تبلیغات
فرهاد جابرشیرازی - مطالب اخلاقی
@jaber.farhad

استادم در پایه اول حوزه علمیه آیت الله حدائق

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 17 خرداد 1393-11:00 ق.ظ

آیت الله حاج شیخ محمدرضا حدائق (دامت برکاته) در پایه اول در مدرسه منصوریه شیراز استادم بودند که برای ایشان آرزوی طول عمر را دارم . ایشان اخلاقی انقلابی ولایی و تاثیر گذار در بین مردم و خواص هستند 

آیت الله حدائق


نوع مطلب : جریانات شیراز  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مشوقم در طلبگی آیت الله طوبایی

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:جمعه 2 خرداد 1393-10:57 ق.ظ

حضرت آیت الله حاج شیخ عباس طوبایی (رضوان الله تعالی علیه)  مشوق من برای ورود به حوزه علمیه و اولین استاد اخلاقم



آیت الله شیخ عباس طوبایی


نوع مطلب : جریانات شیراز  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

من و محمّدهادی زیر درخت بلوط

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 16 خرداد 1392-04:07 ب.ظ

فرهاد جابر و محمدهادی

 

چند نکته در مورد نوع برخورد با پسر بچه ها :

*به پسر بچه زیر 7 سال باید آزادی داد اما از دور مراقبش بود .

*پسر بچه وقتی بهانه گیری میکند را باید کم محلی کرد . نباید تصور کند که با گریه کردن میتواند شما را به هر کاری راضی کند .

*وقتی پسر بچه زمین میخورد یا کاری را نمیتواند انجام بدهد و فعل نمیتوانم را به زبان آورد در مرحله اول اجازه بدهید تا خودش مجبور شود کار را تمام کند و باید احساس کند که فقط خودش هست که میتواند مشکلش را حل کند اما اگر کار خیلی برایش مشکل بود و احتمال میدهید که امکان دارد عصبی بشود با همکاری خودش کمک کند تا کار سخت را انجام دهد .

*برای پسر بچه اسباب بازی بخرید که حس مردانگی در او ایجاد شود .به هیچ وجه برای پسر بچه عروسک دخترانه نگیرید . برای پسر بچه اسب بخرید و تفنگ و کمان و بازی فکری و ماشین و بیل و کلنگ و ...

*از پسر بچه بخواهید تا خودش کارهایش را انجام دهد و اتاقش را مرتب کند و هر طور که صلاح میداند چینش کند و اگر بعد از مدتی چینش را تغییر داد این نشانه خوبی است .

*پسر بچه ها را باید با طبیعت آشنا کرد . مخصوصاً کوه نوردی. و چگونگی شنا در رودخانه ، روشن کردن آتش و جمع کردن هیزم برای اتش و استفاده از چاقو و ...

*آموزش های نظامی متناسب با سن و سال پسر بچه ها را باید به آنان آموخت .

*پسر بچه ها باید در اجتماع حضور داشته باشند . مثلا در راهپیمایی ها همراه خودتان او را ببرید . در نماز جمعه و مساجد و هیئت های عزاداری و ...

*




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزیده ای از بیانات آقا درباره روش زندگی

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:چهارشنبه 14 فروردین 1392-06:24 ق.ظ

با هم تا بهشت

دانلود تصویر به اندازه واقعی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکسی که سایت ریاست جمهوری حذف کرد !

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:سه شنبه 22 اسفند 1391-09:23 ق.ظ

این عکس مربوط به مراسم «جشن نوروز» می باشد که ظهر یکشنبه در محل سالن اجلاس و با حضور رئیس‌جمهور، اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی برگزار شد. در این عکس متاسفانه استاندار شهر مقدس قم هم حضور دارد !

 
و همچنین این یادداشت را بخوانید :
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رهبری در دیدار با مردم انقلابی تبریز (28بهمن1391)

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 28 بهمن 1391-12:29 ب.ظ

                                        مثل روز روشن بود ...

        بخشی از بیانات رهبرمعظم انقلاب در دیدار امروزشان با مردم انقلابی تبریز

* قضیه بد و نامناسبی که در مجلس پیش آمد، ملت را ناراحت کرد و بنده حقیر نیز هم خود در قبال قضیه احساس تاثر کردم و هم به خاطر ناراحتی مردم ناراحت شدم.

 آقا در رابطه با حرکت احمدی نژاد در مجلس فرمودند :

 رئیس یک قوه به استناد اتهام ثابت نشده ای در دادگاه، دو قوه دیگر را متهم کرد که کار بد، نامناسب، تضییع حقوق اساسی مردم و خلاف شرع و اخلاق و خلاف قانون بود/ آرامش وامنیت روانی و اخلاقی جزو حقوق اساسی مردم است.

آقا در رابطه با پاسخ لاریجانی در مجلس فرمودند :

* دفاعی که رئیس محترم قوه از خود در قبال تهمتی که زده شده بود، کرد، قدری زیاده روی بود و لزومی نداشت.

آقا در مورد اقدام نماینده های مجلس(استیضاح وزیرکار)و بعض از حرفهای نماینده ها فرمودند :

* اصل استیضاح وزیر در ماه های پایانی دولت، آنهم به علت و دلیلی که مربوط به آن وزیر نیست، بدون توجیه، بی فایده و غلط بود. در داخل مجلس نیز برخی افراد حرفهای نامناسبی بر زبان آوردند که این رفتار نیز غلط و نامناسب با نظام جمهوری اسلامی بود.
 
آقا در مورد جریان 22 بهمن قم فرمودند:
 
* این نصیحت و گله‌گذاری امروز نباید موجب شود که عده ای راه بیفتند و علیه افرادی به عنوان «ضد ولایت و ضد بصیرت» شعار بدهند.  بنده با کارهایی که در قم اتفاق افتاد و یا قبل از آن در حرم امام اتفاق افتاده بود مخالفم/ بارها به مسئولین تذکر دادم که جلوی این کارها را بگیرند.  اگر این افراد واقعا حزب اللهی هستند این کارها را که به ضرر کشور است انجام ندهند/احساسات و خشم خود را برای جای لازم نگه دارید.
 
اما جمله ای که توجه من را جلب کرد :
 
                                       بنده " فعلاً " نصیحت میکنم
 
 
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهترین و بدترین عضو بدن انسان

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:شنبه 18 شهریور 1391-06:03 ق.ظ

 امیرالمؤمنین (ع) آن را این چنین توصیف و تشبیه كردند:

                      «جِرمش صغیر وجُرمش كبیر است.»

 

نیز از روی دلسوزی به فرزندشان محمّد حنفیّه فرمودند:

 

«فرزندم! بدان كه آن، همانند سگ درّنده‌ای است، ‌اگر آن را آزاد بگذاری تو و دیگران را زخمی خواهد كرد و نعمت را از تو دور كند و گناهان را به سوی تو می‌آورد. آن را محكم نگهدار و او را زندانی كن و مواظب‌اش باش همانند نگهداری و مواظبت كسی كه طلا و نوشته‌های با ارزش خود را نگهداری می‌كند،»

 

در هفتمین فراز از دعای امام عصر(عج)چنین می خوانیم: «و سدّد و السنتنا بالصّواب و الحکمة؛    خدایا! زبان های ما را به درست گویی و حکمت استوار فرما.»                                       زبان انسان

در این فراز از یکی از مهم ترین ارزش ها، و عالی ترین خلاقیت های سرنوشت ساز که مربوط به زبان است سخن به میان آمده، که به راستی اگر این دعا در زندگی انسان تحقق یابد، او به بزرگترین عامل رشد و ترقی و نورانیّت دست یافته، و سازنده ترین وسیله را برای پیمودن مدارج تکامل در اختیار گرفته است. از این فراز، دست کم سه مطلب استفاده می شود:

1ـ کنترل و نگهداری زبان از هرگونه انحراف و باطل گویی.

