تبلیغات
فرهاد جابرشیرازی - مطالب ابر رمضان المبارک
@jaber.farhad

رمضان 1434مبارک + احیای تفکراسلامی

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:یکشنبه 16 تیر 1392-10:38 ق.ظ

                          

رمضان1392

 
ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان ، این مطلب را که قسمتی از کتاب احیای تفکر اسلامی اثر شهید آیت الله مطهری است را ارائه میکنم  (شاید بی ربط با جریانات مصر ، سقوط دولت محمدمرسی و عدم کارایی اخوان المسلمین در سطح کلان کشور مصر نباشد ) :
 
روح اسلامى در مسلمین مرده است

در اشعارى كه در همین جلسات خوانده شد شما دیدید كه اقبال چقدر از تقلید كور كورانه اى كه مسلمانان از تمدن غربى دارند انتقاد مى كند و باز درباره اسلام كه اسلام چنین و چنان است در اشعار خودش آنچه را كه باید و مى توانسته است بگوید گفته است قسمت سوم است :

آیا اسلام واقعى امروز در میان مسلمین وجود دارد یا وجود ندارد ؟

اقبال متوجه این نكته شده كه اسلام هم در میان مسلمین وجود دارد و هم وجود ندارد اسلام وجود دارد به صورت اینكه ما مى بینیم شعائر اسلام در میان مسلمین هست , بانگ اذان در میان مردم شنیده مى شود , موقع نماز كه مى شود رو به مساجد مى آورند , مرده هاشان را به رسم اسلام دفن مى كنند , براى نوزادهایشان به رسم اسلام تشریفاتى قائل مى شوند , اسمهایشان غالبا اسمهاى اسلامى است , محمد است , حسن است , حسین است , عبدالرحیم و عبدالرحمن است ولى آنچه كه روح اسلام است در این مردم وجود ندارد روح اسلام در جامعه اسلامى مرده است این است كه معتقد مى شود به تجدید حیات اسلامى , و اینكه حیات اسلامى را باید تجدید كرد و امكان تجدیدش هست چون اسلام نمرده است , مسلمین مرده اند اسلام نمرده است , چرا ؟

چون كتاب آسمانیش هست , سنت پیغمبرش هست , و اینها به صورت زنده اى هستند , یعنى دنیا نتوانسته بهتر از آنها بیاورد آنچه قرآن آورده هیئت بطلیموس نیست كه بگوئیم نظریه دیگرى آمد و آن نظریه را نسخ كرد , نظریه طبیعیات مبتنى بر عناصر چهارگانه نیست كه بگوئیم علم امروز آمد و گفت آن عناصر چهارگانه شما همه مركبند و عنصر نیستند و عناصر بیش از این حرفهاست نه , خود اسلام زنده است با تكیه گاه و مبناى زنده , پس نقص كار در كجاست ؟

نقص كار در تفكر مسلمین است یعنى فكر مسلمین , طرز تلقى مسلمین از اسلام به صورت زنده اى نیست , به صورت مرده است مثل این است كه شما بذر زنده اى را به شكلى بر خلاف اصول كشاورزى زیر خاك كنید كه این بذر در زیر خاك بماند ولى جوانه نزند , ریشه هایش در زیر زمین ندود , عصاره خاك را نمكد , یا به صورت نهالى كه شما مى خواهید از جائى در جاى دیگر بكارید این نهال الان زنده است , ولى اگر شما این را وارونه بكارید یعنى ریشه این نهال را بیاورید بالا و سر آن را كه باید در هوا باشد زیر خاك بكنید , این , هم هست و هم نیست .

تعبیر لطیفى دارد امیرالمؤمنین على علیه السلام , آینده اسلام و مسلمین را ذكر مى فرماید : و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا ( 1 ) . یعنى مردم جامه اسلام را به تن مى كنند ولى آنچنانكه پوستین را وارونه به تن كنند .

پوستین در زمستان براى دفع سرماست , یك وقت هست پوستین را مى اندازند دور , لخت و عور در مقابل سرما ظاهر مى شوند یك وقت هم هست پوستین را مى پوشند اما نه آنطور كه باید بپوشند , یعنى قسمت پشم دار را بیرون مى گذارند و قسمت پوست را مى پوشند در این صورت نه تنها گرما ندارد و بدن را گرم نمى كند , بلكه به یك صورت مضحك و وحشتناك و مسخره اى هم در مى آید .

