت الله حائری شیرازی به عنوان نماینده مجلس خبرگان رهبری، نماینده امام و رهبری در استان فارس و از همه مهمتر روحانی ای فرزانه و حکیم اقتضای احترامی والا را می طلبد. هرکسی در شیراز و در جای دیگر جرمی مرتکب شده باید پاسخگو باشد و این قطعا ارتباطی با امین رهبری ندارد و چه بسا که برخی به دنبال تسویه کردن کینه های بدریه و خیبریه در این میان باشند.

-7 یکی دیگر از اشکالات نگارنده نقد به دکتر لنکرانی، حمایت از حجت الاسلام و المسلمین دکتر مکارم شیرازی در انتخابات مجلس نهم در حوزه شیراز می باشد. در این باره هم گفتنی است که اولا : همانطور که نگارنده تلویحا ذکر کرده است در صلاحیت شخص آقای دکتر مکارم شکی وجود نداشته و آرای نزدیک به یکصد هزار شیرازی که بالاتر از منتخب مردم شیراز در اکثر دوره های انتخابات مجلس است، نشانه این صلاحیت بوده است.

در این صورت وقتی شخصی دارای صلاحیت شخصی است و از ارای خوبی نیز برخوردار است، آیا حجت شرعی ای وجود دارد که او از لیست کنار گذاشته شود. تنها به صرف این که فامیل او مکارم شیرازی است و از وابستکان به آیت الله العظمی مکارم شیرازی به حساب می آید ، باید کنار گذاشته شود؟ منطق دوستان عجیب است!

ثانیا:  در دور دوم انتخابات رقابت بین دکتر مکارم شیرازی و مهندس ذوالانوار بوده که هردو منتخب جبهه پایداری بودند. در دور اول به دلیل کسوت روحانی و احترام به مقام روحانیت اقای مکارم به عنوان سرلیست معرفی شدند و در دور دوم از هر دو نفر حمایت شد. این مسئله ای که پیچیدگی ندارد.

ثالثا بنده شاهد فشارهای شدید اعضای جناح راست و جبهه متحد اصولگرایی به آقای مکارم شیرازی و دکتر لنکرانی برای کناره گیری و انصراف آقای مکارم شیرازی بودم. به بیان دیگر کسانی که دوستان، دکتر لنکرانی را متهم به هم آوایی با آنها می کنند، در انتخابات مجلس چنان فشاری با همان استدلالهای سنتی و بی پایه به جبهه پایداری آوردند که چرا کاندیداهای ایشان را معرفی نکرده است. (در این باره ناگفته های تلخی وجود دارد).

-8 یکی از نکاتی که دوستان مطرح کردند جدای بدنه انقلابی از دکتر لنکرانی و جبهه پایداری در شیراز می باشد ، در این باره هم گفتنی است که اولا : شواهد، قرائن و نتیجه انتخابات مجلس شورای اسلامی چیزی خلاف این نکته را بیان می کند.

ثانیا : معلوم نیست سنجش بدنه انقلابی چگونه توسط دوستان انجام می شود که بسیاری از خانواده های شهدای شیراز، رزمندگان و ایثارگران، روحانیت، دانشجویان انقلابی که این روزها از دکتر لنکرانی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دعوت می کنند، در دایره بنده انقلابی شهر شیراز به زعم دوستان قرار نمی گیرند!

9- درباره نگاه جبهه پایداری به مسئله پیشرفت و تفاوت آن با جناح راست هم به نظر می رسد دوستان تجاهل العارف کرده اند ویا وقتی برای حضور در ده ها جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ دکتر لنکرانی در شیراز نداشته اند و حتی مصاحبه های ایشان را نیز مطالعه نمی کنند. من باب نمونه بخشی از گفتگوی اخیر رجانیوز با دکتر لنکرانی در پاسخ به سوالی پیرامون گفتمان پیشرفت و عدالت به شرح زیر می باشد:

من فکر می‌کنم مهم‌ترین ویژگی انتخابات یازدهم تأکید بر این است که کارآمدی واقعی، یعنی کارآمدی با قرائتی که در الگو و مدل پیشرفت اسلامی دیده می‌شود، باید مبتنی بر ارزش‌ها باشد و این کارآمدی و پیشرفت نمی‌تواند جدای از بحث عدالت باشد. اگر ضربه‌ای داریم می‌خوریم، از این ناحیه است که قرائت‌های کارآمدی مجدداً تبدیل به قرائت‌هایی شده است که نسبت آنها با ارزش‌ها و معیار اصیل تفکر انقلاب اسلامی خیلی روشن نیست و به همین دلیل انتخابات یازدهم ریاست جمهوری این اهمیت را دارد که این همراهی را نشان بدهیم.

قرآن کریم وقتی می‌خواهد بگوید که چگونه به سعادت حتی دنیوی برسیم، آدرس پایداری و استقامت بر اصول را نشان می‌دهد: «وَ أَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقًا». اگر روی مسیر پایبندی به اصول دینی استوار بودید و پایداری کردید، ما به شما نعمت‌های دنیایی را هم می‌چشانیم. یا در آیات دیگری از قرآن می‌فرماید اگر اقامه دین کردید، برکات زمین و آسمان بر شما نازل می‌شود. باید متوجه باشیم که نزول برکات راهی ندارد غیر از پایبندی به اصول.