2ـ عادت دادن زبان به درست گویی و سخن حق و مفید و آموزنده؛

3ـ وسیله قرار دادن زبان برای آموزش دانش و حکمت ها و آگاهی های سودمند و تکامل بخش. هرکدام از این سه موضوع موجب استواری زبان شده، و آن را وسیله مفید و افتخارآمیز و زاینده برای رشد و تعالی خود و دیگران می سازد. و عدم وجود هر کدام از این ویژگی ها برای زبان، خسارت بزرگی در مسیر روند تکاملی انسان بوده و باعث شکست او در عرصه های معنوی، اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی خواهد شد. با توجه به اینکه زبان در حقیقت نماینده روح و روان و نشان دهنده چگونگی حالات روحی انسان است، و کلید در گنج انسانیت می باشد، تا آنجا که علمای اخلاق و عارفان سیر و سلوک، مسأله کنترل زبان و استفاده بهینه از زبان را نخستین منزلگاه دانسته، که بدون آن نه سیری هست و نه سلوکی. برای توضیح هر یک از سه ویژگی مذکور نظر شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:

1ـ کنترل زبان

کنترل زبان پایه نخست اصلاح زبان است، و آن به معنی مراقبت جدی و شدید برای نگهداری زبان از هرگونه انحراف، و خطاگویی است. هرگاه زبان، رها و لق و هرز باشد، بزرگترین بلا برای انسان خواهد شد، و محصول آن جز فتنه، گناهان بزرگ و انحرافات ویرانگر و خانمان برانداز نخواهد بود، و این که در روایات اسلامی از سکوت تمجید بسیار شده، این سکوت همان عاملی است که موجب کنترل زبان می شود، و به اصطلاح ترمزی در زبان ایجاد می کند، و چنین سکوتی غیر از تسلیم در برابر ظلم است که مردود می باشد و به راستی که زبان بی ترمز، همچون اتومبیل بدون ترمز است که در پیچ و خم های خطیر باعث خطرهای سنگین و غیرقابل جبران خواهد شد.

و از آنجا که زبان مهم ترین وسیله ارتباط انسان ها با یکدیگر و اطلاع رسانی و مبادله افکار و اندیشه ها است، می توان آن را از فعال ترین عضو بدن یاد کرد، زبان بیش از هر چیز دیگر بر انسان حاکمیت دارد، و همیشه در اختیار انسان است از این رو اگر افسار گسیخته باشد، خطرات آن با خطرات هیچ یک از اعضاء دیگر قابل قیاس نیست، آفات و گناهان کبیره ای که از زبان برمی خیزد، بسیار است که می توان آن را به گفته بعضی به صدها رسانید مانند: تهمت، دروغ، غیبت، سخن چینی، گواهی به باطل، خودستایی،اشاعه فحشاء و نشر اکاذیب، بیهوده گفتن، ناسزا گویی، خشونت با زبان، اصرار بی جا، تکدی گری و چاپلوسی با زبان، مسخره کردن، و آزار رسانی به دیگران با زبان، نکوهش دیگران، کفران نعمت با زبان، تبلیغ باطل و تشویق به گناه، وعده دروغ، بدزبانی، نهی از معروف و امر به منکر با زبان و...

محقق و فقیه بزرگ فیض کاشانی در کتاب ارزشمند المحجّة البیضاء، تحت عنوان آفات اللسان (خطرهای زبان) بحث مشروحی نموده، و به نقل از غزالی در احیاء العلوم، بیست نوع از گناهان و آفت های زبان را بر شمرده ، ولی حق این است که آفات زبان بیش از این موارد است و بعضی سی نوع از گناهان زبان را برشمرده اند، ولی باید گفت این موارد سی گانه قسمت عمده آن است، و گرنه گناهان زبان از ریز و درشت شاید به بیش از صد نوع برسد. و بعضی از گناهان نیز به طور غیرمستقیم از زبان سرچشمه می گیرد و می تواند رابطه ای با زبان داشته باشد، مانند: ریا، حسادت، تکبّر، قتل نفس، زنا و روابط نامشروع و...بر همین اساس از رسول خدا(ص)روایت شده فرمود: «انّ اکثر خطایا ابن آدم فی لسانه؛(1) قطعاً بسیاری از گناهان انسان از ناحیه زبان او است.» و نیز فرمود: «در روز قیامت بیشترین گرفتارها آنان هستند که بیهوده گو بوده و زبان لق و بی کنترل داشته اند.»(2)

و نیز فرمود: «خداوند هیچ یک از اعضاء انسان را مانند زبان عذاب نمی کند»، زبان عرض می کند:«خدایا چرا مرا بیش از سایر اعضاء عذاب می کنی؟ خداوند می فرماید: از ناحیه تو سخنی خارج شد و به مشرق ها و مغرب ها رسید، و باعث ریختن خون بی گناه و غارت اموال، تجاوز ناموسی گردید. به عزّت و جلالم سوگند تو را به گونه ای عذاب کنم که هیچ یک از اعضاء دیگر را آن گونه عذاب نکرده باشم.»(3) و نیز فرمود: «نجاة المؤمن فی حفظ اللّسان؛(4)نجات و رستگاری انسان با ایمان در کنترل زبان است.» و از امام صادق(ع) نقل شده فرمود: «از حکمت های داود(ع) این بود که، خردمند کسی است که به زمان خود آشنا باشد، و به کار خویش سرگرم بوده، و زبانش را کنترل نماید. و امام باقر(ع) در تعریف شیعه فرمود: «شیعیان ما لال(مراقب شدید زبان) هستند.»(5)

در این راستا سخن بسیار است، از جمله سخن معروف لقمان حکیم است که بسیار سخنی حکیمانه و کامل می باشد، او می گوید:«من در عمر طولانی خودم با چهارصد پیامبر ملاقات و خدمت کردم، و از همه گفتار و نصایح آنها چهار سخن را برگزیدم: 1ـ هنگامی که در نماز هستی، حضور قلبت را حفظ کن 2ـ هنگامی که بر سر سفره هستی، گلویت را (از مال حرام) حفظ کن 3ـ هنگامی که به خانه دیگری رفتی چشم خود را (از نگاه به نامحرم) حفظ کن 4ـ هنگامی که در بین انسان ها رفتی زبانت را حفظ کن.»(6) با توجه دقیق به گزینش لقمان، به اوج اهمیت کنترل زبان پی می بریم، که به راستی سخن بسیار حکیمانه و عمیقی است، و از ارکان کلیدی چهارگانه برای سیر و سلوک عرفانی و اخلاقی خواهد بود.

در اینجا برای تکمیل این بخش نظر شما را به دو نکته جلب می کنم:

1ـ دوستی داشتم در نزاعی با همسرش، همسرش سخن رکیکی به او گفت او جواب رکیک تر داد، همسر ادامه داد او نیز با کنترل زبانعدم کنترل زبان ادامه داد سرانجام دوستم عصبانی شد و پایه قلیانی را که در کنارش بود برداشت و به سوی همسرش پرت کرد، آن پایه به سر همسر خورد، ضربه مغزی شد و در نتیجه به قتل رسید.ضارب را دستگیر نموده پس از مدتی محکوم به اعدام شده و اعدام گردید، و چند کودک بی سرپرست به جای گذاشت. به راستی اگر آنها زبانشان را کنترل می کردند، به چنین خطر جبران ناپذیری گرفتار می شدند؟! آری زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد.