مى فرماید : اسلام را مردم چنین خواهند كرد , هم دارند و هم ندارند دارند ولى چون آن را وارونه كرده اند , آنچه باید رو باشد زیر است و آنچه باید در زیر قرار بگیرد , در رو قرار گرفته است نتیجه این است كه اسلام هست اما اسلام بى خاصیت و بى اثر , اسلامى كه دیگر نمى تواند حرارت بدهد , نمى تواند حركت و جنبش بدهد , نمى تواند نیرو بدهد , نمى تواند بصیرت بدهد , بلكه مثل یك درخت پژمرده آفت زده اى مى شود كه سر پا هست اما پژمرده و افسرده , برگ هم اگر دارد برگهاى پژمرده با حالت زار و نزار است این از كجاست ؟

1 - نهج البلاغه فیض الاسلام , خطبه 170 , صفحه 324 .

بستگى دارد بطرز تلقى مسلمین از اسلام كه چه جور اسلام را مى گیرند و چه جور تلقى مى كنند , آن را از سر مى گیرند , از پا مى گیرند , از ته مى گیرند , آن را تجزیه مى كنند , قسمتى از آن را مى گیرند و قسمتى را نمى گیرند , قشرش را مى گیرند و لبش را نمى گیرند , یا مى خواهند لبش را بگیرند و قشرش را رها كنند , بالاخره به صورتى درمى آید كه : لا یموت فیها و لا یحیى ( 1 ) .

نه مرده است و نه زنده نه مى شود گفت هست و نه مى شود گفت نیست این , نكته اساسى است , والا تنها ما بنشینیم از تمدن و فرهنگ اروپائى انتقاد بكنیم , از فرهنگ اسلامى هم تمجید بكنیم و بعد هم بنشینیم و خیال بكنیم كه فرهنگ اسلامى و روح اسلام همان است كه ما امروز داریم , پس مردم دنیا بیایند از ما پیروى كنند , كارى از پیش نمى رود خوب اگر مردم دنیا بیایند از ما پیروى كنند , مثل ما مى شوند یعنى به صورت نیمه مرده اى در مى آیند حالا خود قرآن را ببینید :

اساسا همه این تعبیرات : حیات اسلامى , حیات تفكر اسلامى , همه اینها , اساسى است كه طرحش را خود قرآن ریخته است و تعبیرها از خود قرآن است مى گوید : یا ایهاالذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما یحییكم ( 2 ) . اى مردم ! نداى این پیغمبر را بپذیرید , این پیغمبرى كه شما را دعوت مى كند به آن حقیقتى كه شما را زنده مى كند این پیغمبر براى شما یك اسرافیل است , یك محیى است , تعلیمات او زندگى بخش است , حیاتبخش است .

1 - سوره طه , آیه 74 - سوره اعلى , آیه 13 .

2 - سوره انفال , آیه 24 .

از شما مى پرسم خاصیت حیات چیست ؟ اصلا حیات یعنى چه ؟ قرآن مردم جاهلیت را مى گوید اینها امواتند . انك لا تسمع الموتى ( 1 ) , و ما انت بمسمع من فى القبور ( 2 ) . مى گوید : این مردمى كه مى بینى , مرده هائى هستند متحرك , مرده هائى هستند كه به جاى اینكه زیر خاك باشند , دارند روى زمین راه مى روند مرده متحرك هستند , به اینها زنده نمى شود گفت , ولى به مسلمین مى گوید بیائید این تعلیمات را بپذیرید خاصیت این تعلیمات این است كه به شما جان و نیرو مى دهد و حیات مى بخشد خاصیت حیات چیست ؟

شما از هر عالمى , از هر فیلسوفى كه حیات را تعریف مى كند , بپرسید به چه چیز مى شود گفت حیات و زندگى ؟ اصلا معنى حیات و زندگى چیست ؟ البته كسى مدعى نمى شود كه حقیقت و ماهیت حیات را تعریف كند ولى حیات را از روى آثارش مى شناسند و این جور به شما خواهند گفت : حیات یعنى حقیقت مجهول الكنهى كه دو خاصیت دارد , یكى آگاهى و دیگرى جنبش .

انسان بهر نسبت كه آگاهى بیشترى دارد , حیات بیشترى دارد به هر نسبت كه تحرك و جنبش بیشترى دارد حیات بیشترى دارد , و بهر نسبت كه آگاهى كمترى دارد و بى خبرتر است , مرده تر است به هر نسبت كه ساكن تر است , مرده تر است و بهر نسبت كه بى خبرى را بیشتر مى پسندد , مردگى در مردگى دارد و بهر نسبت كه سكون را بیشتر مى پسندد , مردگى در مردگى دارد حالا شما ببینید ما مردم مرده اى هستیم یا نه ؟ در نظر ما سكون احترامش بیشتر است یا تحرک ؟

1 - سوره نمل , آیه 80 .