اگر تاکنون کارآمدی‌هایی را کارآمدی فرض می‌کردیم که در آنها عدالت، کاهش فاصله طبقاتی، توجه به محرومین، فرصت‌های برابر برای همه و از همه مهم‌تر اقامه دین دیده نمی‌شده است، نباید اینها را کارآمدی تلقی کنیم. وقتی قرائت ما از کارآمدی چنین قرائت معلولی شد، فرصت به افرادی می‌رسد که هنوز باید پاسخگوی تخلفات اقتصادی‌شان باشند و بنای کجی که گذاشته‌اند ـ‌که در روایت داریم اگر کسی سنت سیئه‌ای را بنا بنهد، تا زمانی که این سیره برقرار است، باید پاسخگو باشدـ آن وقت کار به جایی می‌رسد که افرادی که سیره بدی را بنا نهادند و پایه افزایش فاصله طبقاتی را گذاشتند و زمانی که مسئولیت داشتند، به این موضوع افتخار می‌کردند و مثلاً می‌گفتند تهران شهری است که آدم‌های پولدار باید در آن راحت باشند و دلیلی ندارد که ما به فکر دیگرانی هم باشیم، امروز فرصت پیدا کنند که در میدان حاضر شوند و این به دلیل قرائت اشتباه از کارآمدی است که متأسفانه برخی از اقدامات کسانی که از آنها توقع نمی‌رفت، به این اشتباه دامن زد.

10-به هر روی فارغ از انگیزه های نویسندگان نقد در شیراز و منتشر کنندگانش در تهران (که کاملا جای بررسی دارد) خود و دوستانم در جنبش عدالتخواه دانشجویی را به تقوا دعوت می کنم و امیدوارم این کلام رهبر همیشه در مقابل چشمانمان باشد:

حالا كه رفتار دشمن شدت پیدا كرده است، شما هم رفاقتهاتان را با هم شدت بدهید و بیشتر با هم باشید. تقوا، تقوا، تقوا، صبر، میدان ندادن به احساسات سركش، ملاحظه‌ى مصالح كشور، متمركز كردن همه‌ى توان و نیرو براى حل مشكلات مردم و مشكلات كشور؛ این توقع ماست.

                                  منبع : وبلاگ محمدحسن روزیطلب



نوع مطلب : جریانات شیراز  سیاسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رهبری در دیدار با مردم انقلابی تبریز (28بهمن1391)

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 28 بهمن 1391-12:29 ب.ظ

                                        مثل روز روشن بود ...

        بخشی از بیانات رهبرمعظم انقلاب در دیدار امروزشان با مردم انقلابی تبریز

* قضیه بد و نامناسبی که در مجلس پیش آمد، ملت را ناراحت کرد و بنده حقیر نیز هم خود در قبال قضیه احساس تاثر کردم و هم به خاطر ناراحتی مردم ناراحت شدم.

 آقا در رابطه با حرکت احمدی نژاد در مجلس فرمودند :

 رئیس یک قوه به استناد اتهام ثابت نشده ای در دادگاه، دو قوه دیگر را متهم کرد که کار بد، نامناسب، تضییع حقوق اساسی مردم و خلاف شرع و اخلاق و خلاف قانون بود/ آرامش وامنیت روانی و اخلاقی جزو حقوق اساسی مردم است.

آقا در رابطه با پاسخ لاریجانی در مجلس فرمودند :

* دفاعی که رئیس محترم قوه از خود در قبال تهمتی که زده شده بود، کرد، قدری زیاده روی بود و لزومی نداشت.

آقا در مورد اقدام نماینده های مجلس(استیضاح وزیرکار)و بعض از حرفهای نماینده ها فرمودند :

* اصل استیضاح وزیر در ماه های پایانی دولت، آنهم به علت و دلیلی که مربوط به آن وزیر نیست، بدون توجیه، بی فایده و غلط بود. در داخل مجلس نیز برخی افراد حرفهای نامناسبی بر زبان آوردند که این رفتار نیز غلط و نامناسب با نظام جمهوری اسلامی بود.
 
آقا در مورد جریان 22 بهمن قم فرمودند:
 
* این نصیحت و گله‌گذاری امروز نباید موجب شود که عده ای راه بیفتند و علیه افرادی به عنوان «ضد ولایت و ضد بصیرت» شعار بدهند.  بنده با کارهایی که در قم اتفاق افتاد و یا قبل از آن در حرم امام اتفاق افتاده بود مخالفم/ بارها به مسئولین تذکر دادم که جلوی این کارها را بگیرند.  اگر این افراد واقعا حزب اللهی هستند این کارها را که به ضرر کشور است انجام ندهند/احساسات و خشم خود را برای جای لازم نگه دارید.
 
اما جمله ای که توجه من را جلب کرد :
 
                                       بنده " فعلاً " نصیحت میکنم
 
 
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3