2ـ مرحوم آیت اللّه شیخ محمد تقی ستوده(متوفی 1420 هـ.ق) استاد عالیقدر حوزه علمیه قم می فرمود: «من وقتی که افراد اصرار می کنند و موعظه ای می خواهند، می گویم: زبان! زبان! باید مواظب زبانتان باشید، خیلی انسان باید سنجیده حرف بزند مرحوم خوانساری (آیت اللّه العظمی سید احمد خوانساری، متوفی 1405 هـ.ق) طوری بود که اگر پنجاه سال با ایشان می نشستی، درباره کسی یک کلمه نمی گفت، یا خود را بر کسی ترجیح نمی داد... ایشان خیلی بر زبانش مسلّط بود. زبان حفظش لازم است، چون جرم زبان سنگین است امیرمؤمنان(ع) درباره زبان می فرماید: «جرمه صغیرٌ و جرمه ثقیلٌ؛(7) حجم و جسم زبان، کوچک است، ولی جرم و گناه آن بزرگ است.»

هشدارها و تعبیرهای معنی دار امامان(ع)پیرامون آفت و خطر زبان نیز طریق دیگری است که ما را برای کنترل آن تأکید می کند. مانند این که امام علی(ع) فرمود: «زبان کلب عقور(سگ گزنده) است، اگر آن را رها کنی می گزد.»(8) و در سخن دیگر فرمود: «زبان حیوان درّنده است که اگر کنترل نشود می درد.»(9) و نیز فرمود: «زبان تیری است که به خطا می رود(در هدف گیری خطا می کند) بنابراین مراقب آن باشید که شما را صید نکند.»(10) و امام صادق(ع) فرمود: «هرگاه خداوند خواست بنده (ناشایسته اش) را رسوا کند، رسوایی او را در هرزگی زبانش قرار می دهد.»(11)

و امام علی(ع) فرمود: «انسان باید به زبانش افسار بزند، زیرا زبان عضو سرکش و چموشی است، خداوند تقوای هیچ بندهای را مفید نمی داند، مگر این که زبانش را کنترل کرده و افسار بزند.»(12)

از اهمیت کنترل زبان همین بس که مطابق روایات بسیار، از پیامبر(ص) و امامان(ع)، هنگامی که هر روز صبح فرا می رسد زبان به تمام اعضاء بدن نظر می افکند، و می گوید: صبح شما چگونه است؟ آنها در پاسخ می گویند: «اگر تو ما را به حال خود بگذاری حال ما خوب است.»سپس زبان را سوگند داده چنین می گویند: «خدا را خدا را! رعایت حال ما را بکن. چرا که ما به وسیله تو دارای پاداش و عذاب می شویم.»(13) از جمله

امام صادق(ع) فرمود: «ما من یومٍ الّا و کلّ عضوٍ من اعضاء الجسد یکفّر اللّسان یقول نشدتک اللّه ان تعذّب فیک؛(14) روزی نیست جز آن که هر عضوی از اعضاء تن در برابر زبان فروتنی کنند، و بگویند: تو را سوگند به خدا مبادا به سبب تو مشمول عذاب شویم.»

مجازات سخت عدم کنترل زبان

قبلاً در مورد کیفر شدید آنان که زبانشان را کنترل نمی کنند به مطالبی اشاره شد، برای آگاهی بیشتر در این راستا نظر شما را به چند روایت زیر جلب می کنم:

1ـ رسول خدا(ص) فرمود: «کسی که پرچانگی کند، خطا و لغزش او فراوان می شود، و کسی که خطاء و لغزشش فراوان گردد حیاء او کم می شود و کسی که حیائش کم گردد، پرهیزکاریش کم می شود، و کسی که پرهیزکاریش کم گردد قلبش می میرد و داخل دوزخ می شود.»(15)

2ـ روزی پیامبر(ص) در موعظه خود به مردم فرمود: خدا بیامرزد بنده ای را که از گفتارش سود ببرد، و یا سکوت کند تا سالم بماند، زبان بیش از هر چیز دیگر بر انسان حاکمیت دارد. آگاه باشید تمام سخنانی که از انسان صادر می شود، به زیانش است، مگر یاد و ذکر خدا،امر به معروف و نهی از منکر، و اصلاح بین مؤمنان.یکی از اصحاب به نام معاذ بن جبل گفت: «ای رسول خدا! آیا سخن گفتن هم چنان چیزی است که انسان بر اثر آن عذاب شود؟» پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: «و هل یکبّ النّاس علی مناخرهم فی النّار الّا حصائد السنتهم...؛(16) آیا چیزی جز درو شده ها (و محصول) زبان انسان را از ناحیه صورت به دوزخ می افکند؟ پس هر کس می خواهد از عذاب در امان باشد و سالم بماند مراقب زبان و گفته هایش باشد.»

استاد آیت اللّه مکارم شیرازی در شرح این جمله می نویسد: «معلوم می شود گناهانی که به سبب آنها انسان با صورت به جهنّم می رود، سینه یا پا و یا دست نیست، بلکه دست آوردهای زبان است.شاید چنین عذابی برای این باشد که وقتی کسی را به سبب گناهی به آتش دوزخ می افکنند، با آن عضوی که گناه کرده می اندازند، و لذا چون با زبان گناه کرده، با صورت او را به دوزخ می افکنند تا اول زبانش بسوزد زیرا همین زبان آتش ها را برافروخته و به انسانها توهین و اذیت ها کرده است. باید هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم از خدا بخواهیم تا ما را از شرّ زبان حفظ کند، و شب هم وقتی به بستر می رویم، از گناهانی که به خصوص با زبان انجام شده استغفار کنیم، زیرا واقعاً انسان به سبب زبان در خطر عظیمی است.»(17)

3ـ امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «زلّة اللّسان اشدّ من جرح السّنان؛(18) کیفر لغزش زبان سخت تر از زخم و جراحت نیزه است.»

4ـ نیز فرمود: «پای انسان بر اثر ضربه ای که خورده خوب می شود، ولی ضربه زبان سرها را بر باد می دهد.»(19)

5 ـ نیز فرمود: «ربّ کلمةٍ سلبت نعمة؛(20)چه بسا یک کلمه (از زبان بی کنترل)موجب محرومیت از نعمتی خواهد شد.»

6ـ یکی از گناهان بزرگ زبان غیبت کردن است. از عذاب غیبت کننده همین بس که پیامبر(ص) فرمود: «کسی که مؤمنی را غیبت کند خداوند نماز و روزه او را تا چهل شبانه روز قبول نمی کند، مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.»(21)

نیز فرمود: در شب معراج گروهی را دید که با ناخن های خود صورت هایشان را می خراشند و مجروح می کنند. به جبرئیل گفتم این ها کیستند؟ گفت: این ها کسانی هستند که بر اثر عدم کنترل زبان، به غیبت و ریختن آبروی مردم پرداختند.»(22)

ولی کنترل زبان از غیبت به قدری ارزش دارد که پیامبر(ص) فرمود: «ترک الغیبة احبّ الی اللّه عزّ و جلّ من عشرة آلاف رکعةٍ تطوّعاً؛(23) ترک غیبت در پیشگاه خداوند متعال از انجام ده هزار رکعت نماز مستحبی محبوب تر و بهتر است.» آری آنچه که موجب ترک غیبت می شود، کنترل زبان است، و به راستی کنترل زبان چه نعمت بزرگی است که موجب آن همه الطاف و پاداش های ویژه الهی می گردد.