2 - سوره فاطر آیه 22 .

یعنى جامعه ما براى یك آدم جنبنده بیشتر احترام قائل است یا براى یك آدمى كه با كمال سكون و وقار سر جاى خودش نشسته و تكان نمى خورد و مى گوید :
                 گر به مغزم زنى وگر دمبم                           كه من از جاى خود نمى جنبم

مى بینید جامعه ما براى این بیشتر احترام قائل است این , علامت كمال مردگى یك اجتماع است , كه هر انسانى هر اندازه بى خبرتر و ناآگاهتر باشد او را بیشتر مى پسندد و با ذائقه او بیشتر جور در مى آید .

 
منطق ماشین دودى

یكى از دوستان ما كه مرد نكته سنجى است , یك تعبیر بسیار لطیف داشت , اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودى , مى گفتیم منطق ماشین دودى چیست ؟ مى گفت من یك درسى را از قدیم آموخته ام و جامعه را روى منطق ماشین دودى مى شناسم .

وقتى بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران - شاه عبدالعظیم بود من مى دیدم كه قطار وقتى در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع مى شوند و آن را تماشا مى كنند و به زبان حال مى گویند ببین چه موجود عجیبى است معلوم بود كه یك احترام و عظمتى براى آن قاسل هستند تا قطار ایستاده بود با یك نظر تعظیم و تكریم و احترام و اعجاب به آن نگاه مى كردند تا كم كم ساعت حركت قطار مى رسید و قطار راه مى افتاد همین كه راه مى افتاد بچه ها مى دویدند , سنگ بر مى داشتند و قطار را مورد حمله قرار مى دادند من تعجب مى كردم كه اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتى كه ایستاده یك یگ كوچك هم به آن نمى زنند , و اگر باید برایش اعجاب قائل بود , اعجاب بیشتر در وقتى است كه حركت مى كند .

این معما برایم بود تا وقتى كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این قانون كلى زندگى ما ایرانیان است كه هر كسى و هر چیزى تا وقتى كه ساكن است مورد احترام است تا ساكت است مورد تعظیم و تبجیل است , اما همینكه به راه افتاد و یك قدم برداشت نه تنها كسى كمكش نمى كند , بلكه سنگ است كه بطرف او پرتاب مى شود و این نشانه یك جامعه مرده است , ولى یك جامعه زنده فقط براى كسانى احترام قائل است كه متكلم هستند نه ساكت , متحركند نه ساكن , باخبرترند نه بى خبرتر .

پس اینها علائم حیات و موت است البته اینها , دو علامت بارزتر و مشخص تر حیات بودند كه عرض كردم والا علائم دیگر هم زیاد دارد .....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمضان المبارک

نویسنده : farhad jaber
تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1391-12:28 ق.ظ

                   رمضان

ماه رمضان که خوابش هم عبادته پس چرا از این فرصت استفاده نکنیم ؟ واجباتت رو انجام بده و تو این ماه که شیطان در غل و زنجیره ، هوای نفست رو کنترل کن ( گناه صغیر ه  و  کبیره نکن )  تا خدا هم لذت عبادت رو بهت بچشونه

یه کارگر ساختمان سئوال کرده که تو این تابستون من چطور روزه بگیرم ؟

یه کمی که فکر کنیم میبینیم واقعا با شرایطی که این کارگر داره روزه گرفتن خیلی براش سخته ، پس باید چیکار کنه ؟ روزه نگیره ؟ خب اگر روزه نگیره گناه کاره و مستحق عذاب .

پس چیکار کنه ؟

برای اینکه مرتکب گناه نشه ، هر روز قبل اذان صبح نیت روزه میکنه و تا قبل از اذان ظهر باید 22 کیلومتر از شهرش خارج بشه و در اونجا روزه اش رو بخوره و برگرده به شهر و به کارش برسه(ضمنا : نباید در مکان عمومی روزه خواری بکنه گرچه روزه نیست ) .

البته باید بعدا قضاش رو بگیره . تو زمستون ! (کارگر ساختمان معمولا در زمستون بیکاره و روز هم کوتاه ).

                 به قولی اگر احکام شرعی رو بلد باشی نه جهنم میری نه به سختی میافتی

اینا رو گفتم که کسی مرتکب روزه خواری و گناه کبیره نشه ، نه اینکه بهانه باشه برا فرار از روزه وگرنه بهترین ماه برای روزه داری همین ماه رمضونه (ان تصوموا خیرلکم)



نوع مطلب : عکس  مناسبتها  احکام شرع 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()