بر همین اساس وقتی که از امیرمؤمنان علی(ع) سؤال شد: «زیباترین آفریده های خداوند چیست؟ فرمود: سخن گفتن، و سپس سؤال شد زشت ترین مخلوفات خدا چیست؟ فرمود: سخن گفتن. سپس فرمود: با زبان و سخن گفتن، چهره ها سفید و نورانی می شود، و با همین سخن گفتن چهره ها سیاه می گردد.»(24) این مطلب ما را به یاد لقمان حکیم می اندازد، که مولایش روزی به او گفت: امروز برترین غذا را برایم فراهم کن، لقمان زبان گوسفندی را تهیه نموده و پخت و

نزد مولایش گذاشت. مولا در روز دیگر به او گفت: امروز بدترین غذا را برایم فراهم کن.لقمان باز زبانی تهیه نموده و پخت و نزد او نهاد.او پرسید: یک غذا چگونه هم بهترین و هم بدترین خواهد شد؟ لقمان گفت: زبان اگر به حق حرکت کند برترین عضو است و گرنه بدترین عضو خواهد بود.

7ـ حضرت علی(ع) فرمود: «من خاف النّاس لسانه فهو من اهل النّار؛(25) شخصی که مردم از گزند زبان او بترسند، آن شخص اهل جهنّم است.»

2ـ عادت دادن زبان به درست گویی

در فراز مذکور از دعای امام عصر(عج) چنین آمده: «خدایا زبان های ما را به صواب (درست گویی)استوار ساز.» واژه صواب در موردی گفته می شود که چیزی با حق اصابت کند، و هیچ گونه باطلی به آن راه نیابد. بنابراین مسأله استواری زبان به صواب به این است که آن را به درست گویی و حرف حق زدن عادت دهیم، به گونه ای که هرگز به ناصواب و به باطل گویی حرکت نکند، چنین کاری نخست بستگی به کنترل زبان از انحراف دارد، که بحث آن گذشت، دوم این که زبان را به راستی و درستی و حق گویی عادت دهیم به گونه ای که جز درستی به چیزی حرکت نکند. ما وقتی که به قرآن واژه قَول مراجعه کرده و دقت می کنیم می بینیم به ما می آموزد که سخن گفتن آدابی دارد، و باید حساب شده و سنجیده باشد، گاه می فرماید: «ولیقولوا قولاً سدیداً؛(26) و سخنی استوار و درست بگویند.» «و قولوا قولاً سدیداً؛(27) و سخن استوار و درست بگویید.»این دستور همان است که در دعای امام عصر(عج) آمده «و سدّد السنتنا؛زبان های ما را استوار گردان.» و گاه می فرماید: «قولاً معروفاً؛(28)سخن نیک و زیبا بگویید.»

و گاه می فرماید: «قولاً کریماً؛(29) بزرگوارانه و مهرانگیز سخن بگویید.» و گاه می فرماید:«قولاً لیّناً؛(30) نرم و با ملاطفت سخن بگویید.»و گاه می فرماید: «قولاً میسوراً؛(31) با نرمش و مهربانی با آنها سخن بگو.» و گاه می فرماید:«قولاً بلیغاً؛(32) با سخن شیوا و زیبا با آنها حرف بزن.» از این تعبیرات فهمیده می شود که باید زبان در سخن گفتن در موارد و جاهای گوناگون، به طور کامل مراقب باشد، و آداب را بشناسد و رعایت کند تا به آفات گرفتار نگردد.

و حتماً باید زبان را به آداب خوش کلامی و زیبا سخن گفتن، که یک نوع هنر است عادت داد، چنان که در روایت آمده: پیامبر(ص) سوار بر مرکبی بود، شخصی افسار آن را به دست گرفته بود و می کشانید، در این هنگام آن شخص از پیامبر(ص) پرسید: «بهترین کارها چیست؟»پیامبر فرمود: «اطعام الطّعام و اطیاب الکلام؛(33) بهترین کارها غذارسانی به مردم، و خوش گویی و زیبا سخن گفتن است.»

امام سجاد(ع) در بیان حقوق اعضاء، در مورد حق زبان می فرماید: و اما حق زبان آن است که او را از دشنام و زشت گویی برحذر داری، و به نیک گفتاری عادت دهی، و او را آمیخته با ادب به حرکت درآوری، و افسار آن را جز در موارد منافع دین و دنیا نگهداری، و از پرچانگی بازداری، و از بیهوده گویی دور نمایی... زیبایی عقل و خرد به نیک زبانی و درست سخن گفتن بستگی دارد.»(34)

باید توجّه داشت که اصلاح زبانی و عادت دادن آن به نیک گویی بستگی به تفکّر و تدبّر دارد، یعنی انسان قبل از سخن گفتن، اندکی فکر کند تا سنجیده و آگاهانه و خردمندانه سخن بگوید. برای تحقق این موضوع باید به خطرات زبان و پیامدهای آن توجه جدی کند، و مسأله سکوت را برای مهار زبان رعایت نماید، و کم گویی را از صفات خود قرار دهد، و نتیجه سخن را با ترازوی عقل و خرد ارزیابی نموده آنگاه تصمیم به سخن بگیرد. بر همین اساس پیامبر(ص) فرمود: «انّ لسان المؤمن وراء قلبه... و انّ لسان المنافق امام قلبه...؛(35) زبان مؤمن در پشت قلب او قرار دارد، هنگام سخن گفتن نخست می اندیشد، سپس آن را با زبانش امضاء می کند، ولی زبان منافق در جلو قلب او است، یعنی هنگام سخن گفتن، بدون اندیشه آن را با زبانش امضا می کند.»

علامه مجلسی(ره) می گوید: «بعضی از اصحاب رسول خدا(ص) سنگی را به دهانش می گذاشت، هرگاه می خواست سخن بگوید به اندازه بیرون آوردن سنگ از دهانش فکر می کرد که آیا سخنش برای خدا و در راه خدا و مورد خشنودی خدا است، و بسیاری از اصحاب و تربیت شدگان

پیامبر(ص) هنگام سخن گفتن همچون شخص غرق شده نفس می کشیدند(یعنی در فشار بودند که درست سخن بگویند) و همچون افراد بیمار سخن(را با آرامش) می گفتند، چرا که سخن درست سبب نجات انسان از هلاکت است. خوشا به سعادت کسی که به شناسایی عیوب و درستی گفتار توفیق یافته، و به ارزش سکوت(کنترل زبان) و نتایج درخشان آن آگاهی یافته است.» علامه مجلسی در ادامه سخن درباره ربیع بن خثیم (خواجه ربیع که در مشهد مقدس مدفون است) می نویسد: وی هر روز صبح کاغذی را نزد خود می نهاد، و تا شب هر سخنی می گفت در آن کاغذ می نوشت. وقتی که شب فرا می رسید آن سخنان را محاسبه می کرد تا ببیند چقدر نیک وچقدر بد بوده است، سپس می گفت: «آه و وای! آنان که سکوت کردند و زبانشان را نگهداشتند نجات یافتند، ولی دیگران زیان کردند.»(36)

3ـ زبان یا برترین وسیله برای آگاهی بخشی

سومین ویژگی زبان که از دعای امام عصر(عج) استفاده می شود، استواری زبان به آموختن و حکمت آموزی است. یعنی زبان استوار و الهی زبانی است که علاوه بر کنترل از گناه و علاوه بر درست گویی، وسیله ای برای تبیین حقایق و آموزش و پرورش و آگاهی بخشی و اطلاع رسانی صحیح گردد. واژه حکمت در اصل از ماده حَکَم (بر وزن حرف) به معنی منع است، و از آنجا که علم و دانش و تدبیر که از معانی حکمت است، انسان را از کارهای خلاف باز می دارد، به آن حکمت می گویند. حکمت دارای معانی بسیار و مفهوم گسترده است، از جمله: معرفت،شناخت اسرار، آگاهی از حقایق و وصول به حق از نظر گفتار و عمل و تلاش، و نیز به معنی نور الهی آمده که انسان در پرتو آن از تاریکی گمراهی ها، و از وساوس شیطان نجات می یابد، و به طور کلی حکمت بر دو گونه است: 1ـ حکمت نظری2ـ حکمت علمی. حکمت به قدری ارزشمند

است که خداوند می فرماید: «ومن یؤتی الحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً؛ به کسی که دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است.»(37)

امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «قلب خود را با موعظه زنده بدار، و به وسیله نور حکمت نورانی کن»(38) و نیز می فرماید: «حکمت گمشده مؤمن است، آن را اگر چه از ناحیه منافقان باشد دریافت کن.»(39)

کوتاه سخن آن که به فرموده حضرت عیسی(ع): «به حق به شما می گویم که خورشید وسیله روشنی هرچیز است، و حکمت مایه روشنی هر روح و روان است، و پرهیزکاری سرلوحه هر حکمت است.»(40)

نتیجه این که طبق دعای امام عصر(عج)باید زبان را علاوه بر درستی، به حکمت استوار ساخت.

توضیح آن که: زبان از بزرگترین نعمت های الهی است، واز شگفت انگیزترین اعضای بدن می باشد که نقش به سزایی در سلامتی و امکانات کاربردی انسان را دارد، و در میان فواید زبان، از همه مهم تر سخن گفتن آن است که با حرکات سریع و پیاپی و منظّم و جست و خیز زبان در جهات ششگانه انجام می گیرد، و استعداد انسان به تکلّم به وسیله زبان از عنایت های خاص الهی است، و این مطلب با مقایسه با آدم لال به خوبی روشن می شود. بنابراین طبق قانون لزوم شکر نعمت ها، باید شکر نعمت زبان را به جا آورد، و شکر کامل آن به این است که آن را کنترل نموده و به درست گویی و تعلیم و آموزش ارزش ها عادت داد. قابل توجه این که نقش زبان به قدری در اصلاح ایمان و استواری قلب بسیار است که پیامبر(ص) فرمود:«لایستقیم ایمان عبدٍ حتّی یستقیم قلبه، و لایستقیم قلبه حتّی یستقیم لسانه؛(41) ایمان کسی استوار نمی شود مگر این که قلب او استوار و استقامت یابد، و قلب او استوار نیابد مگر این که زبانش استوار گردد.»

برای تکمیل این مطلب، نظر شما را به این سخن جالب پیامبر(ص) جلب می کنم: آن حضرت فرمود: «خداوند و فرشتگان و همه مخلوقات حتی مورچه در لانه اش، و ماهی در دریا بر معلّم و گوینده درس های نیک صلوات و درود می فرستند.»(42)

نیز فرمود: «معلم و آموزگار نیکی ها مشمول استغفار همه موجودات زمین، و ماهیان دریا و زندگان فضا و همه اهل آسمان ها و زمین است.»(43)روشن است که ابزار مهم آموزش کارهای نیک، زبان است. نتیجه این که باید از زبان برای تعلیم حکمت و آگاهی بخشی اکثر استفاده را نموده تا به پاداش های عظیم رسید.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

44. المحجة البیضاء، ج 5، ص 194.

45. همان، ص 207.

46. اصول کافی، ج 2، ص 115.

47. همان، ص 114.

48. همان، ص 116 و 113.

49. المواعظ العددیه شیخ حرّ عاملی، ص 142.

50. ستارگان حرم، ج 12، ص 62.

51. بحارالانوار، ج 71، ص 287.

52. همان، ص 29.

53. غررالحکم؛میزان الحکمة، ج 8، ص 498.

54. بحارالانوار، ج 78، ص 228.

55. نهج البلاغه، خطبه 176.

56. اصول کافی، ج 2، ص 115.

57. همان.

58. همان.

59. نهج البلاغه، حکمت 349.

60. بحارالانوار، ج 77، ص 178.

61. انوار هدایت، ص 73.

62. غررالحکم.

63. بحارالانوار، ج 71، ص 287.

64. همان، ج 75،ص 259.

65. تنبیه الخواطر، مجموعه ورّام، ص 93.

66. بحارالانوار، ج 75،ص 261.

67. تحف العقول، ص 154.

68. سفینة البحار، ج 2، ص 510(واژه لسن).

69. سوره نساء، آیه 9.

70. سوره احزاب، آیه 70.

71. سوره بقره، آیه 235.

72. سوره اسراء، آیه 23.

73. سوره طه، آیه 44.

74. سوره اسراء، آیه 28.

75. سوره نساء، آیه 63.

76. بحارالانوار، ج 71، ص 312.

77.تحف العقول، چاپ جدید، ص 448.

78. المحجة البیضاء، ج 5، ص 195.

79. بحارالانوار، ج 71، ص 284.

80. سوره بقره، آیه 269.

81. نهج البلاغه، نامه 31.

82. همان، حکمت 80.

83. تحف العقول، ص 618.

84. بحارالانوار، ج 68، ص 287.

85. کنزالعمّال، حدیث 28736.

86. بحارالانوار، ج 2، ص 17.



نوع مطلب : اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقدی بر فیلم سینمایی خوابم میاد

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:چهارشنبه 21 تیر 1391-04:51 ق.ظ

زمان اصلاحات بر روی دیوار مینوشتند  " وزیر ارشاد ما     ارشاد باید گردد "  حال برای وزیر ارشاد چه باید نوشت ؟

بر روی پرده رفتن فیلم "خوابم میآید" که داستان ضعیف و بی هدفی دارد یک فایده بیش ندارد  ((قبح شکنی)) . قبح شکنی که آینده مطمئناً قدم را فراتر خواهند گذاشت و فیلمی صدبرابر بدتر از این را خواهند ساخت .

  فیلم سینمایی خوابم میاد

این فیلم که به اصطلاح طنز است پرده حیاء را کنار زده و هر آنچه که فکر کنید از نوع ارتباط با نامحرم ، حرکات و سخنان سخیف و مردود در خود جا داده است.

و اما اصلی ترین مفسده این فیلم  "قبح شکنی" بازیگر مرد (اکبر عبدی) در لباس زن است که در ظاهر مشکل ارتباط فیزیکی با نامحرم را حل  کرده است و بدون هیچ محدودیتی بازیگر مردِ در نقش زن، با دیگر بازیگران مرد، ارتباط فیزیکی دارد !

شاید بعضی ها بگویند : چه اشکالی دارد ؟ همه که بازیگر مشهور اکبرعبدی را میشناسند و میدانند که او مرد است ؟ و ارتباط فیزیکی با نامحرم نداشته است ؟

اما قبح شکنی این نوع ارتباط که در فیلم پخش میشود و سخنان و اعمال سخیف و دور از اخلاق را چگونه حل میکنند ؟ مثلا نوجوان یا دختر و پسر بچه هایی که فیلم را میبینند و شاید هم کلی پای فیلم بخندند ، چه تصوری در ذهنشان ایجاد میشود ؟

اصلا فایده این فیلم چیست ؟  نکته اخلاقی ، اجتماعی ، سیاسی و ... این فیلم چیست ؟ معلوم نیست وزارت ارشاد با چه استدلالی به اینگونه فیلم ها مجوز نمایش میدهد ؟

هرفیلمی پُرفروش بود فیلم خوبی است ؟  اگر اکبرعبدی در نقش زن بازی نمیکرد بازهم این فیلم فروش داشت ؟ مطمئناً کسی بخاطر فیلم نامه این فیلم به  سینما نمیرفت  . این نوع فیلمها جزء مفسده و آموزه های منفی و غیراخلاقی ارمغانی ندارد .   رضا عطاران با دامن در خوابم میاد

یادم است در زمان اصلاحات اولین فیلمی که قبح شکنی کرد فیلم " شوکران" بود که در نوع پوشش و ارتباط نامحرم اولین جرقه های قبح شکنی را زد و کار به جایی رسید که بعدها فیلم هایی بدتر از آن هم ساخته شد و روی پرده رفت.

  اما دیگر کسی اشکال بر آنها نگرفت  تا امروز کار به اینجا رسیده که  رضا عطاران فیلمی میسازد که هر چه میخواهد یا نه بهتر است بگویم هرچه میتواند به صحنه میکشد . 

 زائقه مردم را تغییر داده اند . اگر یک فیلم بدون ارتباط بین نامحرم و بدون دیالوگهای زننده ساخته شود مورد استقبال قرار نمیگیرد .

آینده خطرناکی در انتظار سینمای ما خواهد بود ، آرام آرام ما را به سینمای زمان طاغوت میبرند

معلوم نیست صداوسیما چند پول گرفته که 24 ساعت تبلیغ این فیلم سینمایی را میکند ؟ حقیقتاً جای تاسف دارد که صداوسیما جمهوری اسلامی برای تبلیغاتش پول را میشناسد نه آرمانها و نه فرهنگ اسلامی ایرانی !

 

حضرت امام (ره) :

                    ((ما با سینما مخالف نیستیم ، با فحشاء مخالفیم ))




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وفای به عهد

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1391-05:47 ق.ظ

          (تبریک به مناسبت ورود به ماه شعبان المعظم و اعیاد شعبانیه)

 

وفای به عهد در اسلام

خداوند بزرگ در قرآن کریم، خود را باوفاترین می شمارد و می فرماید:

«وَ مَنْ أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسی به پیمانش پای بندتر از خداست». (توبه: 111)

خداوند منان، کمترین احتمال پیمان شکنی را نسبت به خود قاطعانه مردود می شمارد:

«فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛ خداوند هرگز پیمان شکنی نمی کند».(بقره: 80)

آن گاه بندگان مؤمن خود را نیز به وفاداری و پای بندی به تعهداتشان فرا می خواند و از نقض عهد و  بی وفایی بازمی دارد. خداوند در آیه ای با بیان نشانه های خردمندان حق جو بیش از هر چیز،  وفای به عهد و پیمان را گوشزد می کند:

«الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند». (رعد: 20)

خداوند حکیم، در آیه دیگری، وفاداری به هر پیمانی را از مؤمنان می خواهد و می فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! به پیمان ها وفا کنید». (مائده: 1)

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز وفای به عهد را از شرایط اساسی ایمان می داند و حضرت امیر علیه السلام نیز در فرمان خود به مالک اشتر، به اهمیت این مسئله در اسلام و جاهلیت اشاره می کند و آن را مهم ترین و عمومی ترین قانون اجتماع می شمارد:

اگر با دشمنی پیمانی بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری، به پیمان خویش وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار ده که در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان، با تمام اختلافاتی که با هم دارند، مورد اتفاق عمومی نیست.

تا آنجا که مشرکان نیز پیش از مسلمانان در روابط خود بدان پای بند بودند؛ زیرا از پی آمدهای پیمان شکنی خاطرات تلخی داشتند.

پیام متن:

1. خداوند از باوفاترین پیمان بندان است و هرگز پیمان شکنی نمی کند؛

2. وفای به عهد از شروط ایمان است؛

3. وفای به عهد، مورد اتفاق مسلمانان و حتی کافران بوده است.

ضرورت وفای به عهد و پیمان

احترام به پیمان و لزوم عمل به آن ریشه فطری دارد. هر انسانی لزوم عمل به پیمان را در نخستین مدرسه تربیت، یعنی فطرت و سرشت انسانی می آموزد و از آن الهام می گیرد. کودکان در آغاز زندگی، با سرشت پاک خود، عمل به پیمان را لازم می دانند.

پیمان شکنی را نکوهش می کنند و از پیمان های توخالی برخی پدران و مادران ناراحت میشوند. در عین حال، کودکان با این احساس، رشد می کنند.

به خاطر فطری بودن این اصل در جامعه انسانی، نقض عهد و پیمان شکنی از رذایل اخلاقی شمرده می شود و ضربات شکننده و جبران ناپذیری بر شخصیت و انسانیت فرد، وارد می سازد و در صحنه های سیاسی، هیچ چیز رسواتر از پیمان شکنی نیست.

تنها ملتی عزیز است که به تعهدات خود عمل کنند و آنها را محترم بشمارند.

قرآن مجید، دستور می دهد تا به عهد و پیمان خود پیوسته وفادار باشیم و بدانیم که در برابر خدا مسئولیم. همو می فرماید:

وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ. (انعام: 152)

به عهد الهی وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است تا متذکر شوید.

و نیز می فرماید:

وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْوءُلاً. (اسراء: 34)

به پیمان های خود وفادار باشید زیرا از پیمان ها سؤال خواهد شد.

و در آیه دیگری هم آمده است:

«وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ آنان (مؤمنین) به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند». (مؤمنون: 8)

این سه آیه جایگاه پیمان را در قرآن روشن می سازد و اهمیت ویژه آن را بیان می کند.

نادیده گرفتن پیمان ها، جز خودخواهی و بی اعتنایی به حقوق دیگران و سبک شمردن شخصیت آنها علتی ندارد و افراد خودخواه و پیمان شکن از دید پیامبر اکرم نکوهش شده اند.چنان که ایشان فرموده است:

          «لا دینَ، لِمَن لا عهدَ له؛ آن کس که به پیمان خود وفادار نیست، مسلمان نیست».

پیام متن:

1. وفای به عهد و پیمان، ریشه در فطرت آدمی دارد؛

2. انسان در برابر عهد و پیمان مسئولیت دارد و پیمان مداری از ویژگی های مؤمنان است.

رعایت پیمان ها حتی در برابر دشمنان

وفای به عهد، تنها در محدوده روابط داخلی مسلمانان خلاصه نمی شود، بلکه مسلمانان موظفند در برابر بیگانگان، کافران و دشمنان نیز به تعهدات خود پای بند باشند. قرآن مجید، بزرگ ترین دشمن اسلام را یهود و مشرکان می داند. آنجا که می فرماید:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا. (مائده: 82)

یهود و مشرکان را لجوج ترین دشمن نسبت به افراد باایمان می یابی.

همین قرآن، هر زمان که پای پیمان به میان می آید، دستور می دهد که مسلمانان پیمان های خود را حتی با این گروه ها حفظ کنند و چیزی از آن کم نکنند. در آیه ای می فرماید:

إِلاَّ الَّذینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکُمْ فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقینَ.

مگر با آنان که در نزدیکی مسجد الحرام پیمان بستید تا آنان به پیمان خود وفادارند، شما نیز وفادار باشید. همانا خداوند پرهیزکاران را دوست می دارد. (توبه: 7)

با توجه به نکوهشی که قرآن درباره پیمان شکنان می کند، می توان از نظر اسلام در این باره به خوبی باخبر شد. برای مثال، در این آیه آمده است:

وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ. (توبه: 12)

اگر آنان پیمان های خود را شکستند و در آیین شما طعن زدند، سران کفر را بکشید. برای آنان پیمانی نیست. شاید آنان بپرهیزند.

در آیه دیگر با شدت هرچه تمام تر دستور می دهد که با پیمان شکنان نبرد کنید؛ چنان که می فرماید:

«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ؛ چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمی کنید». (توبه: 13)

در اهمیت حفظ پیمان، همین بس که اگر در میدان نبرد، فردی از دشمن بخواهد از منطق اسلام آگاه شود، آن گاه درباره گرایش به اسلام تصمیم بگیرد، به حکم قرآن، باید به او امان داد و پیمان بست تا سخن خدا و منطق قرآن را به خوبی بشنود.

هرگاه بخواهد به اردوگاه خود بازگردد، باید او را با کمال احترام به آنجا بازگرداند و این حقیقت در این آیه به خوبی منعکس شده است:

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتّی یَسْمَعَ کَلامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ. (توبه: 6)

هرگاه مشرکی امان بخواهد تا سخن خدا را بشنود، به او امان بده تا کلام الهی را گوش کند، آن گاه او را به جایگاه خود باز گردان.

پیام متن:

1. پای بندی به عهد و پیمان حتی در برابر مشرکان؛

2. نکوهش شدید پیمان شکنان در آیات قرآن.

عمل به وعده های اخلاقی

گروهی از مردم به پیمان های رسمی اهمیت ویژه ای می دهند، ولی به وعده های اخلاقی خود چندان احترامی نمی گذارند. وعده کردن و عمل نکردن نزد آنان جرم و گناهی شمرده نمی شود، در صورتی که بی اعتنایی به چنین وعده های دوستانه ای، هر چند جرم به شمار نیاید، از نظر اصول اخلاقی اسلام بسیار نکوهیده است.

این رفتار نوعی کم شخصیتی و بی اعتنایی به دیگران به شمار می آید. پیامبر گرامی اسلام فرمودند:

مَنْ کان یُؤمِنُ باللّه ِ والیومِ الآخِرِ فَلَیْفِ اِذا وَعَد.

آن کس که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد، باید به وعده های خود وفادار باشد.

در برخی روایت ها، عمل به وعده های اخلاقی به صورت یک امر واجب مطرح شده است.این نشان دهنده اهمیت عمل به چنین وعده هایی است. تا آنجاکه برخی پیشوایان معصوم می فرمایند:

«یَجِبُ عَلی الْمُؤْمِنِ الوفاءُ بالمَواعیدِ؛ بر فرد باایمان لازم است به پیمان خود عمل کند».

متأسفانه پیمان شکنی و خلف وعده، امروزه در زندگی بسیاری از مردم به ویژه صنعت کاران به وفور دیده می شود. البته گروهی هم به خاطر خودشیرینی چیزی را متعهد می شوند که توانایی اجرای آن را ندارند.

این گروه، غافلند که وعده های خارج از توانایی، از شخصیت انسان می کاهد و او را یک فرد غیراصولی و بی مبنا معرفی می کند.

پیام متن:

1. لزوم عمل به وعده های اخلاقی؛

2. وعده دادن به قدر توانایی.

اسوه های وفاداری

برجسته ترین و زیباترین نمودهای وفاداری را می توان در میان پیامبران و رهبران الهی یافت.این بزرگ مردان، هم خود بر وفاداری به عهد و پیمان پای می فشردند و هم پیروان خود را به سوی این فضیلت بزرگ فرامی خواندند. قرآن کریم یکی از این الگوها را چنین یادآور می شود:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ. (مریم: 54)

در این کتاب، اسماعیل را یاد کن، همانا که او در وعده اش راست گو و باوفا بود.

در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است: حضرت اسماعیل با شخصی قرار گذاشت، ولی او در وعده گاه حاضر نشد. آن حضرت، مدت زیادی در آنجا به انتظار نشست. به گونه ای که غیبت طولانی ایشان، سبب نگرانی پیروانش گردید. سرانجام فردی که بر حسب اتفاق از آنجا می گذشت، حضرت را دید و گفت:

ای پیامبر خدا! ما بر اثر تأخیر شما نگران شده ایم. حضرت فرمود: من با فلان کس در اینجا وعده دیدار دارم، ولی او نیامده است و تا او نیاید من از اینجا نمی روم. آن مرد جریان را به مردم خبر داد و آنها به سراغ شخص مورد نظر رفتند و او را نزد آن حضرت آوردند. مرد با شرمساری گفت: ای پیامبر خدا! من قرار دیدار با شما را فراموش کردم.ایشان فرمود: اگر نیامده بودی، من همچنان در اینجا می ماندم.

در مورد پیامبر گرامی اسلام هم آمده است که ایشان روزی کنار سنگی با شخصی وعده دیدار داشتند.

آفتاب بالا آمد. هوا گرم شد، ولی او نیامد. یاران آن حضرت به ایشان گفتند: خوب است از آفتاب به سایه بیایید. حضرت فرمود:

من با او در اینجا وعده دیدار دارم و تا او نیاید، از اینجا حرکت نخواهم کرد.

درباره امام سجاد علیه السلام نیز آمده است که ایشان از یکی از یاران خویش ده هزار درهم قرض خواست. وقتی که شخص در برابر این مبلغ از حضرت تقاضای رهن کرد، امام نخی از عبای خود کشید و به او داد و فرمود:

این وثیقه من است تا موقع ادای دین نزد تو باشد. پس از مدتی، امام پول شخص را آماده کرده و فرمود: پولت حاضر است. وثیقه مرا بیاور. آن شخص که قصد برگرداندن نخ را نداشت، گفت:

من نخ عبا را گم کرده ام. حضرت فرمود: در این صورت طلب خود را نخواهی گرفت؛ زیرا تعهد با شخصی مثل مرا نباید ناچیز انگاشت. به ناچار مرد نخ عبا را به امام برگرداند و بدهی خود را گرفت.

در حقیقت، امام با این عمل به دیگران آموخت که یک نخ ممکن است به تنهایی ارزشی نداشته باشد، ولی وقتی نشانه التزام به یک پیمان باشد، آن قدر ارزشمند است که می تواند وثیقه و پشتوانه مبالغ سنگین نیز قرار بگیرد.

پیام متن:

وفاداری به پیمان در سیره انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام .

نمونه ای دیگر از وفای به عهد

تاریخ از شخصیت های برجسته ای یاد می کند که عمل به پیمان را تا پای جان محترم می شمردند.در تاریخ زندگی سیاه حجاج می خوانیم وی به قتل گروهی فرمان داد. وقتی نوبت به قتل آخرین فرد رسید، صدای مؤذن برخاست.

وی آن فرد را به یکی از مأموران خود سپرد که شب مراقب او باشد و او را صبح به دارالاماره بیاورد تا مجازاتش کند. وقتی هر دو نفر از مقرّ حکومت حجاج خارج شدند، آن فرد به مأمور حجاج رو کرد و گفت: من بی جهت گرفتار شده ام و به رحمت خداوند امیدوارم. تمنای من این است که به من نیکی کنی و اجازه دهی من امشب را به خانه خود برگردم و با همسر و فرزندانم وداع کنم و وصایای خود را بگویم، حقوق مردم را ادا کنم و فردا اول وقت پیش تو بیایم. مأمور حجاج از این درخواست در شگفت ماند و گفت:

هرگز دیده ای مرغ از قفس بپرد و بار دیگر به قفس بازگردد. من چگونه تو را آزاد کنم، در حالی که امیدی به بازگشت تو ندارم. آن فرد گفت: عهد می کنم که فردا در اول وقت باز گردم و خدا را بر این عهد گواه می گیرم.

مأمور حجاج، لحظه ای منقلب شد و او را آزاد کرد. وقتی از دیدگاه غایب شد، سخت پشیمان شد و خود را در معرض خشم حجاج دید. آن شب تا صبح نخوابید.

صبحگاه، آن مرد به پیمان خود عمل کرد و در خانه مأمور حجاج را زد. تا چشم مأمور به وی افتاد، گفت: چرا آمدی؟ گفت هر کس عهد کند و خداوند را به آن گواه بگیرد باید به آن وفادار باشد و از سوی دیگر به رحمت پروردگار جهان اطمینان کامل دارم.

مأمور او را به دارالاماره برد و سرگذشت خود را با حجاج در میان نهاد و از وفای او به پیمان خود سخت تعجب کرد. حجاج او را به مأمور بخشید و او نیز مرد را با کمال مهربانی آزاد کرد.هنگام آزاد شدن، از مأمور حجاج سپاس گزاری نکرد، ولی فردای آن روز بازگشت و مراتب حق شناسی را به جا آورد و علت تأخیر در عذرخواهی را چنین بیان کرد:

«نجات دهنده واقعی من خدا بود و تو وسیله این کار. اگر اول از تو تشکر می کردم، تو را شریک نعمت خدا قرار داده بودم.لازم دانستم نخست از خدا تشکر کنم، آن گاه از تو قدردانی نمایم».

چنین انسان هایی تربیت یافتگان مکتب قرآنند و همواره این آیه ها را با گوش جانشان می شنوند که می فرماید:

«الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها که به عهد الهی وفا می کنند وپیمان را نمی شکنند.»(رعد:20) «وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلیلاً؛ و هرگز پیمان الهی را به بهای کم مبادله نکنید». (نحل:95)

پیام متن:

1. وفاداری به پیمان وسیله ای برای نزول رحمت الهی؛

2. وفای به عهد و پیمان حتی در حساس ترین شرایط زندگی.

پیمان شکنی و پی آمدهای منفی آن

به همان اندازه که درباره وفاداری به عهد و پیمان تأکید شده، از پیمان شکنی و بی وفایی نکوهش شده است. قرآن کریم، بیشترین زیان ناشی از پیمان شکنی را متوجه شخص پیمان شکن می داند و می فرماید: «فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ؛ هر کس پیمان شکنی کند، در حقیقت به زیان خویش پیمان شکنی کرده است». (فتح: 10)

سلب اعتماد عمومی، آسیب دیگر پیمان شکنی است. احساس اعتماد متقابل، پشتوانه محکمی برای فعالیت های اجتماعی است. اگر وفای به عهد، از جامعه انسانی رخت بربندد و پیمان ها یکی پس از دیگری شکسته شود، سرمایه بزرگ اعتماد عمومی به غارت خواهد رفت و جامعه به ظاهر متشکل، به اجزایی پراکنده تبدیل می شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«لا تَعْتَمِدْ عَلی مَوَدَّةِ مَنْ لا یُوفی بِعَهده؛ بر دوستی کسی که به عهد و پیمان خود وفا نمی کند، اعتماد مکن».

پیر پیمانه کشِ من که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

                                                                                                  حافظ شیرازی

شخص پیمان شکن، افزون بر اینکه اعتبار و ارزش دنیوی خود را از دست می دهد، در آخرت نیز با گرفتاری بزرگی روبه رو خواهد شد. سرنوشتی که امام علی علیه السلام آن را چنین ترسیم می کند:

إنَّ فِی النَّارِ لَمَدینَةٌ یُقالُ لَهَا الْحَصینَةُ أفَلا تَسْئلُونی ما فیها؟ فَقیلَ لَهُ ما فیها یا امیرالمؤمنینَ؟ قالَ فیها أَیْدیِ النّاکِثینَ.

همانا در جهنم شهری است که به آن حصینه (دژ مستحکم) می گویند. آیا از من نمی پرسید که در آن شهر چیست؟ سؤال شد: ای امیرمؤمنان در آن شهر چیست؟ فرمود: دست های پیمان شکنان!

شاید اشاره به دست در این روایت، به این خاطر باشد که اغلب پیمان ها با دست دادن طرفین انجام می شده است.

پیام متن:

ضرر و زیان پیمان شکنی به خود شخص باز می گردد و در دنیا دچار بی اعتمادی و در آخرت با عذاب الهی روبه رو می شود.

 

                            ***********************************

رسول الله صلی الله علیه و آله: «من کان یؤمن بالله والیوم الآخر فلیف اذا وعد» . (1)

هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد پس به وعده اش وفا کند .

رسول الله صلی الله علیه و آله: «اقربکم غدا منی فی الموقف اصدقکم للحدیث . . . و اوفاکم بالعهد و احسنکم خلقا» . (2)

در روز رستاخیز نزدیک ترین شما به من راستگوترین شماست در قول . . . و وفادارترین شماست در پیمان و نیکوترین شماست در خلق و خو .

رسول الله صلی الله علیه و آله: «اذا نقضوا العهد سلط الله علیهم عدوهم » . (3)

هر گاه مردم عهدهای خود را بشکنند و به آن وفا نکنند خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط خواهد ساخت .

رسول الله صلی الله علیه و آله: «حسن العهد من الایمان » . (4)

خوش قولی از ایمان است .

امام علی علیه السلام: «احسن الصدق الوفاء بالعهد» . (5)

بهترین راستی و صداقت وفای به عهد است .

امام علی علیه السلام: «بحسن الوفاء یعرف الابرار» . (6)

انسان های نیک کردار به خوش قولی شناخته می شوند .

امام علی علیه السلام: «سنة الکرام الوفاء بالعهود» . (7)

وفای به عهد راه و رسم بزرگواران است . 

امام علی علیه السلام: «وعد الکریم نقد و تعجیل وعد اللئیم تسویف و تعلیل » . (8)

وعده انسان با کرامت نقد و فوری است [یعنی به موقع به آن عمل می کند] و انسان پست در وعده هایش تعلل و سستی می کند و آن را به تاخیر می اندازد .

امام علی علیه السلام: «لاتعتمد علی مودة من لایوفی بعهده » . (9)

بر دوستی کسی که به عهد خود وفا نمی کند اعتماد نکن .

امام علی علیه السلام: «من احسن الوفاء استحق الاصطفاء» . (10)

هر کس به عهد خود به نیکی وفا کند و به آن پای بند باشد مستحق انتخاب و برگزیدگی است [برای دوستی و برادری] .

امام صادق علیه السلام: «لاتعدن اخاک وعدا لیس فی یدک وفاؤه » . (11)

به برادر خود وعده ای نده که وفای به آن از قدرت و توان تو بیرون است .

امام کاظم علیه السلام: «اذا وعدتم الصغار فاوفوا لهم فانهم یرون انکم انتم الذین ترزقونهم » . (12)

هنگامی که به کودکان وعده دادید به آن پای بند و وفادار باشید زیرا آنها گمان می کنند که شما روزی رسان آنها هستید (و بدین سان در بزرگی به روزی رسان واقعی و خدای خود خوش گمان خواهند شد) .

پی نوشت ها:

1) تحف العقول، ص 45 .

2) امالی طوسی، ص 229، ح 53 .

3) علل الشرایع، ص 584، ح 26 .

4) کنزالعمال، ج 4، ص 365، ح 10937 .

5) غررالحکم، ح 3327 .

6) همان، ح 4331 .

7) همان، ح 5556 .

8) همان، ح 10063 و 10064 .

9) همان، ح 10260 .

10) همان، ح 8690 .

11) تحف العقول، ص 367 .

12) عدة الداعی، ص 75 .



نوع مطلب : اجتماعی  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اَینَ الرَّجبیّون ...

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:جمعه 5 خرداد 1391-06:44 ق.ظ

ماه رجب

نوع مطلب : مناسبتها  عکس  اخلاقی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2